دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ | 29 - 06 - 2026

Communist party of iran

موج تازه سرکوب در دانشگاه‌ها


دانشگاه در ایران هرگز صرفاً نهادی آموزشی نبوده است، بلکه در همانحال همواره یکی از عرصه‌های کشمکش میان رژیم‌های حاکم و جامعه بوده و تولید آگاهی، سازمان‌یابی اعتراض و مبارزه  سیاسی نیز در آن جریان داشته است. به همین دلیل، موج تازه احضار، تعلیق و اخراج دانشجویان از جانب نهادهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از تصمیم‌های اداری یا انضباطی دانست. آنچه امروز در دانشگاه‌ها جریان دارد، بخشی از راهبرد گسترده‌تر رژیم اسلامی برای کنترل جامعه در شرایط تشدید بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. برخوردهایی که در دانشگاه‌های خواجه‌نصیر، شریف، علم و صنعت، سوره، سجاد مشهد و تهران رخ داده‌اند، در کنار یکدیگر تصویری روشن از یک سیاست واحد ارائه می‌کنند. در خواجه‌نصیر شمار پرونده‌های فعال از ۲۲ مورد گذشته و برای برخی دانشجویان هم‌زمان چند پرونده تشکیل شده است. در دانشکاه شریف دست‌کم هفت دانشجو با احکام اخراج یا محرومیت چندساله روبه‌رو شده‌اند. در سوره حدود ۲۲ دانشجو احکام سنگین دریافت کرده‌اند و در علم و صنعت نیز شماری از دانشجویان بدون طی روندی شفاف از ادامه تحصیل محروم شده‌اند.


هدف دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در دوره پسا جنگ فقط مهار یک اعتراض مقطعی نیست، بلکه بازسازی دانشگاه به عنوان فضایی مطیع، غیرسیاسی و فاقد ظرفیت سازمان‌دهی است. این تحول را باید در متن بحران‌هایی که دامنگیر رژیم جمهوری اسلامی شده‌اند فهمید. جامعه‌ای که با تورم سرسام‌آور، گسترش فقر، ناامنی شغلی، فرسایش امید اجتماعی و تعمیق شکاف‌های طبقاتی روبه‌رو است، ناگزیر دانشگاه را نیز به بخشی از میدان منازعه تبدیل می‌کند. دانشجو تنها با مسئله آموزش مواجه نیست؛ او با آینده‌ای نامطمئن، بازار کاری فروبسته، تبعیض و نابرابری ساختاری و محدودیت‌های سیاسی زندگی می‌کند. از همین رو، اعتراض دانشجویی، بازتاب تضادهای گسترده‌تر موجود در جامعه است. در چنین شرایطی، کمیته‌های انضباطی در دانشگاه عملا به بخشی از دستگاه سرکوب و امنیتی حکومت اسلامی تبدیل شده‌اند. در اینجا دیگر نمی‌توان از سازوکار حقوقی سخن گفت؛ آنچه هست، استفاده از ظاهر قانون برای مشروعیت‌بخشیدن به تصمیمی سیاسی است. دانشگاه تحت حاکمیت سرمایه‌داری اسلامی نیز از یک سو باید نیروی کار متخصص مورد نیاز مناسبات حاکم را بازتولید کند و از سوی دیگر، بازتاب تناقضات درون جامعه است و همواره ظرفیت تولید آگاهی و مقاومت را نیز در خود حفظ می‌کند. درست همین تناقض است که دانشگاه را به یکی از حساس‌ترین عرصه‌های منازعه سیاسی تبدیل کرده است. هرگاه بحران‌های اقتصادی و سیاسی در جامعه شدت می‌گیرند و زمینه برای گسترش جنبش های اجتماعی فراهم می‌آید، ظرفیت اعتراضی دانشگاه نیز برای حاکمیت به مسئله‌ای امنیتی بدل می‌شود. به همین دلیل، پرونده‌سازی، تعلیق و اخراج دانشجویان معترض  را باید بخشی از سیاست بازتولید نظم سیاسی حاکم دانست.


در برخی پرونده‌های دانشگاه شریف، فعالیت دانشجویان در شبکه‌های اجتماعی مبنای صدور احکام قرار گرفته است. این تحول نشان می‌دهد که مرز میان دانشگاه و جامعه، یا میان کنش حضوری و فعالیت آنلاین، عملاً از میان برداشته شده است. آنچه تحت نظارت قرار دارد، هر شکلی از فعالیت و بیان اعترض سیاسی است. به بیان دیگر، هدف دستگاه امنیتی رژیم نابودی هر نشانه‌ای از آزادی بیان و سازمان‌یابی است. هم‌زمان، استفاده از ابزارهای انضباطی نرم نیز گسترش یافته است. گزارش‌هایی از کاهش مجازات در برابر همکاری با نهادهای امنیتی یا مشروط شدن تخفیف احکام به ابراز ندامت، نشان می‌دهد که مسئله تنها حذف معترضان نیست. هدف، تولید سوژه‌ای مطیع است؛ دانشجویی که نه فقط سکوت کند، بلکه زبان رسمی قدرت را نیز بازتولید کند. در اینجا مجازات، سازوکاری برای بازسازی مناسبات سلطه است. در دانشگاه تهران نیز استفاده از تصاویر منتشرشده در کانال‌های وابسته به بسیج به عنوان مستند پرونده‌های انضباطی، از هم‌پوشانی نهادهای رسمی و شبکه‌های غیررسمی کنترل حکایت دارد.


در واقع دانشجویان، با شبکه‌ای از نهادهای امنیتی، حراستی و شبه‌رسمی مواجه هستند که در کنار یکدیگر عمل می‌کنند. نتیجه، تبدیل دانشگاه به فضایی مبتنی بر مراقبت دائمی، خودسانسوری و ارعاب است.  اما همین روند، وجه دیگری نیز دارد. گسترش سرکوب بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، از تشدید بحران مشروعیت رژیم اسلامی خبر می‌دهد. پرونده سازی برای دانشجویان مبارز نه بحران را از میان می‌برد و نه نارضایتی را پایان می‌دهد؛ بلکه آن را به لایه‌های عمیق‌تر جامعه منتقل می‌کند. خانواده‌ها، استادان، دانشجویان محروم از تحصیل و افکار عمومی، همگی در این فرآیند درگیر می‌شوند و دامنه بحران گسترش می‌یابد. تجربه تاریخی نیز نشان داده است که انسداد مسیرهای اعتراض الزاماً به خاموش شدن اعتراض نمی‌انجامد. هرچه امکان بیان اعتراض و مطالبات محدودتر شود، زمینه برای اشکال رادیکال‌تر مبارزه فراهم می آید. هنگامی که سازوکارهای امنیتی مانند ابزار حذف سیاسی عمل می کنند، زمینه برای پیوند خوردن اعتراض‌های پراکنده و شکل‌گیری همبستگی‌های گسترده‌تر فراهم می‌شود. از این منظر، آنچه امروز در دانشگاه‌های جریان دارد، صرفاً مسئله دانشجویان نیست. جنبش دانشجویی یکی از جنبش هایی است که هنوز امکان سازمان‌یابی و اتصال تجربه‌های مختلف نارضایتی اجتماعی را در خود حفظ کرده است. به همین دلیل، برخورد به جنبش دانشجویی را باید بخشی از تلاش برای مهار ظرفیت‌های اعتراضی جامعه دانست. اما تجربه نشان داده است که گسترش سازوکارهای سرکوب، بیش از آنکه به تثبیت قدرت بینجامد، بیانگر شکنندگی آن است. هرچه فشار بر دانشگاه افزایش می‌یابد، روشن‌تر می‌شود که مسئله اصلی، هراس از شکل‌گیری آگاهی طبقاتی و گسترش جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی و پیوند خوردن این جنبش‌های اجتماعی است. جنبش دانشجویی نیز از مسیر راهبرد اتحاد با جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های اجتماعی است که می‌تواند پیشروی خود را تضمین کند.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://cpiran.org

https://komala.co

https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTvhttps://alternative-shorai.tv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: