نگاهی به اهمیت و جایگاه اعتراضات دانشآموزان
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵

اعتراضات دانشآموزان در روزهای اخیر و بویژه در تهران، مشهد و همدان بار دیگر نشان داد که نارضایتی اجتماعی به حوزههای سنتی اعتراض محدود نمانده است. در سالهای اخیر کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، رانندگان کامیون، زندانیان سیاسی و دادخواهان بارها به اشکال مختلف برای تحقق خواستههای خود در برابر سیاستهای رژیم جمهوری اسلامی ایستادهاند. اما ورود دانشآموزان به صحنه در ادامه نقشی که در جریان خیزش انقلابی ژینا ایفا کردند واجد اهمیت ویژهای است. این اعتراضات در محیط مدرسه که همواره یکی از مهمترین ابزارهای تربیت و کنترل ایدئولوژیک جمهوری اسلامی به شمار آمده، نشان می دهد که سازو کارهای امنیتی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی برای کنترل محیطهای آموزشی کارائی خود را از دست دادهاند. آنچه در این روزها رخ داد صرفاً واکنشی نسبت به تصمیم وزیر آموزش و پرورش و حضوری شدن امتحانات نبود. این اعتراضات اخیر را باید در بستر گستردهتری از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی فهمید؛ بحرانی که بهتدریج شکاف میان نسل جوان و ساختار حاکم را عمیقتر کرده است. مدرسه که قرار بود محل بازتولید ارزشها و هنجارهای حکومتی باشد، اکنون خود به یکی از عرصههای اعتراض تبدیل شده است. اعتراضات دانشآموزان نشان می دهد که فضا و محیطی که برای انتقال «ارزشهای» حکومتی طراحی شده، میتواند در شرایط معین به بستری برای شکلگیری تجربههای مشترک، آگاهی انتقادی و مقاومت و اعتراض جمعی نیز بدل شود. اعتراضات دانشآموزی اخیر را میتوان نشانهای از فعالشدن همین تناقض در درون یکی از مهمترین نهادهای تحت کنترل جمهوری اسلامی دانست.
برای فهم ریشههای اعتراضات دانشآموزان باید از سطح تصمیمات اجرایی فراتر رفت و به سازوکارهای ساختاری نابرابری توجه کرد. تبعیض آموزشی در ایران، بخشی از روند بازتولید نابرابریهای اجتماعی در چارچوب نظم اقتصادی سرمایه داری تحت حکومت اسلامی است. گسترش آموزش خصوصی، توسعه مدارس خاص و غیرانتفاعی، توزیع نابرابر امکانات آموزشی میان مناطق مختلف و وابستگی روزافزون موفقیت تحصیلی به توان مالی خانوادهها، همگی در جهت انتقال و تثبیت شکافهای طبقاتی عمل میکنند. در چنین شرایطی، دسترسی به آموزش باکیفیت بیش از آنکه یک حق عمومی باشد، به امتیازی وابسته به موقعیت اقتصادی تبدیل میشود. مافیای کنکور نیز در عمل همین منطق را بازتولید میکند. امکانات آموزشی، کلاسهای خصوصی و منابع کمکآموزشی به شکلی تبعیضآمیز و نابرابر توزیع شدهاند و فرصت ورود به آموزش عالی بیش از پیش با سرمایه اقتصادی خانوادهها گره خورده است. به این ترتیب، مدرسه در بسیاری موارد به سازوکاری برای انتقال نابرابری از نسلی به نسل دیگر تبدیل میشود. تصمیمات اخیر نهادهای حکومتی که جرقه اعتراضات را زد نیز در همین چارچوب قابل درک است. این تصمیمات بدون مشارکت دانشآموزان، معلمان، خانوادهها و بدنه آموزشی اتخاذ و بر میلیونها نفر تحمیل شد. چنین شیوهای از سیاستگذاری بیانگر الگویی است که در آن حوزههای مختلف زندگی اجتماعی در کنترل نهادهای وابسته به حکومت هستند. یکی از ویژگیهای مهم اعتراضات دانشآموزان در روزهای اخیر، جایگاه نسل معترض است. این دانشآموزان در فضایی رشد کردهاند که با بحرانهای اقتصادی، ناامنی اجتماعی، بیحقوقیهای سیاسی و تشدید فضای سرکوب گره خورده است. آنان تجربه شرایط جنگی، ناامنی، سقوط مداوم سطح زندگی، گسترش فقر و محدودتر شدن چشماندازهای آینده را بهطور مستقیم لمس کردهاند.
بخش مهمی از این نسل همچنین تجربه خیزش انقلابی ژینا و خیزش دی ۱۴۰۴ را در حافظه خود دارد؛ رویدادی که تأثیرات عمیقی بر نگرش سیاسی و اجتماعی جوانان بر جای گذاشت. از این منظر، اعتراضات دانشآموزی را نمیتوان جدا از تحولات گستردهتر جامعه ایران تحلیل کرد. اصرار معترضان بر ادامه حضور و انتظار برای دریافت پاسخ، بیانگر نوعی تغییر در رابطه نسل جوان با ساختار قدرت است. این تغییر نشان میدهد که بخشی از سازوکارهای سنتی حکومت اسلامی برای کسب رضایت و کنترل اجتماعی کارائی خود را از دست دادهاند. البته از منظر طبقاتی، دانشآموزان فقط به یک طبقه اجتماعی معین تعلق ندارند. آنان از لایهها و موقعیتهای متفاوت اجتماعی برخاستهاند و منافع اقتصادی یکسانی ندارند. با این حال، اهمیت سیاسی این اعتراضات در آن است که این نسل در آینده نزدیک وارد بازار کار و مناسبات کار و سرمایه خواهد شد. تجربههای سیاسی و اجتماعی امروز آنان میتواند در شکلگیری اشکال آینده مبارزه اجتماعی تأثیرگذار باشد.
جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته برای مواجهه با اعتراضات اجتماعی از ترکیبی از سرکوب، امتیازدهی محدود، وعده اصلاحات و تفکیک مطالبات استفاده کرده است. اما اعتراضات دانشآموزی چالش متفاوتی را پیش روی حاکمیت قرار داده است. پذیرش بخش قابل توجهی از مطالبات معترضان میتواند این تصور را تقویت کند که فشار اجتماعی قادر به تغییر سیاستهاست. در مقابل تشدید سرکوب و برخورد امنیتی شکاف میان نسل جوان و حکومت اسلامی را عمیقتر میکند. همین وضعیت نشاندهنده محدود شدن دامنه مانور حکومت در مواجهه با اعتراضات جدید است. چنین شرایطی عمق بحران هژمونی حکومت اسلامی را به نمایش می گذارد. وضعیتی که در آن طبقه حاکم دیگر قادر نیست رضایت اجتماعی لازم برای حفظ مشروعیت سیاسی خود تأمین کند و ناگزیر بیش از گذشته به ابزارهای سرکوب متوسل میشود. اما تشدید سرکوب، خود به فرسایش و تعمیق بیشتر بحران مشروعیت سیاسی رژیم اسلامی میانجامد. شاید اهمیت سیاسی اعتراضات دانشآموزان در این باشد که دامنه نارضایتیهای اجتماعی به حوزههایی گسترش یافته که پیشتر کمتر در مرکز توجه قرار داشتند.
مسئله آموزش مستقیماً با زندگی میلیونها خانواده در ارتباط است و به همین دلیل ظرفیت بالایی برای ایجاد همدلی و پیوند میان گروههای مختلف اجتماعی دارد. تجربه تاریخی نشان میدهد که بحرانهای سیاسی بزرگ معمولاً نه از دل یک اعتراض منفرد، بلکه از طریق پیوند خوردن جنبشهای اجتماعی و اعتراضی در حوزههای مختلف شکل میگیرند. در ایران نیز طی سالهای گذشته کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، رانندگان کامیون، دادخواهان و سایر جنبش های اجتماعی بارها به اشکال مختلف اعتراض کردهاند. با این حال، این اعتراضات اغلب به صورت جداگانه و بدون پیوند ارگانیک با یکدیگر پیش رفتهاند. اعتراضات دانشآموزی از آن رو اهمیت ویژه دارد که مستقیماً به خانوادهها، آینده نسل جوان و مسئله بازتولید اجتماعی گره خورده است. همین ویژگی میتواند امکان ایجاد پیوند میان مطالبات گروههای مختلف را افزایش دهد. با این حال، تحقق چنین امکانی خودبهخود رخ نخواهد داد. پیوند میان جنبشهای اجتماعی نیازمند سازمانیابی، شبکههای همبستگی و شکلگیری افقهای مشترک سیاسی است. بدون چنین پیوندهایی، حتی گستردهترین اعتراضات نیز ممکن است در چهارچوب مطالبات بخشی باقی بمانند و نتوانند به نیرویی تعیینکننده در معادلات سیاسی تبدیل شوند. فعالین سوسیالیست در میان دانشآموزان لازم است ضمن حضور فعال در اعتراضات با امر سازمانیابی دانشآموزان برای تحقق خواستههای دمکراتیک آنان و جهت به عقب راندن فضای امنیتی و سرکوب یاری رسانند. اما این تنها نقطه آغاز است. اهمیت اصلی در آن است که ریشههای ساختاری نابرابری و آموزش طبقاتی روشن شود و ارتباط آن با مناسبات اقتصادی و اجتماعی موجود مورد تأکید قرار گیرد. مبارزه علیه تبعیض و نابرابری و آموزش طبقاتی زمانی میتواند افق گستردهتری پیدا کند که در پیوند با مبارزه و مطالبات کارگران، معلمان و سایر اقشار فرودست جامعه قرار گیرد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
