مسئله ملّی کرد، یک واقعیت عینی
چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴

امروز مسئله ملّی کرد به عنوان یک موجودیت عینی و ابژکتیو در کشورهایی که با این مسئله روبرو و درگیر هستند، به مؤلفه مهمی در تبیین تحولات منطقه خاورمیانه تبدیل شده و بیش از هر زمانی بازتاب جهانی پیدا کرده است. این موقعیت عینی نه فقط به این دلیل که از دیر زمان ستمگری علیه مردم کردستان وجود داشته و در مقاطع مختلف تاریخی علیه این ستمگری جنبشهای تودهای به راه افتاده است، بلکه اساساً به دلیل تغییر و تحولات چند دهه اخیر و روندهای جاری بوجود آمده است.
کردستان ایران در بیش از چهار دهه اخیر همواره یکی از کانونهای اعتراض و مبارزه علیه تبعیضها، بیحقوقیها و سرکوبگریهای رژیم جمهوری اسلامی بوده است. یکی از خواستهای محوری مردم کردستان رفع ستمگری ملی بوده است، که گاهاً به صدر مطالبات مبارزات مردم آمده است. اگر چه بر متن جنبش ناسیونالیستی در کردستان، احزاب ناسیونالیست از زاویه منافع بورژوازی کرد تلاش کردهاند که با به حاشیه راندن خواستههای دمکراتیک، آزادیخواهانه و برابریطلبانه مردم کردستان، افق این جنبش را به سهمبری از قدرت سیاسی محدود کنند، اما جنبش رادیکال و سوسیالیستی و در محور آن کومهله با پیوند زدن مبارزه برای رفع ستمگری ملی و دیگر خواستههای دمکراتیک و برابریطلبانه با مبارزه طبقاتی، توانسته جنبش انقلابی کردستان را به یکی از ارکان جنبش انقلابی و آزادیخواهانه در سراسر ایران و منطقه تبدیل کند. جنبش ژینا و زن زندگی آزادی به عنوان اخیر ترین تحول سیاسی و انقلابی در ایران و پیشتازی مردم کردستان در این تحول بیانگر همین واقعیت است.
در کردستان عراق بعد از سقوط صدام و تأسیس سیستم فدرالی با توافق و همکاری آمریکا بر اساس هویتهای ملی و مذهبی، احزاب ناسیونالیست و اسلامی از طریق سیستم پارلمانی قدرت سیاسی را در بین خود تقسیم کرده و تودههای کارگر و زحمتکش و مردم ستمدیده کردستان را عملاً از دخالت در اداره و مدیریت و سرنوشت سیاسی جامعه دور کرده و خواستههای دمکراتیک و آزادیخواهانه و برابریطلبانه آنها را منکوب و به حاشیه راندهاند. این احزاب مبارزه تاریخی مردم ستمدیده کردستان را به پشتوانه سهمبری خود از قدرت سیاسی و منافع طبقاتی خود تبدیل کرده و اگر چه از فرهنگ و ادبیات و هنر و پرچم و سرود و سمبلهای ناسیونالیستی و ملی برای بسیج مردم در پای صندوقهای انتخاباتی استفاده میکنند، اما بعد از سه دهه حاکمیت هنوز هم نتوانستهاند ستمگری ملی را ریشهکن کنند. از اینرو طی این سالها صحنه سیاسی عراق محل کشمکش و جدال بین حکومت اقلیم و دولت مرکزی بر سر مناطق تحت سلطه، سرنوشت استخراج و صادرات نفت، سهمبری از بودجه دولتی، کنترل مرزها، پرداخت حقوق ماهانه کارکنان دولتی و … بوده و مسئله کرد همچنان مانند استخوان لای زخم، لاینحل باقی مانده است.
در کردستان ترکیه طی چهل سال گذشته یک جنبش تودهای علیه سیاست های شووینیستی و میلیتاریسم دولت مرکزی و برای رفع ستمگری ملی درجریان بوده و ادامه دارد. احزاب ناسیونالیست مانند پ ک ک، حزب دمکراتیک خلقها (ه د پ) و در ادامه حزب دمکراسی و برابری خلقها (دم پارتی) در رهبری این جنبش قرار داشتهاند. جریانی که تحت نام حزب کارگران کردستان فعالیت کرده، به رغم تحولات فکری که از سر گذرانده و تغییرات بنیادی که در استراتژی سیاسی آن به وجود آمده است، اما مواضع و رویکرد عملی آن در هیچ مقطعی ربطی به منافع کارگران و زحمتکشان کردستان نداشته است.
به رغم اینها مبارزه مسلحانه پ ک ک به عنوان یکی از مهمترین عرصههای ابراز وجود این جریان، علیه دولت ترکیه به مثابه عضو ناتو و کاندید ورود به اتحادیه اروپا و با موقعیت ژئوپلیتیکی که دارد و انعکاس نسبی آن در رسانههای بینالمللی، به مسئله ملی کرد به مانند یک مسئله حل نشده در منطقه پر آشوب خاورمیانه بیش از پیش یک موقعیت ابژکتیو بخشیده است. با این حال اعلام آمادگی چند باره این جریان برای مذاکره و گفتگو و صلح و آشتی با دولت ترکیه و اخیراً نیز پروسه خلعسلاح و انحلال، بدون آنکه دستگاه حاکم در ترکیه کوچکترین حسن نیتی در قبال مردم کردستان ترکیه از خود نشان داده باشد، اساساً برای سهمبری از قدرت سیاسی بوده تا اینکه حل مسئله و پایان دادن به ستمگری ملی را مدنظر داشته باشد. استراتژی سیاسی ه د پ و سپس دم پارتی هم که در انظار عمومی مانند شاخه علنی و قانونی پ ک ک تداعی میشوند، سهم بردن از قدرت سیاسی و اداری از مسیر مبارزه پارلمانتاریستی و شرکت در انتخابات شهرداریها و کنترل مبارزات تودهای در چهارچوب تنگ قوانین حاکم در ترکیه بوده است.
کردستان سوریه یکی از کانونهای مبارزه علیه ستمگری ملی و تبعیضها و نابرابریهایی بوده که حکومتهای مرکزی به مردم کردستان تحمیل کردهاند. مردم کردستان سوریه با پیشینهای که داشتند، ۱۴سال پیش فعالانه در خیزش تودهای مردم سوریه علیه دیکتاتوری رژیم بشار اسد و برای پایان دادن به تبعیضها و بیحقوقیها مشارکت کردند. این خیزش تودهای در نتیجه سرکوب خونین و مداخله حکومتهای ارتجاعی منطقه به حاشیه رانده شد و سوریه به میدان جنگ داخلی و تاخت و تاز گروههای تروریست اسلامی به نیابت از حکومتهای ارتجاعی منطقه تبدیل شد. در کردستان تحت رهبری حزب اتحاد دمکراتیک ( پ ی د) و بر متن یک جنبش تودهای و در نتیجه خلاء قدرت سیاسی و اداری که در دل جنگ رو به گسترش داخلی در این منطقه به وجود آمد، زمینهساز ایجاد ساختارهای خودمدیریتی مردم این منطقه شد.
این نهادها و انجمنهای خودمدیریتی که در روستاها، شهرکها و شهرهای کردستان سوریه شکل گرفته بودند در خلاء قدرت ارگانهای دولت مرکزی، حاکمیت، اداره و مدیریت مناطق تحت کنترل را در دست گرفتند. این حکومت خودمدیریتی با دخالت دادن مردم در مدیریت و اداره جامعه، فراهم کردن ملزومات همزیستی اقلیت های ملی و مذهبی بر پایه به رسمیت شناختن حقوق انسانی و به رسمیت شناختن حقوق برابر برای زنان و جدایی مذهب از ارگانها و نهادهای حکومتی، تجربه گرانبهایی را در دوره جنگ و مقاومت در مقابل جریانات ارتجاع اسلامی به آزمون گذاشت. این تجربه توانست با تکیه بر یک نیروی مسلح تودهای از دستاوردهای خود دفاع کند. این جنبش با توجه به جایگاهی که پیدا کرده است به نیرویی مهم در تحولات حال و آینده سوریه و معادلات منطقهای تبدیل شده است. اما پ ی د که نقش مثبتی در هدایت جنبش تودهای و دفاع از دستاوردهای آن ایفا کرد، در سالهای اخیر با تأکید بر همپیمانی با آمریکا و تشکیل ستاد فرماندهی مشترک با آن و یا دلخوش کردن به اظهارات سران دولت فاشیست اسرائیل که در اوج ریاکاری، فریبکارانه از حمایت خود از مردم کردستان سخن میگویند نه تنها به نگرانی در مورد سرنوشت جنبش مردم ستمدیده کردستان سوریه دامن زده، بلکه به اعتبار آن در نزد افکار عمومی پیشرو و انسانهای آزادیخواه و برابریطلب در سطح منطقه و جهان به شدت ضربه زده است.
مجموعه این تحولات، مسئله ملی کرد را به یک مسئله عینی و ابژکتیو و در همان حال حل نشده، به مؤلفه غیر قابل انکار در تبیین اوضاع خاورمیانه تبدیل کرده است. در این شرایط، کمونیستها که همواره از زاویه منافع کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده کردستان برای حل این مسئله اجتماعی و پایان دادن به ستمگری ملی برنامه و استراتژی سیاسی روشنی داشتهاند، بایستی با پراتیک فعال خود نگذارند که مسئله کرد به ابزاری برای بده و بستان احزاب و نیروهای ناسیونالیست جهت سهمبری از قدرت و به وسیلهای در دست قدرتهای منطقهای و جهانی برای پیشبرد نقشههای منطقهای آنها تبدیل گردد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1 (http://www.instagram.com/Peshrawcpiran1)
https://t.me/KomalaCpiranTv
