جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ | 15 - 05 - 2026

Communist party of iran

نگاهی به اول ماه مه ۲۰۲۶ روز همبستگی جهانی کارگران


برگرفته از نشریه جهان امروز


اول ماه مه ۲۰۲۶ در شرایطی برگزار شد که سرمایه‌داری جهانی، با هم‌زمانی چند بحران ساختاری دست‌وپنجه نرم می‌کند: تشدید رقابت‌های ژئوپولیتیک، گسترش جنگ‌های مستقیم و نیابتی، بی‌ثباتی بازارهای انرژی، تورم فزاینده و فرسایش مداوم قدرت خرید طبقه کارگر. این وضعیت، بیش از هر زمان دیگری نشان می‌دهد که نظم موجود برای بازتولید خود، ناگزیر از بازتولید بحران است.

تحولات نظامی و سیاسی در خاورمیانه، به‌ویژه در پی تشدید درگیری‌ها و صف‌بندی‌های جدید قدرت، نه‌تنها معادلات ژئوپولیتیک را دگرگون کرده، بلکه به‌طور مستقیم بر زندگی روزمره میلیون‌ها کارگر در سراسر جهان اثر گذاشته است. افزایش قیمت انرژی، رشد هزینه‌های اساسی زندگی و تشدید سیاست‌های سلطه و استثمار بیشتر، همگی به سازوکاری بدل شده‌اند که از طریق آن، بار بحران به طبقات فرودست منتقل می‌شود.


در چنین بستری، اول ماه مه، به عرصه‌ای برای بروز تضادهای انباشته‌شده و شکل‌گیری افق‌های تازه تبدیل شده است. حضور صدها هزار نفر در ده‌ها کشور، نشان‌دهنده نوعی جابه‌جایی در آگاهی اجتماعی است: از مطالبات صرفاً معیشتی به سوی درک پیوندهای ساختاری میان جنگ، سرمایه داری و امپریالیسم.

در مقابل، واکنش حکومت ها—از تشدید سرکوب خیابانی تا تعمیق سیاست‌های نئولیبرالی—نشان می‌دهد که طبقه حاکم بیش از پیش به ابزارهای قهری و مدیریتی برای حفظ نظم موجود متکی شده است. این تقابل، چشم‌اندازی از دوره‌ای پرتلاطم را پیش‌رو می‌گذارد که در آن، هم امکان‌های رهایی‌بخش و هم مخاطرات ارتجاعی و فاشیستی به‌طور هم‌زمان حضور دارند.


فیلیپین (مانیل)

در مانیل، یکی از پرتنش‌ترین صحنه‌های اول ماه مه رقم خورد. هزاران نفر از کارگران و فعالان اجتماعی در راهپیمایی شرکت کردند. اگرچه آمار دقیق اعلام نشده، اما منابع مختلف از حضور «چندین هزار نفر» خبر می‌دهند. تلاش معترضان برای نزدیک شدن به سفارت ایالات متحده با مداخله پلیس مواجه شد و درگیری‌هایی رخ داد که به زخمی شدن چندین افسر پلیس انجامید. شعارهای ضد امپریالیستی و اعتراض به افزایش هزینه‌های انرژی، که به تحولات جهانی گره زده می‌شد، محور اصلی این تجمع بود.


اندونزی (جاکارتا)

در جاکارتا، حضور رئیس‌جمهور در میان معترضان و طرح وعده‌هایی در حوزه خدمات اجتماعی، نتوانست انتقادات اتحادیه‌های مستقل را مهار کند. آن‌ها خواهان تغییرات عمیق‌تر در قوانین کار و تضمین حقوق پایدار برای کارگران شدند.


کره جنوبی

در یک تحول تاریخی، اول ماه مه برای نخستین بار به‌عنوان تعطیل رسمی برای تمامی گروه‌های شغلی به رسمیت شناخته شد. این دستاورد نتیجه دهه‌ها مبارزه سازمان‌یافته جنبش کارگری است.


فلسطین (غزه)

در غزه، فقدان امکان برگزاری هرگونه مراسم، خود بیانگر عمق بحران است. صدها هزار کارگر بدون درآمد باقی مانده‌اند و زیرساخت‌های اقتصادی به‌شدت آسیب دیده‌اند. در اینجا، جنگ نه‌تنها حیات انسانی، بلکه امکان کار و بازتولید اجتماعی را نیز نابود کرده است.


مراکش

در کازابلانکا، اعتراضات علیه افزایش هزینه‌های سوخت با مشارکت گسترده کارگران حمل‌ونقل برگزار شد. شکاف میان دستمزدها و هزینه‌های زندگی، محور اصلی نارضایتی‌ها بود.


آفریقای جنوبی

تظاهرات گسترده در واکنش به افزایش هزینه‌های اساسی زندگی—از مواد غذایی تا انرژی—برگزار شد. اتحادیه‌ها سیاست‌های اقتصادی موجود را عامل تشدید نابرابری معرفی کردند.


آلمان

آلمان یکی از کانون‌های اصلی بسیج کارگری در سال ۲۰۲۶ بود. اتحادیه سراسری DGB مشارکت دقیق ۳۶۶٬۷۱۰ نفر در ۴۱۳ رویداد را در سراسر کشور تأیید کرد. این سطح از مشارکت، نشان‌دهنده ظرفیت بالای سازمان‌یابی در بستر بحران است.

در برلین، علاوه بر تجمعات رسمی، تظاهرات رادیکال‌تری نیز برگزار شد که با حضور گسترده نیروهای پلیس همراه بود. گزارش‌ها از استقرار حدود ۵٬۳۰۰ مأمور پلیس و بروز تنش‌های پراکنده حکایت دارند.


سوئیس (زوریخ)

در زوریخ، راهپیمایی گسترده‌ای با حضور حدود ۱۵٬۰۰۰ نفر برگزار شد. این رقم برای کشوری با ساختار اجتماعی باثبات، قابل توجه است.


اسپانیا (بارسلونا)

در بارسلونا، اختلاف چشمگیری میان آمارها وجود داشت. پلیس تعداد شرکت‌کنندگان را حدود ۲٬۵۰۰ نفر اعلام کرد، در حالی که اتحادیه‌ها این رقم را تا ۱۵٬۰۰۰ نفر برآورد کردند. این تفاوت، بازتاب تضاد در روایت‌های رسمی و جنبشی است.


هلند (آمستردام)

در آمستردام، راهپیمایی‌های اتحادیه FNV با حضور حدود ۴٬۰۰۰ نفر برگزار شد. محور اعتراضات، سیاست‌های رفاهی و فشار بر نظام تأمین اجتماعی بود.


ترکیه (استانبول)

در استانبول، فضای امنیتی حاکم بود. گزارش‌ها از بازداشت ده‌ها نفر در عملیات‌های پیشگیرانه پلیس برای جلوگیری از تجمع در میدان تقسیم خبر می‌دهند. این وضعیت نشان‌دهنده محدودیت عملی حق تجمع است.


یونان

اعتصاب سراسری، بخش‌های کلیدی حمل‌ونقل را متوقف کرد و هزاران نفر در تجمعات شرکت کردند. این روز با یادآوری مبارزات تاریخی ضدفاشیستی پیوند خورد.


فرانسه

ده‌ها هزار نفر در شهرهای مختلف به خیابان آمدند. شکاف میان سطح دستمزدها و سود شرکت‌ها، یکی از محورهای اصلی اعتراضات بود.


ایتالیا، پرتغال، هلند، اسپانیا، ترکیه، سوئیس

در این کشورها، با وجود تفاوت‌های زمینه‌ای، الگوی مشترکی دیده می‌شود: اعتراض به سیاست‌های ریاضتی، کاهش حقوق کار، افزایش سن بازنشستگی و در برخی موارد سرکوب مستقیم.


ایالات متحده

هزاران رویداد اعتراضی در شهرهای مختلف برگزار شد. با وجود عدم به‌رسمیت شناختن رسمی این روز، مشارکت گسترده نشان‌دهنده تداوم سنت‌های اعتراضی است.


آرژانتین

اعتراضات علیه سیاست‌های اقتصادی دولت ادامه یافت و کارگران نسبت به کاهش حقوق خود واکنش نشان دادند.


برزیل، شیلی، کوبا و دیگر کشورها

در سراسر آمریکای لاتین، اول ماه مه صحنه‌ای برای طرح هم‌زمان مطالبات اقتصادی و سیاسی بود؛ از نقد نابرابری تا مخالفت با فشارهای خارجی.

///


با نگاهی کلی به این گزارشات کوتاه می توانیم این نکات مشترک را دریابیم:

نخست، بحران سرمایه‌داری در سطح جهانی به‌طور فزاینده‌ای در زندگی روزمره مردم قابل لمس شده است.

دوم، نوعی تحول در آگاهی طبقاتی قابل مشاهده است که مطالبات اقتصادی را به تحلیل‌های سیاسی پیوند می‌زند.

سوم، هم‌زمان با این روند، اشکال مختلف اقتدارگرایی و سرکوب در حال گسترش است.

چهارم، نشانه‌هایی از همبستگی بین‌المللی کارگری دیده می‌شود، هرچند هنوز پراکنده است.

پنجم، چالش اصلی همچنان تبدیل این انرژی اعتراضی به قدرت سازمان‌یافته سیاسی است.


اول ماه مه، از گذشته تا امروز، لحظه‌ای برای بازاندیشی در نظم موجود و امکان‌های بدیل بوده است. آنچه در سال ۲۰۲۶ مشاهده شد،  نشانه‌ای از تحولی در حال شکل‌گیری است.

نظمی که بر پایه جنگ، نابرابری و بی‌ثباتی استوار است، بیش از هر زمان دیگری با بحران مشروعیت روبه‌روست. در مقابل، جنبشی که هنوز در حال تکوین است، می‌کوشد افق‌های تازه‌ای را پیش روی خود بگشاید.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: