نگاهی به بیانیه کمیته های انقلابی
دوشنبه ۳ مهر ۱۴۰۲

خیزش انقلابی ژینا یک تحول سیاسی و تاریخی بود که طی آن جامعه در مدت بسیار اندکی گام های بزرگی به جلو برداشت. این خیزش بر بستر یک شرایط عینی و مادی و در ادامه اعتراضات واعتصابات بزرگ کارگری شکل گرفت. این خیزش انقلابی ادامه خیزش گرسنگان و مردمان اعماق جامعه در دیماه نود و شش و آبان نود و هشت بود. این خیزش ادامه خیزش تشنگان در خوزستان بود. پیشتازی زنان یک عنصر کلیدی در پیشروی این خیزش بود. این خیزش با اقدامات نمادینی مانند دور افکندن روسریها بر کف خیابان و سوزاندن آنها و رقص و پایکوبی به دورشعله های آتش زیباترین صحنه های خود را آفرید و پایه های ایدئولوژیک حکومت اسلامی را در هم کوبید. این خیزش با تعرض به نیرومندترین پایگاه اسلام سیاسی با قوانین سخت دینی در خاورمیانه و شمال افریقا جنبش رهائی زن در منطقه را وارد فاز نوینی کرد و به الگویی برای جنبش رهایی زن در منطقه تبدیل شد. در جریان این خیزش دهها کمیته و شورا شکل گرفتند که نقش تعیین کنندەای در سازماندهی اعتراضات در محلات، خیابانها، میادین و دانشگاهها ایفا کردند. این کمیته ها و شوراها همزمان با رویارویی با سرکوبگران و ایستادگی شجاعانه و قهرمانانه در مقابل آنان، با هوشیاری سیاسی بینظیری، به مقابله با تشبثات اپوزیسیون بورژوایی و راست پرداختند.
در سالگرد این خیزش انقلابی فراخوانهای بسیاری از جانب تشکلهای کارگری، بازنشستگان ، دانشجویان و کمیته ها وشوراهای محلات انتشار یافتند. در همه این فراخوانها تعهد به ادامه خیزش تا درهم کوبیدن نظم ستمگرانه و استثمارگرانه بیان شده است. در این میان بیانیه مشترک ” جوانان انقلابی محلات سنندج، کمیته انقلابی گیلان، کمیته جواد نظری فتح آبادی، کمیته جوانان انقلابی سرخ مهاباد، گروه ژیان، هسته جوانان انقلابی زاهدان “، بر نکاتی انگشت گذاشتند که معمولا کمتر به آنان پرداخته میشوند. آنان به درستی بیانیه خود را اینگونه آغاز میکنند که ” بر ماست که از خود بپرسیم چه راهی را با یکدیگر پیمودەایم و برای ادامه مسیر به چه توشەهائی نیاز داریم”. آنان با برشمردن خواسته هائی که در مقابل جامعه قرار گرفته است نوشتند ” وقتی مردم از ستم به ستوه آمده، فریاد برآوردند “زن، زندگی، آزادی”، درواقع آنها صدای خود را از اعماق این جامعهی به شدت نابرابر و ضدانسانی بلند کردند. اکنون باید روشن کرد «ما»یی که این صدا را بلند کرده کیست و در سالگرد قیام مردمی «ژینا» چطور به ادامهی راه میاندیشد. «ما»یی که در جایگاه کارگران و فرودستان قرار داریم و از فاصلهی طبقاتی به شدت رنج میبریم؛ «ما»یی که «زن» هستیم و از نابرابری جنسیتی در رنجیم؛ «ما»یی که «کوئير» هستيم و ستم های فراوانی را از این بابت تحمل میکنیم؛ «ما»یی که «معلولیم» و از حقوق شهروندی محرومیم؛ «ما»یی که عربیم، کردیم، ترکیم، بلوچیم، لریم، ترکمنیم و… و به عناوین مختلف توسط ناسیونالیسم مرکزگرا، تحت فشار و سرکوب قرار میگیریم؛ و سرانجام «ما»یی که ساکن این سرزمینیم و از نابودی طبیعت، از سوختن و سوزاندن جنگلها، از خشکاندن تالابها و رودخانهها و از… در عذابیم” .
آنان بدون لکنت زبان یک “نه” بزرگ به پارلمانتاریسم بورژوایی داده و میگویند، “برای ما دیگر دموکراسی را نمیتوان به «صندوقهای رأی» و «نمایندگان منتخبی» که هر لحظه ممکن است لابی کنند و فاسد از آب درآیند خلاصه کرد”. ما خواهان مشارکت حداکثری مردم در ساختن سرنوشت خود هستیم و مشارکت حداکثری در سرنوشت خویش، مستلزم از بین رفتن «مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و بازتولید، منابع، معادن و…»، «اجتماعی شدن کار خانگی»، «ادارهی جمعی و شورایی» واحدهای تولیدی و خدماتی، مطابق با خواست و تمایل اکثریت جامعه است” . آنان با گفتن ” اجتماعی شدن کار خانگی” به نکته ای انگشت میگذارند که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. علیرغم این که این نکته بیان تفاوت اساسی بین دو نظم اقتصادی سرمایه داری وسوسیالیستی است و نشان میدهد که تهیه کنندگان بیانیه چه درک عمیقی از یکی از مهمترین بنیانهای فرودستی زنان دارند، و شاید این یکی از نکات برجسته طرح شده در بیانیه است. بویژه اگر در نظر بگیریم که ما در میانه خیزشی قرار گرفته ایم که با شعار “زن، زندگی، آزادی ” آغاز گردیده و گام به گام تعمیق یافتە است.
زمانی که مارکس و انگلس بیان داشتند که با “پیدایش خانواده پدرسالار، وضع تغییر یافت.اداره امور خانه، صفت اجتماعی و عمومی خود را از دست داد و به یک خدمت خصوصی مبدل گشت . زن نخستین خادم خانگی شد. از این رو از روند تولید اجتماعی بیرون رانده شد”، درست به همین فرودستی اشاره دارند. آنان ادامه میدهند که برابری واقعی میان زن و مرد “آنگاه کاملا به منصه ظهور میرسد که هر دو طرف در برابر قانون به تمامی یکسان باشند. آنگاه آشکار میشود که نخستین شرط آزادی زن و مرد و ورود دوباره تمامی زنان در صنعت عمومی و اجتماعی مستلزم آن است که خانواده دیگر واحد اقتصادی جامعه نباشد “.
نکته دیگر تأکید آنان بر حقوق ” کوئیرها ” ست. و این در حالی است که همزمان در کشورهای اروپایی مرتجعین و راستگراها که ایرانیان وابسته به ارتجاع سلطنت هم در راس آن قرار گرفته اند، در تقابل با این امر صف کشیدەاند. اینها همزمان با سالگرد خیزش انقلابی ژینا در شهر تورنتو کانادا کمپینی برای انکار و مرعوب کردن اقلیتهای جنسیتی که راستهای ایرانی هم در آن شرکت فعال دارند به راه انداختند. این تضادها و تناقضات نشان می دهد که در واقع افراد تحت ستم جامعه، با تفاوتی نسبی اما در موقعیت مشابهی هستند و سرنوشتی مشابه دارند. هرجای دنیا مبارزه ای برای رهایی و برخاستن آغاز می شود، آنانی که منافعشان با منافع مردمان تحت ستم، در تضاد است تلاش می کنند که ضدیت خود را با این مبارزات از طریق پیش کشیدن ارتجاعی ترین و ضد انسانی ترین افکار، اما با رنگ و لعاب جدید به جامعه عرضه کنند.
اکنون باید امیدوار بود که افق برجسته ای که در بیانیه ” کمیته های انقلابی” طرح شده است، به چالشی قدرتمند در جامعه تیدیل شود ، از آنرو که سرنوشت اکثریت عظیمی از جامعه با آن گره خورده است.
سخن روز: شبکه تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومه له
