نگاه تایم به وضعیت ایران؛ جمهوری اسلامی در آستانۀ فروپاشی؟
جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴

گرانی، بیارزش بودن پول ملی، بیکاری، فشار تحریمها، بیآبی، سایه سنگین جنگ
بر کشور و البته موج دوباره بازداشت مخالفان سیاسی از سوی جمهوری اسلامی؛ این
مجموعه چه چشماندازی را درباره آینده ایرانیان و حکومتی که کشور را اداره میکند
ارائه میدهد؟
نشریه تایم در مقالهای مفصل به این موضوع پرداخته و چشمانداز پیشروی ایران
همچنین رویکردی که جهان باید در قبال جمهوری اسلامی در پیش بگیرد را مورد
بررسی قرار داده است.
از زمان جنگ ۱۲ روزه با اسرائيل در ماه ژوئن، مقامهای ایرانی هزاران نفر را به
اتهام جاسوسی بازداشت کردهاند از جمله فعالان، روزنامهنگاران و شهروندان عادی.
بر اساس برآوردهای کارشناسان سازمان ملل، تهران بیش از هزار نفر را اعدام کرده
است. قطع اینترنت نیز به روالی عادی تبدیل شده است.
دستگاه امنیتی ایران شبانهروز در حال فعالیت است، نه به این دلیل که حکومت قدرتمند
است بلکه چون بهشدت وحشتزده است.
قرار بود جنگ با اسرائيل قدرت محور مقاومت مورد ادعای ایران را به نمایش بگذارد
اما در عمل، حملات دقیق اسرائيل فرماندهان ارشد سپاه پاسداران را کشت، به تاسیسات
هستهای آسیب جدی زد و نشان داد سامانههای پدافند هوایی که سالها تبلیغ
میشدند، چیزی بیش از یک نمایش پرهزینه نبودند.
نیروهای نیابتی منطقهای جمهوری اسلامی، از حزبالله تا حماس، عملا به حاشیه
رانده شدهاند. ساختار بازدارندگی که ایران دههها برای آن هزینه کرده بود، فرو ریخته
است.
بازداشت مخالفان از سر کینه اقتدارگرایانه نیست؛ بلکه نشانههای یک حکومت دینی در
بحران وجودی است، دستوپا زدنهای ناامیدانه نظامی که میداند کنترل اوضاع را از
دست میدهد. جمهوری اسلامی همواره با منتقدانش خشن بوده، اما موج کنونی
سرکوب، بوی آشکار وحشت میدهد.
وضعیت اقتصاد، سیاست و محیطزیست ایران نیز به همان اندازه تیره است. پس از
سالها تورم شدید، ریال ایران در دسامبر به نرخ ۱.۳ میلیون در برابر دلار سقوط کرد.
و سپس ایران بحران آب را تجربه میکند. هرچند در روزهای اخیر بارندگیهایی رخ
داده، اما بههیچوجه کافی نبوده است.
در پس همه اینها، مسئله جانشینی قرار دارد. سلامت علی خامنهای، رهبر جمهوری
اسلامی سالهاست موضوع گمانهزنی است؛
در پشت صحنه، گفته میشود افرادی در تلاش برای بررسی گزینههای جانشینی رهبر
جمهوری اسلامی هستند. اسامی مختلفی هم در این میان شنیده میشود و نام مجتبی
خامنهای بیش از سایرین به گوش میرسد. هرچند معادلات در درون کانونهای داخلی
قدرت در فردای مرگ خامنهای احتمالا تغییرات زیادی خواهد داشت و نمیتوان از
همین حالا نتیجه را به سادگی پیشبینی کرد.
انتقال آرام قدرت به جامعهای آرام نیاز دارد، نه مردمی خشمگین و ناراضی. جمهوری
اسلامی در ۴۶ سال عمر خود تنها یک بار جانشینی را تجربه کرده و آن هم در شرایطی
بسیار کمتنشتر.
سنت قدیمی سرکوب در لحظات بحران پیام روشنی میفرستد: هیچکس مصون نیست.
تهران حاضر است محکومیت جهانی را بپذیرد، زیرا از مردم خود بیش از فشار خارجی
میترسد.
جمهوری اسلامی سابقهای طولانی در هدف قرار دادن روشنفکران، هنرمندان و فعالان
درست در زمانی دارد که بیشترین احساس تهدید را میکند. آنچه اکنون شاهد آن
هستیم، تازهترین تکرار این سنت تاریک است اما با شدتی که نشان میدهد حکومت
تهدید کنونی را وجودی میداند.