شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ | 04 - 04 - 2026

Communist party of iran

مصاحبه با رفقای «جنبش کالدیراچ» در ترکیه در رابطه با پروسه “آشتی و جامعه دمکراتیک”

این مصاحبه از کانال “دفتر روابط  بین الملل حزب کمونیست ایران” صورت گرفته است.

سئوال: بعد از دیدارهای متفاوت بین “دم پارتی”  با عبداله اوجلان و گفتگوی این هیأت ها با احزاب سیاسی در ترکیه و رفت و برگشت هیأت ها به قندیل و ملاقات با رهبری احزاب حاکم در کردستان عراق، سرانجام پیام ” آشتی و جامعه دمکراتیک” عبداله اوجلان در زندان انتشار یافت. زمینه های عینی انتنشار این پیام را چگونه میبینید؟

پاسخ: به‌عنوان یک جنبش، برای ما منش و ذات طبقاتی و سلطه‌گر جمهوری ترکیه از بدو تأسیسش روشن بوده است. یک منطقه حائل علیه گسترش شوروی‌ و یک سنگر پیشرفته برای استثمار و بازسازمان خاورمیانه، شمال آفریقا، بالکان‌ و قفقاز؛ یک کشور استعماری. با این همه، البته تحلیل‌هایی وجود دارند که فرض می‌کنند دولت جمهوری ترکیه مستقل از امپریالیسم و نهادهای هژمونیک همچون ناتو عمل می‌کند. این دیدگاه که در بخشی از چپ نیز پشتیبانی می‌یابد ادعا می‌کند که تضادی فرضی میان ترکیه و اسرائیل وجود دارد که می‌تواند حتی به جنگ منجر شود و این «تضاد» دولت ترکیه را به‌سمت صلح با کردها سوق می‌دهد. تفسیر دیگر می‌گوید که دولت ترکیه در تلاش برای حل مشکلاتش در عرصه داخلی است. با این حال، ذات پرسش کردها – که در گستره چهار کشور وجود دارد – طبیعتاً دارای ماهیتی بین‌المللی است.

علاوه بر این، ما بر این باوریم که هیچ مسئله‌ای در منطقه را نمی‌توان فارغ از جنگ جاری و رو به گسترش دانست (که از نظر ما رو به جهانی شدن دارد و در حال گرفتن ماهیت جنگ امپریالیستی برای بازتقسیم مناطق اسنت – در واقع شکلی از جنگ جهانی). موضع قدرت‌های امپریالیستی و مداخلات مکرری که به‌صورت الگوگونه علیه گروه‌های مقاومت مسلح در منطقه صورت گرفته، نمی‌تواند نادیده گرفته شود. از این نظر، ما معتقدیم که این تحولات مستقل از جنگ رو به رشد، آشکار و بالقوه تمام عیار علیه ایران و «محور مقاومت» نیستند، مگر اینکه این نیروها کاملاً تسلیم امپریالیسم و ​​ایالات متحده شوند.

علاوه بر این، حزب جنبش ملی که به عنوان «سخنگوی» این «روند» عمل می‌کند، یکی از سازمان‌های جنگی داخلی است که در اصل توسط ناتو علیه کمونیسم سازماندهی شده است. بنابراین، نمی‌توان انتظار داشت که موضعی مستقل از ناسیونالیسم ناتو اتخاذ کند.

خلاصه آنکه «ترکیه بدون ترور» یا «روند جامعه‌ای صلح‌آمیز و دموکراتیک» که به‌طور مبهم تعریف شده است، عمدتاً نتیجه ابتکار یا تمایل دولت ترکیه نیست، بلکه نتایج گام‌هایی هستند که در راستای تحقق نقشه‌های ایالات متحده و امپریالیسم برای بازطراحی منطقه برداشته شده‌اند. هیچ تضمینی وجود ندارد که این امر به نتیجه قطعی منجر شود.

سئوال:  نزدیک به بیست ماه از پیام اوجلان می گذرد. در این مدت دولت اردغان همچنان به سرکوبگری‌ها وسیاست‌های پان ترکیستی و نئوعثمانی خود علیه مردم کردستان هم در ترکیه،هم در کردستان عراق و هم مناطق تحت اداره خود مدیریتی و نیروهای دمکراتیک سوریه ادامه داده است.این پاسخ دولت ترکیه را چگونه می بینید؟

پاسخ: جمهوری ترکیه هرگز این سیاست را تغییر نداده است، نه در دوران دولت کنونی‌اش و نه در هیچ مقطع تاریخی. این دولت نه‌تنها به‌عنوان یک پایگاه پیشرو بر پایه ضدکمونیسم و انکار ساختارهای طبقاتی تأسیس شد، بلکه بر نابودی و انکار ملت‌ها نیز بنا گردید. این جمهوری همچون سنگ قبری بر فراز باغ موزاییکی ملت‌ها برپا شد.

اگر این امر به طور کامل محقق نشد، اعتبار آن به پایداری مقاومت تعلق دارد. انقلاب کردها یکی از مهمترین قدرت‌های آن مقاومت و برای مدت طولانی، یکی از نیروهای کلیدی است که دولت ترکیه را از هم پاشید. از این نظر، جنگ دولت علیه کردها صرفاً یک سیاست نیست،  بلکه از ریشه‌های آن سرچشمه می‌گیرد.

این ساختار ژنتیکی دولت تغییر نکرده است و بدون تردید از طریق اصلاحات نیز تغییر نخواهد کرد. به‌رسمیت شناختن ملت کرد به‌عنوان یک ملت به‌کلی منتفی است. در بهترین حالت، دولت ممکن است برای پایان دادن به انقلاب کردها از طریق امتیازات جزئی تلاش کند.

بنابراین، از حملات مداوم علیه کردها، علی‌رغم «فرآیند» موجود، شگفت‌زده نمی‌شویم. همان‌گونه که پیش‌تر گفتیم، برای دولت ترکیه مسئله بر سر همسویی با طرح امپریالیسم برای بازسازی منطقه از طریق نابودی تمام نیروهای مقاومت، از جمله جنبش انقلابی کردهاست. از این‌رو، نباید هیچ توهمی داشت که «در جریان این فرآیند» قتل‌عام‌های جدیدی برنامه‌ریزی نمی‌شوند.

در مورد گرایش پان‌ترکیستی یا نئوعثمانی دولت: البته در درون طبقه حاکم و ساختار دولت گروه‌هایی وجود دارند که می‌کوشند ایدئولوژی را در این جهت شکل دهند. با این حال، از زمان تأسیس، جمهوری ترکیه هرگز از خط وابستگی به امپریالیسم منحرف نشده است. این گرایش‌های ایدئولوژیک تنها زمانی تقویت می‌شوند که کارکردی سودمند داشته باشند. در غیر این صورت، کل بورژوازی ترکیه عمیقاً به امپریالیسم گره خورده است. آنچه آنان «منافع تاریخی» می‌نامند، اکنون همان منافع ایالات متحده است، و آنچه «منافع ملی» می‌خوانند، منافع اروپاست.

از این منظر، حتی ادعای اینکه ترکیه در حال حاضر خط پان‌ترکیستی، نئوعثمانی یا ملی‌گرایانه را دنبال می‌کند، شاید اغراق‌آمیز باشد. با این همه، ترکیب ترک‌گرایی، عثمانی‌گرایی و اسلام‌گرایی خود بخشی از تاریخ این دولت است. امروزه، این چارچوب سیاسی در خدمت امپریالیسم عمل می‌کند.

سئوال:  آیا اساسا فکر میکنید که دولت ترکیه کوچکترین انگیزه ای و رویکردی برای حل مسالمت آمیز و دمکراتیک مسئله کرد دارد.  لازمه این کار در قدم اول آزاد کردن اوجلان، دمیرتاش و کلیه زندانیان سیاسی بود؟


پاسخ: ما بر این باوریم که این پرسش پیش‌تر در بخش‌های قبلی تا حدی پاسخ داده شده است. هرچند در حال حاضر بحث‌هایی درباره احتمال آزادی دمیرتاش جریان دارد، اما این موضوع دیدگاه ما را تغییر نمی‌دهد. افزون بر این، برخی تحولات در سوریه، به‌ویژه میان نیروهای دمکراتیک سوریه و هیئت تحریر شام با هماهنگی ایالات متحده، ممکن است بر روند این مذاکرات در ترکیه تأثیر بگذارد.

با این حال، واژه‌های «صلح‌آمیز» و «دموکراتیک» متأسفانه واقعیت کنونی را به‌درستی توصیف نمی‌کنند.

سئوال:  با توجه به این سیاست دولت اردغان می‌توانیم بگوئیم که پیام اوجلان، فرمان خلع سلاح و انحلال پ ک ک  معنائی جز تسلیم بی قید وشرط دارد؟

پاسخ: هرچند مبارزه انقلابی در کردستان و آناتولی عمیقاً در هم تنیده‌اند، ما رابطه خود با انقلاب کردها و پیشاهنگ آن را رابطه‌ای بر پایه همبستگی بین‌المللی می‌دانیم. از این نظر، مبارزات کشورهای مختلف ممکن است پویایی‌های متفاوتی را تجربه کنند. بی‌تردید هر دستاورد انقلاب کردها را دستاوردی برای همه ملت‌های منطقه می‌دانیم. حتی زمانی که برخی جهت‌گیری‌ها یا تصمیم‌ها را نادرست می‌یابیم، نمی‌توانیم از تاریخ رنگارنگ و خلاقانه مبارزه کردها چشم‌پوشی کنیم. بنابراین، تحولات کنونی را بخشی از مسیر ناهماهنگ و در حال پیشرفت انقلاب کردها می‌بینیم که با فراز و نشیب پیش می‌رود. امید داریم مبارزه انقلابیون کرد از خلال پیروزی‌ها به پیش رود. ازاین‌رو، انتقادهای ما انتقاد دوستان از دوستان است.

پویایی‌های منطقه‌ای و تهدیدهای موجودیتی علیه ملت کرد بسیار پیچیده‌اند. نابودی غزه نیز تهدیدی علیه کردهاست. این وضعیت ممکن است گرایش انقلابی در ساختار ناهمگون جنبش کرد را در برابر گرایش اصلاح‌طلب تحت فشار قرار دهد.

در واقع، پ.ک.ک و به‌طور کلی جنبش کرد گاهی اقداماتی انجام می‌دهند که ما به‌طور کامل درک یا پیش‌بینی نمی‌کنیم. این نشان دهنده هم اقدامات رهبری آن – چه آنها را درست بدانیم و چه غلط – و هم بن بست ساختاری است که نیروهای انقلابی منطقه با آن مواجه هستند، نیروهایی که قادر به گشودن جبهه‌های جدید یا ایجاد پیشرفت‌های انقلابی جدید نیستند.

به همین دلیل، برچسب زدن به این حرکت به‌عنوان «تسلیم بی‌قید و شرط» اقدامی شتاب‌زده خواهد بود و بی‌احترامی به فداکاری‌های عظیم رفقای کرد ما به شمار می‌آید.

سئوال:  در روزهای گذشته پ ک ک اعلام کرد که نیروهای نظامی خود را از ترکیه خارج خواهد کرد. بعد از مراسم سوزندان سمبلیک اسلحه ها در قندیل، این دومین پروسه سیاست پ ک ک در حوزه نظامی است. با وجود این تاکنون هیچگونه تغییر سیاسی از جانب دولت ترکیه دیده نمیشود.بنابراین سرنوشت پیام اوجلان را چگونه می بینید؟

پاسخ: این تحولات نشان می‌دهد که حزب کارگران کردستان با جدیت فراوان ابتکار عمل رهبر زندانی خود را پذیرفته است. اکنون انتظار عمومی چشمگیری وجود دارد که «فرآیند» با تضمین‌های قانونی، مانند آزادی زندانیان سیاسی و پایان انتصاب قیم‌ها، رسمیت یابد.

از سوی دیگر، با توجه به سرکوب فزاینده علیه کل اپوزیسیون و حتی سرکوب خشن ابتدایی‌ترین اشکال اعتراض، به نظر می‌رسد که حتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت نیز تحقق چنین انتظاراتی بسیار بعید است.

با وجود همه اینها، هرچند دستاوردهای ملت کرد را موفقیت‌هایی واقعی می‌دانیم، متأسفانه در این مرحله آینده‌ای روشن یا شفاف پیش‌بینی نمی‌کنیم.

سئوال: با توجه به تجربه پ ک ک، راه حل رفع ستمگری ملی  و رابطه آن با مبارزه طبقاتی سرتاسری را چگونه می‌بینی؟

بگذار با اصول کلی آغاز کنیم:

  •  بدون سوسیالیسم، یعنی بدون رهایی اجتماعی، رهایی ملی ممکن نیست.
  •  در کردستان، مبارزات برای رهایی ملی و سوسیالیسم در هم تنیده‌اند. طبقه کارگر و زحمتکشان، به‌ویژه دهقانان، پایه اصلی انقلاب را تشکیل می‌دهند. بنابراین، شکست انقلاب به معنای آن است که پیشاهنگ انقلابی و پایگاهش، یعنی کارگران و دهقانان فقیر، سوسیالیسم را رها کرده‌اند
  •  انقلاب کردها پیش‌تر با ایجاد و بسیج یک ملت، آغاز به حل مسئله ملی کرده است. از این نقطه به بعد، مبارزه میان دو خط جریان دارد: خط سازش‌کارانه‌ای که به‌دنبال به‌رسمیت‌شناسی رسمی از طریق مصالحه است، و خط انقلابی که به پیشبرد رهایی اجتماعی و سوسیالیسم ادامه می‌دهد.

اگر به وضعیت کنونی نگاه کنیم، ستم ملی بر کردها به تضاد غالبی بدل شده است که تضاد بنیادی میان کار و سرمایه را پنهان می‌کند.

با وجود دهه‌ها بهره‌کشی، اشغال و گستره و عمق مبارزه برای رهایی ملی، ماهیت مسئله در اصل ساده است: فراخوان اتحاد کارگران جهان همان فراخوان طبقه کارگر برای گسستن زنجیرهایش است.

بنابراین، دستیابی ملت کرد به حقوق ملی خود (از جمله حق جدایی) به مبارزه متحد طبقه کارگر کرد و آناتولی و به گسترش جبهه سوسیالیستی در منطقه کمک می‌کند و در نهایت انقلاب منطقه‌ای را پیش می‌برد.

انقلاب کردها تا امروز راه‌حل‌های خود را از مسیر رشد درونی‌اش یافته است. امروز اما شاید با بزرگ‌ترین آزمون خود روبه‌روست. در این زمینه انتقادهای بی‌شماری داریم و در هیچ‌یک از مذاکرات با دولت یا جهت‌گیری کلی «فرآیند»، چشم‌اندازی «مثبت» نمی‌بینیم.

تا اینجا به‌طور مشخص درباره «فرآیند» کنونی سخن گفتیم. ما نظریه‌های اوجالان درباره «جامعه دموکراتیک» و «کمونالیسم» را که او مدعی است به‌عنوان نقدی بر مارکسیسم بنا کرده، مورد بحث قرار نمی‌دهیم. میان این مفاهیم و مارکسیسم هیچ پیوند نظری یا علمی نمی‌بینیم و حتی این پرسش را مطرح می‌کنیم که چرا اساساً نیازی به ارائه چنین «تزهای جدیدی» در قالب نقد مارکسیسم وجود داشته است.

با این حال، با توجه به تاریخ مبارزاتی ملت کرد و نقش ماندگارشان در روند انقلابی منطقه، بر این باوریم که—حتی اگر مستلزم دگرگونی‌های بزرگ باشد—بار دیگر راه‌حل خود را از درون پدید خواهند آورد.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: