سه شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴ | 13 - 01 - 2026

Communist party of iran

مبارزه نسل Z ایران در اعتراضات زن، زندگی، آزادی، با ارتجاع و نابرابری


نیما مهاجر


آذرماه ۱۴۰۴


مقدمه

نسل جوان در ایران با کمک گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی در سازماندهی خیزش انقلابی ژینا – مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ نقشی پررنگ داشتند. دانشجویان، دانش‌آموزان و دختر پسرهای نوجوان، در کف خیابانها صداهایی را فریاد زدند که سال‌ها خفه شده بود و مبارزه علیه استبداد و حجاب اجباری را به پیکار برای ساختن آینده‌ای با فرهنگ مدرن و عدالت اجتماعی پیوند زدند. اگر بخواهیم بر روی اهمیت حضور فعالانه‌ی نسل نوین در اعتراضات توده‌ای بیشتر تاکید کنیم، می‌توانیم پاسخ جوانان انقلابی محلات مریوان در اوج خیزش توده‌ای ژینا، به سوال «چرا جوانان؟» را بازگو کنیم: «جوانان می‌بینند بهترین سالهای عمرشان زیر سایه‌ی خفقان سیاسی، استثمار سرمایه‌داری و ستمگر‌ی‌های مردسالاری تباه می‌شود. جوانان توجه و‌ حساسیت بیشتری به مسائل و آینده‌ی سیاسی جامعه دارند. جوانان بیشتر از سایر اقشار جامعه تفکرات کهنه را کنار می‌گذارند و برای متحقق کردن افکار نو‌ و‌ مترقی انرژی زیادتری صرف می‌کنند. جوانان، ارتباطات وسیع اجتماعی دارند و دارای شهامت و توانایی بسیاری برای تغییر هستند. امید بسیار بزرگی برای ساختن جهانی زیبا و عادلانه در دل جوانان موج می‌زند. بیش از دو ماه است که جوانان در مدرسه و دانشگاه و محله با جانیان پیکار می‌کنند. جوانان یک بازوی آگاه و‌ نیرومند این انقلاب هستند. زنده باد جوانان!»


ابتدا ببینیم مفهوم نسل و به طور مشخص نسل Z از کجا آمده است. در جامعه‌شناسی مدرن، دسته‌بندی انسان‌ها بر اساس سن و سالشان، یکی از شکل‌های بخش‌بندی اجتماع است. در این نوع طبقه‌بندی جامعه، هر ۱۵ سال یکبار نسلی عوض می‌شود؛ با این حال نسل‌ها دسته‌بندی‌های انعطاف‌پذیر هستند و بسته به پژوهش و زمینهٔ فرهنگی تغییر می‌کنند. این شکل از تقسیم‌بندی‌ معمولاً بر اساس تفاوت تجربه‌های تاریخی، فناوری، فرهنگ و شرایط سیاسی ـ اقتصادی شکل می‌گیرد و نه صرفاً فاصلهٔ دقیق سال‌های تولد. در هر صورت طبق این دسته‌بندی‌، نسل‌های جدیدتر به ترتیب شامل نسل بتا، نسل آلفا، نسل Z، نسل Y و نسل X می‌شوند. تا قبل از آن، نسل‌های قدیمی‌تر یعنی نسل انفجار جمعیت، نسل خاموش، بزرگترین نسل و نسل گمشده را داشته‌ایم و همانطور که می‌بینیم، شکل نامگذاری آن‌ها با نامگذاری‌های امروزه فرق داشت. نامگذاری‌های جدید به دورانی برمی‌گردد که نسل x متولد شد. از دید جامعه در سالهای ۱۹۶۵ الی ۱۹۸۰، نسلی که با x شناخته می‌شد از اجتماع آن دوران مستثنی (exclude) شده بود و به همین دلیل با حرف الفبای x معرفی شد، به این معنا که تفاوت‌های فکری، فرهنگی و رفتاری نسل x چنان تغییرات عمیقی نسبت به گذشته پیدا کرده بود که جامعه آن‌ها را بخشی جداگانه و مستثنی در نظر می‌گرفت. از آن پس نامگذاری نسل‌ها با استفاده از حروف الفبای لاتین و بعدها به کمک حروف یونانی صورت گرفت. در این مطلب بیشتر بر روی این نوع بخش‌بندی و مخصوصا شناخت بهتر نسل Z ایران تمرکز می‌کنیم.


برای فهم ژرف‌تر نقش نسل Z ایران، باید ویژگی‌های جهانی این نسل را نیز در نظر گرفت. در یک تعریف خلاصه، نسل Z به اولین نسل اجتماعی از جوانان جامعه‌ی جهانی گفته می‌شود که تمام‌دیجیتال است، یعنی نه تنها از تکنولوژی استفاده می‌کند، بلکه با آن فکر و زندگی می‌کند. در شرایطی که رشد سریع تکنولوژی، اختراع کامپیوترهای خانگی، گسترش شبکه‌ی جهانی اینترنت، رسانه، همگانی شدن گوشی‌های هوشمند و پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی جهان را به یک دهکده‌ی کوچک تبدیل کرده بود، نسل Z متولد شد. از دیگر شرایط رشد این نسل، بحران‌های جهانی مانند کرونا، تغییرات اقلیمی، جنگ‌های رسانه‌ای و انفجار اطلاعات است. نسل‌ زدی‌ها تاکنون نشان داده‌اند که پیگیرانه به دنبال اجرایی شدن خواست‌های خود هستند، مطالباتی که باید توسط طبقات حاکم جهانی دیده شود. بگذارید ببینیم داده‌ها در این زمینه به ما چه می‌گویند. طبق داده‌های موتور جستجوگر گوگل در سال ۲۰۲۲ (مصادف سال ۱۴۰۱) بیش از همیشه، مردم دنیا این عبارت را جست‌وجو کرده‌اند: «آیا من می‌توانم تغییر کنم؟» این تغییر شامل تغییرات فردی مانند تغییر وزن، تغییر مسیر زندگی، تغییر شغل، تغییر ظاهر و تغییرات بزرگتر اجتماعی همچون تغییر وضعیت زنان، تغییر مناسبات طبقاتی و تغییر حاکمیت‌های فاشیسم و جنگ‌طلب می‌شود. مردم دنیا تغییر می‌خواهند، به امید اینکه در طول زندگی تجربه بهتری داشته باشند. و خواست برحق و شورانگیز تغییر، یعنی «هیچ وقت تسلیم نمی‌شویم». قشر جوان پیشاهنگ این تغییرات‌اند.


بخش ۱: نسل زد و ارزش‌های اجتماعی

جوانان نسل Z که حدود متولدین ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ (در ایران حدود ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۱) را شامل می‌شوند با سبک‌های فرهنگی و ابزارهای رسانه‌ای جدیدی وارد جهان شدند و همین امر موجب شد ارزش‌ها، هویت و طرز فکرشان با نسل‌های قبل (مثل دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی یا نسل Y) خیلی متفاوت باشد. آن‌ها نسلی هستند که تلاش می‌کنند خودشان باشند، با جهان حرف بزنند، به عدالت فکر کنند، و از فناوری برای ساختن هویتشان بهره بگیرند.


پژوهش‌ها نشان می‌دهد نسل Z به دلیل دسترسی دائمی به اطلاعات، تحلیل‌گرتر و پرسشگرتر از نسل‌های قبل است و هرچیز را قبل از باور، گوگل می‌کند و گاهی حتی برای سوالات روزمره از chatgpt می‌پرسد. آنها هر ادعایی را پیش از پذیرفتن، جست‌وجو می‌کنند، به تجربه شخصی و منطق خود تکیه دارند و در برابر اقتدار سنتی -از پدر و معلم تا دولت- کمتر فرمان‌بردارند. با این حال، نوع جدیدی از قدرت نیز بر آنها تأثیر می‌گذارد: اقتدار شبکه‌ها و الگوریتم‌هایی که ترجیحات فرهنگی و حتی تصویر ذهنی آنان از خود را شکل می‌دهند.


نسل Z بومی دیجیتال (Digital Native) است، یعنی از کودکی با اینترنت، موبایل، و شبکه‌های اجتماعی بزرگ شده. تکثرگرا، جهان‌وطن و تصویرمحور است. ارتباطش با موسیقی، مد و رسانه از ارتباطی که با کتاب و سنت‌های قدیمی دارد، بیشتر است. هویت چندگانه دارد؛ ممکن است همزمان به موسیقی رپ، فمینیسم آنلاین، فوتبال اروپا، هنر NFT، فرهنگ عامه شرق آسیا و سبک محلی خود تعلق خاطر داشته باشد. این پدیده را جامعه‌شناسان «هویت شبکه‌ای» می‌نامند. این نسل، نسلی کنشگرا و اهل دیالوگ است؛ یعنی دوست دارد نظرش شنیده شود و در مسائل اجتماعی حضور داشته باشد. در واقع به سختی می‌توان به وسیله رسانه‌های گذشته مانند شبکه‌های ماهواره‌ای که در آن مخاطب یک شنونده و بیننده‌ی محض است و در آن امکان تعامل و اظهار نظر وجود ندارد، نسل نوین را به اندیشه‌های تبلیغی و ترویجی مورد نظر خود جلب کرد. اصطلاحاتی که جوانان امروزی بکار می‌برند تنها واژگانی صرف نیستند بلکه بازتاب‌دهنده ارزش‌ها، دغدغه‌ها و نقد ساختارهای قدرت و ارتجاع توسط آن‌ها است. اینکه زبان نسل جدید را بهتر بفهمیم، فقط به ادبیات برنمی‌گردد، بلکه دریچه‌ی ورودی است تا از آن انگیزه‌ها و تارگت‌های نسل آینده‌ساز را بهتر بشناسیم.


معیارها، ارزش‌ها و آرزوهای این نسل زیر و رو شده است.‌ نوجوانان در گوشه‌ و کنار خاورمیانه و آفریقا با کمک همین ابزارها از اخبار و حوادث جهان با خبر می‌شوند. مطالعات فرهنگی نشان می‌دهد بخش وسیعی از نسل Z در جریان ترندهای جهانی، اتفاقات سیاسی، جنبش‌های اجتماعی، جنگ‌ها، مسابقات ورزشی و جریان‌های فرهنگی و رسانه‌ای جهانی قرار دارند، هرچند میزان اثرگذاری آن بسته به طبقه، شهر، جنسیت و اقتصاد خانوادگی متفاوت است. از این به بعد هالیوود و رپ و جام‌جهانی فوتبال و سلبریتی‌های جهان مدرن کاپیتالیسم با نصیحت‌ها و الگوهای محلی تاثیرگذاری بر جوانان رقابت می‌کنند. این تغییر پارادایم یکی از عوامل اصلی گسترش شکاف نسلی است؛ شکافی که در زبان، ارزش‌ها، آرزوها و حتی تصور نسل‌ها از آینده دیده می‌شود. نسل‌های پیشین از ادبیات روزمره و اصطلاحات مورد استفاده‌ی جوانان سردرنمی‌آورند، دغدغه‌ها و اهداف‌شان تفاوتهای ماهوی دارد و نگاه جوانان به زندگی هیچ شباهتی با نگاه پدر‌ها و مادرهایشان و حتی با نگاه خواهرها و برادران بزرگتر از خودشان ندارد.


اگر چه این نسل در مقایسه با نسل‌های پیشین کنترل‌ناپذیر و طغیان‌گر به نظر می‌رسد اما سرمایه‌داری سعی می‌کند از طریق جهت دادن به علایق و سلیقه‌هایشان، با جهت دادن به الگوهای مصرف فرهنگی نسل جوان و محدود کردن امکانات و انتخاب‌هایشان، آن‌ها را همچنان در مسیر حفظ و گسترش مناسبات طبقاتی مدیریت و رهبری کند. سلیقه‌ها، الگوهای مصرف و انتخاب‌های به اصطلاح فردی، احساس ارزش درونی، استانداردهای زیبایی و حتی تصور از موفقیت و خوشبختی، تا حد زیادی توسط بازار جهانی، اقتصاد رسانه و ساختارهای طبقاتی جهت‌دهی می‌شوند. در شرایط کنونی ثروت جامعه و ابزارهای تولید مادی و تولید معنا به دست اقلیت استثمارگر غصب شده است، بنابراین گرچه نسل Z خودمختار و کنشگر به نظر می‌رسد، اما انتخاب‌هایش در بسیاری از موارد در تعامل با محدودیت‌های اقتصادی، نابرابری فرصت‌ها و مسیرهایی شکل می‌گیرد که نظام سرمایه‌داری برای او ترسیم کرده است. این وابستگی در ایران پیچیده‌تر می‌شود. نسل Z ایران علاوه بر فشارهای بازار جهانی، با چالش‌های جدی‌ دیگری مانند بحران اقتصادی، ناامنی شغلی، محدودیت‌های جنسیتی، مهاجرت‌گرایی، فشارهای تحصیلی و آیندهٔ نامطمئن روبرو است.


بخش ۲: اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» و نقش نسل Z

خیزش توده‌ای سال ۱۴۰۱ به دنبال قتل حکومتی ژینا امینی استارت خورد؛ مهسا به دلیل آنچه که حکومت بدحجابی می‌نامد و به دست نیروهای گشت ارشاد جمهوری اسلامی به قتل رسید.

به سرعت شعار «زن، زندگی، آزادی» که مطالبات سرکوب شده و آرزوهای فروخورده‌ی توده‌ها، مخصوصا نسل جوان را نمایندگی می‌کرد تبدیل به نماد اعتراضات جمعی شد.  از نخستین روزها، حضور پررنگ و پیشرو زنان جوان و نسل Z چهره‌ی این اعتراضات را شکل داد. نسل Z در این خیزش هم در خیابان و هم در فضای دیجیتال نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. آن‌ها با جسارت، حضور بی‌پروای خیابانی و آشنایی عمیق با ابزارهای دیجیتال، توانستند سازماندهی غیرمتمرکز، اطلاع‌رسانی و روایتگری لحظه‌به‌لحظه را ممکن کنند. روایت اصلی جنبش در شبکه‌های اجتماعی توسط همین نسل ساخته شد؛ نسلی که کارزارهای آنلاین، طوفان‌های توییتری و شبکه‌سازی دیجیتال را به شیوه‌هایی خلاقانه و مؤثر پیش برد و دیوارهای سانسور و فیلترینگ را بارها شکست.


دیکتاتوری رژیم اسلامی در سال ۱۴۰۱ به ددمنشانه‌ترین شیوه این نسل را در خیابانها غرق خون کرد، به آن‌ها تجاوز کرد، با گلوله‌ی ساچمه‌ای نور دیدگان‌شان را تاریک کرد و رَد شلاق و شکنجه و رنج و آزار را بر جسم و روانشان برجای گذاشت. اما این نسل تسلیم نشدند و تسلیم شدنی نیستند. نسل زدی‌ها یک زندگی دست‌نخورده و یک فردای نزیسته در پیش‌رو دارند، آن‌ها هنوز دست از آرزوهایشان نکشیده‌اند، بی‌باک و نترس و سازش‌ناپذیرند، هنوز به بیماری مصلحت‌گرایی و چرتکه انداختن مبتلا نشده‌اند، رادیکال‌اند و شعار اصلی‌شان این است: «واقع‌بین‌ باش و ناممکن را طلب کن.»

چهره‌ی اصلی خیزش انقلابی ژینا را باید در صورت نیکاها مشاهده کرد. چهره‌هایی همچون ژینا امینی، نیکا شاکرمی، سارینا ساعدی، مهرشاد شهیدی، نیما شفیق‌دوست، کیان پیرفلک و آرمیتا گراوند چهره‌های نمادین نسل Z در جنبش زن، زندگی، آزادی هستند که در راه رسیدن به آزادی و برابری جان‌باختند. توماج صالحی در اصفهان، وفا احمدپور در شیراز و سامان یاسین در کرمانشاه، مثال‌هایی از گروه فعالان نسل Z یا نسل نزدیک به آن هستند که از طریق موسیقی رپ وارد فعالیت اعتراضی شده و هر سه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. رپ برای این نسل ابزار اعتراض و روایت است؛ چیزی شبیه به نقشِ شعر سیاسی برای نسل دههٔ ۵۰.


نسل Z بیشتر از نسل‌های قبل به «هویت فردی»، «ابراز وجود»، و «عدالت اجتماعی» اهمیت می‌دهد؛ و به همین دلیل بود که شعارهایی همچون «زن، زندگی، آزادی»، «کار، مسکن و شادی» با ارزش‌های نسل Z همخوانی بیشتری داشت. آن‌ها از مدهای جدید، زبان اینترنتی، تولید محتوا و ابزارهای بصری برای بیان خواسته‌ها استفاده کردند و این کمک کرد تا پیام اعتراضات فراتر از ایران برود. معترضان نسل زدی به عنوان «رسانه‌ساز» و «راوی خودشان» عمل کردند، در کنار شعار سردادن در خیابان و مدرسه و دانشگاه، در پلتفرم X نیز طوفان‌های توییتری راه انداختند و فیلترینگ و پلیس فتا و شورای سرکوب فضای مجازی را به سُخره گرفتند.


هر چند نسل Z در ارتباطات آنلاین بسیار قوی هستند، اما در ارتباطات واقعی همچنان آسیب‌پذیراَند. در واقع این نسل در کنار قدرت دیجیتال و جسارت خیابانی، آسیب‌پذیری‌هایی real-world نیز دارد:« تحزب‌گریزی، تشکل‌گریزی، کم‌تجربگی و هیجانی عمل کردن از جمله نقاط ضعفی بود که باعث شد جوانان هزینه‌ها و آسیب‌های سنگینی پرداخت کنند. البته بی‌سازمانی و پراکندگی اعتراضات فقط به نسل Z برنمی‌گردد، نسل‌های پیشین نیز که تجربه‌ی بیشتری دارند نتوانستند روحیات و انگیزه‌های فعال‌ترین عناصر جنبش (یعنی جوانان) را به خوبی بشناسند، آنطور که لازم بود از ابزارهای پیشرفته‌ی ارتباطات جمعی و شبکه‌های اجتماعی استفاده نکردند و از گسترش شبکه‌های جوانان انقلابی به همه‌ی محلات شهرها ناکام ماندند.

با این‌همه، نقش نسل Z در خیزش ژینا نقشی بی‌بدیل است: آن‌ها چهره‌ی خیابان را جوان کردند، حجاب اجباری را به عنوان یکی از پایه‌های ایدئولوژیک ولایت فقیه زیر پا گذاشتند، روایت اعتراض را خود به دست گرفتند، بر سازوکارهای حکومت فشار آوردند و جنبشی را شکل دادند که در حافظه‌ی جمعی ایران ثبت خواهد شد. این نسل همچنان یکی از نیروهای محرک تغییر است؛ نسلی که هنوز آینده‌اش را تسخیر نکرده‌اند. اگر می‌خواهیم در بین چپ اجتماعی و چپ متحزب رابطه‌ی ارگانیک برقرار کنیم، اگر می‌خواهیم شکافی را که تبلیغات جمهوری اسلامی و طرفداران مزدورش، در بین پیشروان سوسیالیست داخل کشور و کادرهای مجربی که در نتیجه‌ی سرکوب و فشار نهادهای امنیتی از کشور خارج شده‌اند را به حداقل برسانیم، لازم است فاصله‌ی بین نسلها را تا جای ممکن کاهش دهیم.


جمع‌بندی پایانی

بعضی‌ها تقسیم‌بندی‌های نسلی را فانتزی می‌دانند؛ اما هرکس که در میدان مبارزهٔ واقعی بوده باشد می‌فهمد که مسئله «واقعی بودن یا نبودن نسل‌ها» نیست، مسئله سیاست‌زدگیِ تجربهٔ زیستهٔ نسل‌هاست. هر نسل در دوران خاصی اجتماعی شده، در بستر معینی ستم را تنفس کرده، مقاومت را تجربه کرده و زبان سیاسی خودش را ساخته است.

اگر شکاف فهمی میان نسل‌ها کم نشود، هیچ هدف سیاسی و اجتماعی بزرگی پیش نخواهد رفت. بی‌توجهی به این تفاوت‌ها فقط یک نتیجه دارد: ایجاد شکاف میان بازوی توده‌ای انقلاب و نیروی سازمان‌ده آن.

درک نسلی، یک ابزار نیرومند است که در اختیار سوسیالیستها قرار دارد؛ و به ما کمک می‌کند ظرفیت‌های واقعی طبقات فرودست را بشناسیم و سازماندهی را بر اساس ماتریالیسمِ زیستی-اجتماعی انجام دهیم، نه صرفاً یک فرمول دگماتیک.

برای همین است که اگر قرار است قیام‌های توده‌ای مردم ایران از حالت انفجارهای مقطعی به سمت سازمان‌یافتگی و دگرگونی ساختاری برود، باید میان نسل‌ها یک تقسیم کار آگاهانه، انقلابی و هدفمند شکل بگیرد. تجربهٔ نسل‌های قدیمی و جسارت و مهارت و سرعت نسل Z می‌توانند در کنار هم، قدرت و توانایی جنبش‌های اجتماعی را چند برابر بیشتر کرده و موتور واقعی انقلاب روشن کنند.

ما می‌دانیم که بورژوازی و‌ رسانه‌هایش همواره سعی دارند بر ویژگی‌های و واقعیت‌های طبقاتی جوامع سرپوش بگذارند، در مورد نسل Z نیز سرمایه‌داری همین رویکرد را دارد تلاش می‌کند این نسل را همچون بلوکی یکدست و همگون معرفی کند. اما نسل Z نیز مانند نسل‌های پیشین از تنوع گسترده‌ای از جمله تعلق به طبقات اجتماعی متضاد و متفاوت، هویت‌های متنوع جنسیتی، ملی و گرایش‌ها و باورهای فکری مختلف برخوردار است. جوانان کارگر متعلق به نسل Z هر روزه، ستم‌های چندگانه‌ی طبقاتی، ملی و جنسیتی را تجربه می‌کنند و با محرومیت‌ها، فشارها و آسیب‌های عمیقی روبرو می‌شوند؛ در حالیکه نسل زدی‌های طبقات دارا از بیشترین فرصت‌ها و امکانات تفریح و تحصیل و مسافرت برخوردارند و «نور چشمی‌های» حاکمیت هستند. اولی‌ها در جریان خیزش‌های توده‌ای و انفجارهای اجتماعی به دست حاکمیتی که در خدمت دومی‌ها است، قتل عام می‌شوند.


در ثانی باید یادآور شد که حضور فعال نسل Z در اعتراضات سراسری و خودانگیخته و ایفای نقش مهم و موثر در کارزارهای آنلاین و شبکه‌های اجتماعی، نمی‌تواند جای سازماندهی کارگری-توده‌ای را در محله و کارخانه و مدرسه و دانشگاه بگیرد. ضروری است که کارگران جوان را به اهمیت تشکیل دادن ستاد رهبری کننده‌ی انقلاب کارگری -یعنی به حزب پیشروان طبقه‌ی کارگر- آگاه کرد و برای برقراری ارتباط ارگانیک و اندام‌وار، پیش از همه به زنده بودن اندامها یاری رساند. نباید اجازه داد بورژوازی با استفاده از پول و امکانات امروزی، تصویری غیر واقعی و غیر طبقاتی را از نسل Z عمومی کند.

با وجود این، شناخت نقاط قوت و ضعف نسل Z، تحلیل شیوهٔ زیست و دغدغه‌هایش، و تقویت تفکر انتقادی دربارهٔ این نسل، یک رویکرد تجمل‌گرایانه‌ی طبقه متوسطی نیست، بلکه شرط رسیدن به رهبری بین‌نسلی است؛ رهبری‌ای که ایرانِ امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد. پیشتر در اردیبهشت امسال (۱۴۰۴) مطلبی با امضای نیما مهاجر و با عنوان «ابزارها و‌ شیوه‌های نوین و موثر در تبلیغ، ترویج، آموزش و سازماندهی در مقیاس توده‌ای!» نوشتم و در آنجا علاوه بر تاکید بر اهمیت جنبه‌ی فنی تبلیغات و فراگیری فن استفاده از وسایل ارتباطات جمعی، از این سخن گفتم که ما کمونیست‌ها نمی‌توانیم با همان ابزارها و روش‌های تبلیغ و سازماندهی که در گذشته بکار می‌بردیم، با نیروهای بورژوازی و ارتجاعی که به پیشرفته‌ترین امکانات مسلح شده‌اند مبارزه کنیم. این حرف امروز صد برابر صادق‌تر است.


در این متن کوشیدم نشان دهم چرا فراگیری حرفه‌ای تکنولوژی‌های هوشمند، سواد رسانه‌ای، استراتژی دیجیتال و استفادهٔ سازمان‌یافته از ابزارهای نوین ارتباطی تبدیل به یک ضرورت فوری شده است.

امروز موسیقی، فشن، گیمینگ، الگوریتم‌ها و شبکه‌های اجتماعی، نقش جدی در ساختن هویت نسل جوان دارند؛ اگر چپ آلترناتیو درخور امروزی نسازد، اگر کیفیت تولید و ارائهٔ محتوا را جدی نگیرد، رقابت را نه از نظر ایدئولوژیک بلکه از نظر زیباشناختی و تکنیکی به سوژه‌سازی‌های لیبرالیسم و نئولیبرالیسم می‌بازد.

نسل Z به استاندارد پایین راضی نمی‌شود. آن‌ها اگر در همان دو ثانیهٔ اول با محتوای بی‌کیفیت مواجه شوند، اسکرول می‌کنند و می‌روند، حتی اگر پیام محتوای ما درست و ارزشمند باشد. بنابراین مسئله فقط «چه می‌گوییم» نیست؛ چگونه گفتن، کیفیت بصری، طراحی، ریتم، رسانه‌سازی و گرافیک نیز بخش مهمی از مبارزه است. سرمایه‌داری وقتی با ابزارهایی مثل TikTok، Instagram، YouTube و الگوریتم‌های هدف‌گذاری‌شده آگاهی کاذب منعکس می‌کند، چپ نمی‌تواند با فایل PDF، بیانیهٔ بی‌گرافیک و پست بی‌کیفیت وارد میدان شود. بدون ابزارهای نوین نمی‌توان آگاهی طبقاتی را گسترش داد و با سازماندهی کارگری و توده‌ای، پیشروی جنبش سوسیالیستی را تضمین کرد.


بورژوازی جهانی امروز نه تنها رسانه، فرهنگ، مد، سرگرمی و شبکه‌های اجتماعی را قبضه کرده، بلکه با هوش مصنوعی و سوژه‌سازی الگوریتمی، شکلِ ذهنیت نسل‌ها را تولید می‌کند. چپ اگر نتواند ابزارها را پس بگیرد، میدان را یک‌سره واگذار کرده است. لازم است احزاب چپ و کمونیست در کمپین‌های سیاسی و تبلیغاتی به دغدغه‌ها، اهداف، ادبیات و بسترهای نوین برای تأثیرگذاری بر نسل جدید آشنایی کافی داشته باشند و از قبل تکنولوژی، ابزارها و تیم‌های حرفه‌ای آموزش دیده را برای این مهم آماده کرده باشند. اما همهٔ این‌ها بدون میدان دادن واقعی به جوانان ممکن نیست. بدون حضور نسل Z در نقش‌ تصمیم‌گیرنده، رسانه‌ساز، سازمان‌ده و حتی رهبری، روند تحولات آینده از چپ عبور خواهد کرد. نیروهای جوان باید نه فقط مشارکت‌کننده، بلکه عناصری باشند که به سهم خود «راهبردها» را شکل می‌دهند.

اکنون یک پرسش کلیدی مطرح می‌شود: آیا کادرهای کمونیست برای این تغییرات سریع آماده‌اند؟

جان ریز در کتاب استراتژی و تاکتیک‌ها به سؤال «کادر چه کسی است؟» پاسخی کلیدی می‌دهد: «کادر بە یک سازمان، پایایی، دوام و اثر بخشی در نبرد را می‌دهد. لیکن می‌تواند به مشکل نیز بیانجامد، مخصوصا زمانی که شرایط نبرد به سرعت تغییر می‌کند».

وی در ادامه از زبان تروتسکی شرح مسئله را اینگونه ادامه می‌دهد: «هر حزبی حتا انقلابی‌ترین احزاب، به طور چاره‌ناپذیری، محافظه‌کاری سازمانی‌اش را تولید می‌کند. در غیر اینصورت فاقد ثبات ضروری خواهد بود. این امر، کلا پرسشی است از درجات این محافظه‌کاری. در یک حزب انقلابی می‌باید که آن درجه‌ی ضرور محافظه‌کاری، با آزادی کامل از روتین، جسارت و قوه‌ی ابتکار در رویکردها و شهامت در اقدام، ترکیب شود.


این مسئله، نکته‌ای مهم را برجسته می‌کند: کادر تنها وقتی کادر باقی می‌ماند که در نبرد، به ارتباط صحیح با نقطه عطف ادامه دهد. در غیر اینصورت، به جای انباشت تجربه و دانش، آنها از یک موهبت، به مایه‌ی دردسر و وبال گردن حزب، تبدیل می‌شوند. این جا تروتسکی اضافه می‌کند که: حتا انقلابی‌ترین احزاب، وقتی تغییر ناگهانی در وضعیت رخ می‌دهد که نتیجتا وظایف جدیدی را طلب می‌کند، مکررا به پیگیری همان خطوط [و وظایف] سیاسی دیروزین ادامه می‌دهند. پس به ترمزی در فرآیند انقلاب بدل می‌شوند. هم محافظه‌کاری و هم خلاقیت انقلابی، بیان فشرده‌ی خود را در ارگانهای رهبری حزب پیدا می‌کنند. همانا که آموزه این است: کادر به سادگی مترادف با کسانی که مارکسیسم را می‌دانند و تجربه‌ی زیادی در مبارزات دارند، نیست. آنها قطعا با سن و یا با طول مدتی که در حزب بوده‌اند، تعریف نمی‌شوند. این مزایا [یعنی تسلط بر نظریه ی مارکسیستی و تجربه‌ی مبارزاتی و سن و طول مدت عضویت در حزب و…] تنها زمانی مفید فایده خواهد بود که کادر قادر باشد آنها را با مبارزات روز ربط داده و اثر گذار باشد، و از تجربه‌شان برای فهم، تبیین و عمل در شرایط جدید بهره گیرند. برای این منظور آنها، می‌بایست اعضای فعال حزب بوده و در پی شکل دادن به مبارزات با مداخله‌ی آگاهانه باشند، نه اینکه به سادگی فقط مشاهده و از دور اظهار نظری کنند».

کادر واقعی دگم نیست، خود را با سرعت تغییرات وفق می‌دهد، با نسل‌های جوان ارتباط زنده دارد، و نه تنها به درستی تندپیچ‌ها را درک می‌کند، بلکه به موقع نیز دست به کار می‌شود. امروز شرایط ایران، منطقه و جهان به شکلی چرخیده است که بدون اتکا به نسل Z و آماده‌سازی نسل آلفا، هیچ پروژهٔ رهایی‌بخشی پایدار نخواهد ماند.


توضیحات:

۱) حین نوشتن این پست، آگاهانه و عامدانه از ترمینولوژی و اصطلاحات موردپسند نسل جدید استفاده کردم. با یک سرچ ساده در گوگل یا پرسیدن سوال از جمینای و چت جی پی تی می‌توانید با این مفاهیم و کانسپت‌ها آشنا شوید.

۲) در نگارش و تحقیق این مطلب از چت‌جی‌پی‌تی به‌عنوان مشاور و همراه پژوهشی کمک گرفته‌ام.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: