موج اعتصابهای هند، بدون اتحادیههای کارگری رسمی
شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵

موج تازه اعتراضها از ماه فوریه و با اعتصاب کارگران پیمانکاری پالایشگاههای نفت بارائونی و پانیپات آغاز شد و بهسرعت به دیگر مناطق گسترش یافت. در ماههای مارس و آوریل نیز اعتصابهای دیگری در صنایع فولاد، انرژی و کارخانههای صنعتی در ده ایالت هند شکل گرفت. این اعتراضها همچون آتشی که بهسرعت گسترش یابد، به مناطق صنعتی دهلی و حومه آن، از جمله گورگان–مانسار، نویدا و فریدآباد، سرایت کرد. دهها هزار کارگر از صدها واحد صنعتی به خیابان آمدند و در سراسر این منطقه خواستار اعتصاب شدند.
دولت در واکنش، سرکوب گستردهای را در پیش گرفت و همزمان رسانههای اصلی نیز با راهاندازی کارزاری تبلیغاتی کوشیدند کارگران اعتصابی را بدنام کنند. در نویدا، در نزدیکی دهلی، حدود یکهزار و ۱۰۰ کارگر و هفت فعال بازداشت شدند و علیه دو نفر نیز بر اساس قانون امنیت ملی (NSA)، یکی از سختگیرانهترین قوانین ضدتروریسم هند، اعلام جرم شد. در ایالت اوتاراکند نیز افزون بر بازداشتها، مقامهای محلی از “قانون گوندا” استفاده کردند؛ قانونی که امکان بازداشت پیشگیرانه افراد را بدون برگزاری دادگاه فراهم میکند.
با وجود این سرکوب، کارگران در مناطق صنعتی تازهای، از جمله اوتاراکند، راجستان، پنجاب و اوتار پرادش، دست به اعتصابهای خودجوش زدند. این جنبش توانست به برخی دستاوردهای محدود نیز برسد. موفقیت این مبارزات، که بدون اتکا به اتحادیههای کارگری و در شرایط سرکوب شدید شکل گرفت، باید زنگ هشداری برای اتحادیههای رسمی و همچنین نیروهای سیاسی چپ باشد.
در کنار این تحولات، جنبش قابل توجهی نیز در میان جوانان شکل گرفته است. اظهار نظر گذرای یکی از قضات هند درباره جوانانی که نسبت به بیکاری و تورم ابراز نگرانی کرده بودند، موجی از طنز و کنایه را در شبکههای اجتماعی به راه انداخت. در پی آن، یک جوان جویای کار “حزب مردم سوسک“ (Cockroach Janta Party یا CJP) را راهاندازی کرد؛ حزبی طنزآمیز که خیلی زود شمار دنبالکنندگانش در شبکه اجتماعی ایکس از حزب حاکم بهاراتیا جاناتا فراتر رفت. حساب کاربری این حزب نیز بلافاصله مسدود شد؛ اقدامی که در دوران حکومت مودی به امری عادی تبدیل شده است. با این حال، پدیده CJP نارضایتی انباشته نسل جوان را آشکار کرد؛ نسلی که با وجود برخورداری از تحصیلات مناسب، چشمانداز روشنی برای یافتن شغل ندارد. این وضعیت نشان میدهد که برخلاف پیروزیهای انتخاباتی حزب بهاراتیا جاناتا در چند ایالت، موقعیت این حزب چندان باثبات نیست.
نشانههای فراوانی از رادیکالتر شدن بخشی از جامعه دیده میشود؛ روندی که هم در کنشگری آنلاین و هم در اعتراضهای کارگران کارخانههایی که عضو اتحادیههای کارگری نیستند، خود را نشان میدهد، اما در همه موارد ریشه در شرایط واقعی استثمار دارد. دولت میکوشد با توزیع امتیازهای انتخاباتی از شدت نارضایتی بکاهد؛ از جمله، اندکی پیش از انتخابات مبالغی به حساب زنان واریز شد و برخی کمکهای اجتماعی دیگر نیز پرداخت شد. با این همه، این اقدامات برای کاهش فقر و دشواریهای معیشتی مردم کافی نیست. از این رو، چپ هند وظیفۀ خود میداند: که این نارضایتی را در سطح جامعه سازماندهی کند و مبارزات جوانان، کارگران و روستاییان را به یکدیگر پیوند بزند. در کنار راهکارهای مشخصی که برای بازپسگیری پایگاه از دسترفته در ایالتهایی مانند کرالا و بنگال غربی ضروری است، همین بسیج گسترده اجتماعی میتواند جایگاه نیروهای چپ را در مبارزه برای دفاع از منافع مردم تقویت کند.
