«مهاجرت داوطلبانه»، پروژه پاکسازی قومی دولت اسرائیل در غزه
چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۴

در میانه ویرانیهای غزه، رژیم فاشیست اسرائیل تلاش میکند روایت اخراج فلسطینیان را با نامی فریبنده و عوامفریبانه یعنی «مهاجرت داوطلبانه» توجیهپذیر سازد. انسانهایی که میان مرگ تدریجی و تبعید دست به انتخابی اجباری می زنند. اما برای ما، ورای اشکهای ریختهشده، باید ساختار مادی این فاجعه را شکافت: نظام سرمایهداری جهانی، و نژاد پرستی دولت اسرائیل چگونه به پاکسازی قومی در این نوع پوشش ها مشروعیت میبخشند؟
رژیم اسرائیل با تکیه بر حمایت آمریکا و متحدین اروپایی آن در ناتو پروژهای را پیش میبرد که بنیان آن نه بر امنیت که بر انکار هستی ملت فلسطین استوار است. طرح «دفتر مهاجرت داوطلبانه» تلاشی حسابشده برای واداشتن مردم به ترک سرزمین خود است، تحت شرایطی که هیچ امکان زیستی، بهداشتی، درمانی یا حتی حیاتی در غزه باقی نگذاشته اند. این پروژه، بهوضوح شکل امروزی پاکسازی قومی است: تسخیر زمین از طریق حذف فیزیکی ساکنان بومی و جایگزینی آنان با جمعیت مهاجر، اما در اینجا پروژه پاکسازی قومی تحت پوشش پیچیدهتری چون «مهاجرت داوطلبانه»، «فرصتهای سرمایهگذاری» و «بازسازی اقتصادی» پنهان شده است.
آنچه در ظاهر بهعنوان «بحران انسانی» به نمایش گذاشته میشود، در همانحال بیان عریان یک تضاد طبقاتی است. جنگ علیه غزه نه فقط حمله به یک ملت، بلکه حذف خشونتبار طبقهای از مردم است که در نظم سرمایه داری و نئولیبرالی جایی ندارند. اخراج داوطلبانه بههیچ رو شامل سرمایهداران، سیاستمداران وابسته یا تکنوکراتهای همسو با دولت نژادپرست اسرئیل نمیشود. بلکه این کارگران، بیکاران، بیماران، مادران تنها و کودکان گرسنهاند که هدف این مهندسی تبعید هستند. روایتهای انسانی، از کارگران ساختمانی تا پدران ناتوان از درمان فرزندانشان، همگی در یک نقطه اشتراک دارند، آنان نه از جنگ میگریزند، بلکه از مناسبات مادیای فرار میکنند که زندگیشان را به بردگی بدل کرده است. آنان نه پناهجو، بلکه تبعیدشدگان نظم سرمایه داری جهانی هستند.
این فاجعه بدون حمایتهای سیاسی و مالی اتحادیه اروپا و ایالات متحده، نمیتوانست چنین پیش رود. از حمایت بی دریغ دولت آلمان از اسرائیل گرفته تا لفاظیهای توخالی فرانسه و بریتانیا درباره «روند صلح»، همه و همه تنها نقابی بر چهره سرمایهداری غربیاند که نژادپرستی را بهعنوان ابزار سیاست خارجی پذیرفتهاند. برنامه «ریویرای خاورمیانه» ترامپ چشماندازی که غزه را به مرکز توریستی بدل می کند، بدون حذف مردم آن ممکن نیست. سرمایه بهدنبال «ثبات» است، اما ثبات برای چه کسانی؟ برای طبقات مسلط، شرکتهای ساختمانی، بانکهای توسعه و مؤسسات گردشگری – نه برای کودکان گرسنه غزه. اما مردمی که زیر آوار خانههایشان دفن میشوند، همزمان بذرهای مقاومت را نیز در دل و جان حمل میکنند. بسیاری از فلسطینیان علیرغم گرسنگی، بیماری و بمباران، حاضر به ثبتنام در پروژه مهاجرت نشدند. از دیدگاه جریانات انقلابی این مقاومت صرفاً یک واکنش احساسی نیست. این مقاومت، بیان آگاهی طبقاتی و ملی در شرایط سرکوبشده است. اراده به ماندن، بهمثابه امتناع از تسلیمشدن به منطق سرمایه و استعمار و اشغالگری نظامی دولت اسرائيل،خود نوعی عمل انقلابیاست.
حتی احکام موقت دادگاههای بینالمللی، از جمله دادگاه لاهه، توسط دولت اشغالگر اسرائیل نادیده گرفته شدهاند. واقعیت آن است که قوانین بینالمللی، بهویژه در شرایطی که روابط قدرت نابرابرند، بیشتر ابزار مشروعیتبخشی به وضعیت موجود هستند، نه تغییر آن. تجربه فلسطین بار دیگر نشان داد که آزادی مردم فلسطین و بازگشت، نه از مسیر جلسات دیپلماتیک یا سازوکارهای نهادهای بورژوایی بینالمللی، بلکه تنها از مسیر مبارزه تودهای، مقاومت سازمانیافته و تداوم و گسترش جنبش جهانی همبستگی با ملت فلسطین حاصل می شود. در برابر پروژه پاکسازی قومی با نام فریبنده «اخراج داوطلبانه»، وظیفه ما نه صرفاً همدردی، بلکه گسترش جنبش جهانی همبستگی با مردم فلسطین است. باید این سیاست را بهعنوان پروژه ای سرمایهدارانه، نژادپرستانه و ضدانسانی افشا کنیم.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومه له
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpirn
https://t.me/KomalaCpiranTv