جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ | 19 - 06 - 2026

Communist party of iran

معدن تفتان، استخراج طلا از اعماق زمین و درد و رنج و خون زنان


شامگاه سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، در روستای سرسیاه، واقع در منطقه تیلویی شهرستان تفتانِ سیستان و بلوچستان، شماری از زنان بلوچ در اعتراض به فعالیت‌های معدن طلای تفتان و پیامدهای ویرانگر آن بر زندگی روزمره مردم و منابع آبی زمین‌های کشاورزی تجمع کردند. این تجمع اعتراضی با یورش نیروهای انتظامی و عوامل حراست معدن پاسخ داده شد؛ یورشی که به فحاشی و تهدید و ضرب‌وشتم و زخمی کردن چند تن از زنان انجامید. هویت یکی از مجروحان با نام «بی‌بی‌نور ریگی کوته» احراز شد؛ زنی ۵۵ ساله، متأهل و مادر پنج فرزند، که بنا بر گزارش‌ها بر اثر ضربات قنداق سلاح از ناحیه سر آسیب دیده است. این رخداد، واقع بخشی از سازوکار چپاول و سرکوب طبقاتی در یکی از حاشیه‌ای‌ترین نقاط ایران است. آنچه در تفتان رخ داده، صورت عریان رابطه‌ای است که سرمایه‌داری اسلامی برای بقا به آن متکی است، غارت منابع، تخریب محیط زیست، و سرکوب هر صدای اعتراضی که در برابر این روند قد علم کند. در معدن تفتان سالانه ۵۰۰ کیلوگرم شمش طلا و ۵۰۰ کیلوگرم شمش نقره تولید می شود. معدن طلای تفتان را باید به‌مثابه یک پروژه استخراجی دید که ثروت را با استثمار کارگران از دل زمین بیرون می‌کشد، اما هزینه‌های آن را بر دوش مردم محلی می‌گذارد. در چنین پروژه‌هایی، سود در جیب سرمایه و شبکه‌های قدرت انباشته می‌شود، اما آب خشک می‌شود، زمین فرسوده می‌گردد، دامداری و کشاورزی ضربه می‌خورند، و زندگی مردم به تدریج از هم می‌پاشد.


اعتراض زنان روستای سرسیاه شهرستان تفتانِ سیستان و بلوچستان از همین تناقض زاده شده است. آنان برای حق زیستن، حق دسترسی به آب، حق آرامش، و حق ماندن در سرزمین خود به میدان آمدند. این‌ها خودِ منطق سرمایه در شکل خشن و بی‌پرده آن‌اند. سرمایه در اینجا نیز فقط کالا تولید نمی‌کند، بلکه فرسایش، محرومیت، و رنج را نیز بازتولید می‌کند. در واقع، سرمایه، با تصاحب منابع عمومی، با استثمار کارگران، ارزان‌سازی هزینه‌های تولید، و انتقال بار بحران به حاشیه‌ها رشد می‌کند. تفتان نمونه‌ای روشن از همین منطق است، زمین و آب و محیط زیست منطقه و استثمار کارگران در خدمت استخراج طلا قرار گرفته‌اند، اما مردم منطقه از منافع آن سهمی ندارند. آنان تنها تماشاگران ناخواسته پروژه‌ای هستند که زندگی‌شان را نابود می‌کند. در این میان، نقش حاکمیت و نیروهای سرکوبگر کاملاً روشن است. حضور سرکوبگران برای مقابله با جمعی از زنان، کودکان و سالمندان، خود نشان می‌دهد که حاکمیت از اعتراضی به‌ظاهر کوچک نیز هراس دارد، زیرا این اعتراض می‌تواند به شکلی از آگاهی جمعی بدل شود. ضرب‌وشتم با قنداق سلاح، تهدید به پرونده‌سازی، فحاشی و تحقیر، همه بخشی از یک سیاست آشنا هستند: شکستن اراده مبارزه و مقاومت پیش از آنکه به نیرویی سازمان‌یافته تبدیل شود.


آنچه این رخداد را از بسیاری نمونه‌های مشابه متمایز می‌کند، حضور پررنگ زنان نوک‌آباد شهرستان تفتانِ سیستان و بلوچستان در صف مقدم اعتراض است. در جوامع تحت ستم، زنان اغلب نخستین کسانی‌اند که پیامدهای تخریب زیست‌محیطی و اقتصادی را لمس می‌کنند. وقتی آب کم می‌شود، وقتی زمین از باروری می‌افتد، وقتی هزینه‌های معیشت بالا می‌رود، این زنان‌اند که بار اصلی بحران را بر دوش می‌کشند. بنابراین، کنش آنان دفاعی مستقیم از زندگی اجتماعی است. اما پاسخ حاکمیت به این کنش، خشونت است. خشونت علیه زنان در تفتان فقط یک مسئله جنسیتی نیست؛ این خشونت در عین حال ابزاری طبقاتی برای تحکیم سلطه است. سرکوب زنان معترض به صحنه‌ای برای نمایش قدرت تبدیل می‌شود، تا به همه ساکنان منطقه گفته شود که هیچ مرزی برای قهر حاکمیت وجود ندارد. چنین رفتاری نشان می‌دهد که نظام حاکم نه‌تنها مطالبات مردم را برنمی‌تابد، بلکه حتی تحمل دیدن مقاومت مسالمت‌آمیز را نیز ندارد. بُعد ستمگری ملی این ماجرا نیز قابل توجه است. مردم بلوچستان سال‌هاست در حاشیه ساختار اقتصادی و سیاسی قرار گرفته‌اند و ساکنان مناطق محروم سیستان و بلوچستان به‌طور مزمن با کمبود خدمات، بیکاری، تبعیض و بی‌توجهی روبه‌رو بوده‌اند. در چنین بستری، پروژه‌های استخراجی نه عامل توسعه، بلکه ابزار تعمیق شکاف‌های طبقاتی و قومی‌اند. سرمایه‌داری اسلامی و قبل آن پهلوی از همین حاشیه‌نشینی تغذیه می‌کند: ابتدا مردم را از امکان بهره‌مندی از منابع خود محروم می‌سازد، سپس همان محرومیت را به‌عنوان «نیاز به سرمایه‌گذاری» توجیه می‌کند، و در نهایت با نیروی سرکوب از آن حفاظت می‌کند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که اهالی سرسیاه و منطقه تیلویی بیش از یک دهه نسبت به پیامدهای فعالیت معدن هشدار داده‌اند. این یعنی اعتراض امروز، حاصل سال‌ها فرسایش، بی‌پاسخی، و انباشت خشم است. وقتی مردم بارها شکایت کرده‌اند و هر بار با بی‌توجهی یا تهدید روبه‌رو شده‌اند، طبیعی است که اعتراض از سطح دادخواهی به سطح مقاومت ارتقا یابد. این همان جایی است که تضادهای پنهان اجتماعی آشکار می‌شوند.


چنین صحنه‌ای نشانه شکاف میان مردم و منطق حاکم بر تولید است. در نظامی که سود مقدم بر زندگی است، هر اعتراض محلی به یک مسئله سیاسی بدل می‌شود. زیرا معترضان، هرچند شاید در ابتدا فقط خواهان کاهش آسیب یا توقف تخریب باشند، عملاً منطق مالکیت و اقتدار سرمایه را به چالش می‌کشند. از همین روست که پاسخ حاکمیت نیزامنیتی و سرکوبگرانه است. اعتراض زنان بخش نوک‌آباد شهرستان تفتانِ سیستان و بلوچستان را باید هشداری جدی دانست. اگر امروز زنان این منطقه با دست خالی در برابر نیروهای مسلح می‌ایستند، این ایستادگی و مقاومت علیه نظمی است که زندگی فرودستان را بی‌ارزش و طبیعت را قابل‌مصرف می‌بیند. رخداد تفتان نشان داد که سرمایه‌داری در مناطق تحت ستم ملی بطور مضاعف به ابزاری برای تشدید فقر و ازهم‌گسیختگی اجتماعی تبدیل شده است. یورش به زنان بلوچ، بخشی از سازوکار حفاظت از این نظم نابرابر است. تا زمانی که سود بر زندگی، و سرکوب بر حق مردم حاکم باشد، تفتان‌ها تکرار خواهند شد؛ مگر آنکه مبارزات از سطح اعتراض پراکنده فراتر رود و به نیرویی سازمان‌یافته برای دگرگونی بنیادین بدل شود.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://cpiran.org

https://komala.co

https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTv

https://alternative-shorai.tv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: