شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴ | 24 - 01 - 2026

Communist party of iran

“مناقشه گرینلند، جهانی را نشان میدهد که در آن گرگها یکدیگر را میدرند”!


الکس کالینیکوس/ ویراستار ناصر پیشرو



همزمان با اینکه ترامپ گرینلند را در صفوف خود قرار داده، واکنش متحدان اروپایی بی‌نتیجه مانده و احتمال شکاف در بلوک امپریالیستی غرب وجود دارد.

اولین نکته‌ای که باید در مورد مناقشه بین ایالات متحده و اروپا بر سر گرینلند گفت این است که هیچ یک از طرفین حق تصمیم گیری در مورد سرنوشت این جزیره را ندارند. تنها جمعیت عمدتاً اینوئیت  (Inuit) 1 «بومی» حق انجام این کار را دارند.


گرینلند مستعمره دانمارک است که پس از فروپاشی اتحادش با نروژ در سال ۱۸۱۵، ادعای کنترل انحصاری بر آن را داشت. ایالات متحده  در پیمانی در سال ۱۹۱۷ که جزایر هند غربی دانمارک – که اکنون جزایر ویرجینا ایالات متحده هستند -را خریداری کرد، این موضوع را به رسمیت شناخت.

دونالد ترامپ مایل است با خرید گرینلند از دانمارک، این نوع تقسیم‌بندی استعماری را تکرار کند.


گرینلند سرشار از منابع طبیعی عمدتاً توسعه نیافته است. همچنین در کنار دروازه قطب شمال قرار دارد. با آب شدن یخ‌ها توسط گرمایش جهانی، قطب شمال به عاملی برای رقابت‌های بین امپریالیستی تبدیل می‌شود، زیرا ایالات متحده، چین، روسیه و سایر قدرت‌ها برای دسترسی به مسیرهای دریایی و مواد معدنی قطب شمال با هم رقابت می‌کنند.

ترامپ همچنین می‌گوید گرینلند باید نقش مهمی در سیستم دفاع موشکی «گنبد طلایی» که او می‌خواهد برای ایالات متحده توسعه دهد، ایفا کند.


دولت سوسیال دموکرات دانمارک التماس کرده است که ترامپ می‌تواند بدون الحاق گرینلند، آنچه را که می‌خواهد از آن به دست آورد. دانمارک در واقع یکی از مطیع‌ترین متحدان آمریکا در ناتو بوده است.

طبق توافق‌نامه سال ۱۹۵۱، ارتش آمریکا عملاً دسترسی نامحدودی به گرینلند دارد. دانمارک همچنین در اشغال عراق و افغانستان به رهبری آمریکا شرکت داشت. با این حال، بحران گرینلند نشان‌دهنده کاهش ارزشی است که ایالات متحده برای متحدان خود قائل است.

هژمونی واشنگتن پس از سال ۱۹۴۵ شامل ایجاد شبکه‌ای از اتحادها بود که سایر کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری را به ایالات متحده متصل می‌کرد.


اما ترامپ دائماً استدلال کرده است که این امر به متحدان اجازه داده است تا ایالات متحده را فریب دهند و از ثروت و قدرت آن به رایگان استفاده کنند. اکنون شعار ما «اول آمریکا» است.

بنابراین، برای اطمینان از وضعیت گرینلند، او می‌خواهد آن را ضمیمه خود کند. او هشت کشور اروپایی – از جمله بریتانیا – را به دلیل مخالفت با این امر و شرکت در یک مأموریت نظامی کوچک در گرینلند، با تعرفه‌های ۱۰ درصدی تهدید می‌کند.

آنها سعی داشتند به ترامپ نشان دهند که متحدانش در ناتو امنیت گرینلند را جدی می‌گیرند، اما اوضاع به طرز بدی تغییر کرد.

تهدید تعرفه ، اتحادیه اروپا و بریتانیا را در موقعیت بسیار دشواری قرار می‌دهد.

آنها تلاش کرده‌اند ترامپ را راضی کنند – در مورد کی‌یر استارمر از طریق خوش‌مشربی و در مورد اتحادیه اروپا از طریق توافق تابستان گذشته با یک معامله تجاری تحقیرآمیز که ۱۵ درصد تعرفه بر صادرات آنها به ایالات متحده اعمال می‌کرد.

آنها این کار را تا حدی برای جلوگیری از رها کردن اوکراین توسط ترامپ به نفع روسیه و تا حدی برای حفظ تعهد آمریکا به امنیت اروپا از طریق ناتو انجام دادند.

اما اکنون رویارویی بر سر گرینلند، تهدیدی برای ایجاد شکاف عمیق در بلوک امپریالیستی غرب است. البته، اعلامیه‌های تعرفه‌ای ترامپ معمولاً مقدمه‌ای نیز برای چانه‌زنی است.

یک شرکت استراتژی سرمایه‌گذاری، «دفترچه راهنمای تعرفه‌ها» را تهیه کرده است که نشان می‌دهد ترامپ معمولاً در آخر هفته‌ها که بازارها تعطیل هستند، تعرفه‌های بالایی را اعلام می‌کند. او تاریخ دیرتری را برای اجرای تعرفه تعیین می‌کند که زمان کافی برای مذاکره را فراهم می‌کند و در نهایت، توافقی حاصل می‌شود که به هر دو طرف اجازه می‌دهد ادعای موفقیت کنند.

این همان اتفاقی است که در اختلاف تجاری بین ایالات متحده و چین در پاییز گذشته رخ داد .

ترامپ طبق معمول گفته است که تعرفه‌های جدید از اول فوریه به اجرا گذاشته می‌شوند و در ماه ژوئن دوباره افزایش می‌یابند.

اگر مثل معاملات تجاری، بحث پول در میان باشد، می‌توانید بر سر ارقام بحث کنید و در نهایت به تقسیم غنایم برسید. اما ترامپ این بار یک جزیره بزرگ می‌خواهد. مصالحه بر سر این موضوع بسیار دشوارتر است.

بدون شک او از حمله موفقیت‌آمیزش به ونزوئلا جسورتر شده است. اروپایی‌ها باید از حمایتی که در آن زمان از او کردند، پشیمان باشند.

اتحادیه اروپا اکنون در حال بحث و جدل است. بسته تعرفه‌های تلافی‌جویانه خود را که برای صادرکنندگان آمریکایی ۸۰.۶ میلیارد یورو هزینه خواهد داشت، ارائه می‌دهد. غافلگیرکننده، به نظر می‌رسد که استامر احتمال تلافی بریتانیا را رد می‌کند.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، گفت: «رهبران اروپایی به این موضوع پی خواهند برد. و آنها خواهند فهمید که باید زیر چتر امنیتی ایالات متحده باشند.» شاید همینطور باشد.


اما مارک کارنی، نخست وزیر کانادا، وقتی هفته گذشته برای امضای یک توافق تجاری به پکن پرواز کرد، فروپاشی اتحادهای قدیمی را نشان داد. گانگستریسم ترامپ، جهانی بی‌ثبات‌تر و بی‌رحم‌تر را رقم می‌زند.

1-اینوئیت» (Inuit) به مردمان بومی مناطق قطبی گفته می‌شود؛ مردمانی که بیشتر در شمال کانادا، گرینلند و آلاسکا زندگی می‌کنند

اشتراک در شبکه های اجتماعی: