نگاهی طبقاتی و اجتماعی به مراسم بزرگداشت محمودخان دزلی
شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۵
ارسالی، جمعی از فعالین اجتماعی مریوان

“انسان ها تاریخ خود را میسازند، اما نه آن گونه که خود می خواهند؛ آنان تاریخ را در شرایطی میسازند که خود انتخاب نکرده اند ، بلکه با شرایطی روبهرو هستند که از گذشته به انها به ارث رسیده است. “
کارل مارکس
تاریخ هر جامعهای را میتوان از زاویههای گوناگون مورد برسی و مطالعه کرد؛ از منظر زندگی شاهان و خانها تا زندگی و مبارزات مردمی که زیر سلطه همین مناسبات، کار کردهاند، رنج بردهاند و جامعه را ساختهاند. تفاوت این دو نگاه، صرفاً تفاوت در انتخاب شخصیتهای تاریخی نیست؛ بلکه ریشه در جهانبینی و جایگاه طبقاتی است.
چندی پیش در روستای دزلی، مراسمی برای بزرگداشت محمودخان دزلی برگزار شد؛ شخصیتی که از او بهعنوان یکی از خانها و اربابان بانفوذ منطقه یاد میشود. بنا بر روایتهای شفاهی، او در دوره زمامداری شیخ محمود برزنجی، در روستای دزلی زندگی می کرده و در تحولات و درگیریهای آن دوران، از جمله مقاومت در برابر نیروهای انگلیسی، نقش ایفا کرده است.
بدون تردید، شناخت تاریخ منطقه و شخصیتهای گذشته ضروری است.
و اما ، آیا هر شخصیتی که در گذشته صاحب قدرت و نفوذ بوده و یا حضور در یک جنگ و همراهی با یک شخصیت تاریخی، برای تبدیل شدن به قهرمان عمومی یک جامعه کافی است؟
فئودالیسم؛ یک مرحله تاریخی است، نه برای نفرت و نه برای ستایش.
در نگرش ماتریالیسم تاریخی مارکس، جوامع بشری مناسبات تولیدی گوناگونی را تجربه کردهاند؛ از کمون اولیه و بردهداری تا فئودالیسم و سرمایهداری. البته این مراحل در همه جوامع ، مسیر یکسان و خطی نداشتهاند و هر جامعه ویژگیها و شرایط تاریخی خاص خود را داشته است.
نیروهای مولده همیشه و همواره در حال تغییر، رشد و پیشرفتاند؛ اما مناسبات تولید ، به مانعی در مقابل نیروهای مولده ایستاده و به سدی در برابر رشد این نیروها تبدیل شده اند . از دل این تضادها، دگرگونیهای بنیادین اجتماعی و تحولات تاریخی، از جمله انقلابهای اجتماعی، فراهم میشود.
فئودالیسم نیز یکی از مراحل تاریخی تحول جوامع بشری بود که در آن مالکیت زمین و مناسبات ارباب و رعیتی نقش اساسی و تعیینکننده داشته است. در چنین ساختاری، زمین و ابزار تولید در اختیار مالکان و اربابان قرار داشت و دهقانان از طریق کار، زندگی فئودالها را تأمین میکردند.
بنابراین، مسئله ما با فئودالیسم (خانها ) خصومت شخصی نیست. خانها بخشی از تاریخ اجتماعی و اقتصادی جوامع گذشته بودهاند و نمیتوان حضورشان را از تاریخ حذف کرد. اما شناخت تاریخی یک پدیده با ستایش آن تفاوت دارد.
از نگاه طبقاتی، پرسش اصلی این است: خانها چگونه به قدرت و ثروت دست يافتند؟ چه کسانی زمینها را کشت میکردند و چه کسانی از حاصل کار دهقانان و زحمتکشان بهره میبردند؟
خانها و ارباب صرفاً یک عنوان یا لقب نبوده؛ بلکه نماینده مناسبات اقتصادی و اجتماعی مشخصی بوده اند که در آن زمین و ابزار تولید را در اختیار داشته و اکثریت مردم، بهویژه دهقانان، به صاحبان زمین ( فئودالها ) وابسته بودند.
مبارزه با استعمار و مناسبات طبقاتی دو مسئله متفاوتاند.
اگر محمودخان دزلی در کنار شیخ محمود برزنجی یا در مقاومت علیه نیروهای انگلیسی نقش داشته باشد، این موضوع بخشی از تاریخ سیاسی و نظامی منطقه است و باید مورد بررسی قرار گیرد. اما چنین نقشی چیزی از استثمار و به بردگی کشاندن مردم در داخل نمی کاهد ، به عبارت دیگر، جنگ با استعمار خارجی به معنای مخالفت با استثمار در داخل نیست و همزمان در مناسبات داخلی بخشی از ساختار ارباب و رعیتی می باشد.
بنابراین ، حضور یک شخصیت در جنگ علیه استعمار، نمی توان جایگاه اجتماعی و طبقاتی او را نادیده گرفت و تمام عملکرد تاریخیاش را مثبت ارزیابی کرد. تاریخ را باید با تمام تناقضهایش برسی کرد.
مراسم بزرگداشت محمودخان دزلی با مشارکت فرمانداری، بخشداری سروآباد، دهیاری روستا و خانهای محلی برگزار شده و هزینه آن نیز از بودجه دهیاری تأمین شده، دهیاری که بودجهاش از منابع عمومی و امکانات متعلق به مردم تأمین میشود، چرا ؛ باید برای بزرگداشت مراسم خان هزینه شود ؟ آیا این انتخاب خواست همه مردم روستاست؟ آیا زحمتکشان و ساکنان روستا در چنین تصمیمی حق اظهار نظر و مشارکت داشتهاند؟
بودجه دهیاری ملک شخصی دهیار، خان یا هیچ مقام دیگری نیست؛ این منابع متعلق به مردم است و باید در جهت بهبود زندگی عمومی، از آب و بهداشت گرفته تا امکانات آموزشی، فرهنگی و رفاهی هزینه شود.
” واما “
اهمیت و نقطه عطف دیگر این بحث ؛ زمانیست که شهرداری مریوان ( بعد از یک هفته) میدانی را در محله بهارستان به نام «ناصرخان کانیسانان» نامگذاری کرده است.
نامگذاری میدانها و اماکن عمومی بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی جامعه را شکل میدهد. این انتخابها نشان میدهند که چه کسانی و کدام طبقه ازگذشته مورد توجه و شایسته برجسته شدن دارند.
تاریخ را از پایین بنویسیم ؛
تاریخ کردستان فقط تاریخ خانها و شیوخ نیست. این سرزمین تاریخ دهقانانی را نیز در خود دارد که زمینها را آباد کردند؛ کارگرانی که با دسترنج خود چرخ تولید و زندگی را به حرکت درآوردند؛ زنانی که در دشوارترین شرایط بار سنگین زندگی و کار را بر دوش کشیدند؛ و مردمی که برای آزادی، عدالت و برابری مبارزه کردند.
با این حال، در بسیاری از روایتهای رسمی و مراسم بزرگداشتها، نام صاحبان قدرت بیشتر برجسته میشود، اما تاریخ زندگی و مبارزات این بخش بزرگ از جامعه همچنان در حاشیه قرار دارد؟
مسئله ما حذف نام خانها از تاریخ یا انکار نقش آنان در رویدادهای گذشته نیست؛ مسئله، یکجانبهنگری در روایت تاریخ و فراموشی مردمی است که با کار و مبارزه خود جامعه را ساختهاند.
از نگاه ما، افتخار یک جامعه به تعداد خانها و اربابانش نیست؛بلکه به میزان آزادی، برابری، رفاه و کرامتی است که برای همه انسانها فراهم کرده است.
تاریخ را نباید فقط از زبان صاحبان قدرت شنید. باید آن را از پایین، از نگاه زندگی، کار و مبارزات مردمی روایت کرد که نام بسیاری از آنان در کتابها و اذهان عمومی جایی ندارند.
بهجای بازسازی تندیس و شکوه اربابان گذشته، باید تاریخ را نقد و جامعهای را ساخت ؛ که در آن نه اربابی وجود داشته باشد و نه رعیتی؛ نه کسی به دلیل مالکیت و نژاد بر دیگری برتری داشته باشد و نه سرنوشت مردم در اختیار خاندانها و صاحبان نفوذ قرار گیرد.
این است تفاوت نگاه طبقاتی به تاریخ با ستایشگران تاریخ.
جمعی از فعالین اجتماعی مریوان
شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۵
