سه شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴ | 13 - 01 - 2026

Communist party of iran

مبارزه اقتصادی کارگران را به بستری برای سازمانیابی تبدیل کنیم!


گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگران در مراکز مختلف تولیدی، تجمع های اعتراضی بازنشستگان، اعتراضات معلمان و پرستاران حول مطالبات اقتصادی نشانه‌ای آشکار از تعمیق بحران اقتصادی و تعرض پی در پی صاحبان صنایع و دولت به زندگی و معیشت مزدبگیران است. این اعتراضات بیان متراکم تضادهایی هستند که در بطن شیوه‌ی تولید سرمایه‌داریِ و ساختار حاکم انباشته شده‌اند. با این حال،  این حجم از اعتصابات و کنش اعتراضی اگر چه فضای سیاسی جامعه را تحت تآثیر قرار داده، اما موازنه‌ی قدرت را بطور پایدار تغییر نداده است.  این اعتصابات و اعتراضات و فوران‌های مکرر خشم اجتماعی اگر چه بیانگر آن است که جامعه مرعوب سرکوبگری های جمهوری اسلامی نشده، با اینحال نتوانسته ماشین سرکوب را زمینگیر و استراتژی سرکوب جمهوری اسلامی را به عقب براند. این أوضاع بازتاب مرحله کنونی  مبارزات کارگری و توده ای و سطح کنونی سازمان‌یابی طبقاتی کارگران و فرودستان  و عدم شکل گیری رهبری سراسری با چشم انداز انقلابی است. بدون فراهم شدن این ملزومات پیشروی جنبش انقلابی به کندی ادامه پیدا خواهد کرد.

 مبارزه اقتصادی نخستین و ضروری‌ترین شکل مقاومت طبقه‌ی کارگر در برابر استثمار طبقه سرمایه دار‌ است. مطالبه‌ی افزایش دستمزد، امنیت شغلی، بیمه های اجتماعی و شرایط انسانی کار، واکنشی مستقیم به تصاحب ارزش اضافی و تخریب بازتولید اجتماعی نیروی کار است. سرمایه نه‌تنها نیروی کار را در فرآیند تولید استثمار می‌کند، بلکه زندگی اجتماعی آن را نیز فرسوده و بی‌ثبات می‌سازد؛ جسم و روان کارگران را نیز فرسوده و پیوندهای خانوادگی و اجتماعی آنان را تضعیف می کند. با این‌همه، مبارزه اقتصادی کارگران و اعتصابات کارگران مهمترین مکانیسم  برای ارتقای آگاهی طبقاتی و درک ضرورت سازمانیابی است. از اینرو اگر چه پیروزی و موفقیت در هر تک مبارزه کارگران برای دستیابی به مطالباتشان اهمیت دارد، اما نباید اهمیت اعتصاب کارگران را فقط به دستاورد یک مبارزه مشخص تقلیل داد. چون اعتصاب به عنوان سلاح برنده کارگران در نبرد طبقاتی،  در همانحال به همت فعالین سوسیالیست جنبش کارگری به مثابه مدرسه ای برای ارتقای دانش طبقاتی و آگاهی آنان به ضرورت ارتقای سازمانیابی کمک می کند.

 در کنار عامل سرکوب و فقر ساختاری یکی از موانع اصلی متحد شدن و سراسری شدن مبارزات کارگران، رواج گسترده شرکت های پیمانکاری، گسترش قراردادهای موقت و سفید امضا است. گسترش شرکت های پیمانکاری و رواج کار غیررسمی و موقت، کارگران را در موقعیتی دائماً ناامن قرار داده و توان برنامه‌ریزی و تداوم مبارزه‌ی جمعی را کاهش داده است. در چنین شرایطی، افق مبارزه به بقا و معیشت روزمره تقلیل می‌یابد و کنش سیاسی بلندمدت پرهزینه و پرریسک می‌شود. نظام پیمانکاری نیز با ایجاد لایه‌های واسط، رابطه‌ی مستقیم کارگر با سرمایه‌ی مسلط را پنهان می‌سازد. خشم اجتماعی به‌جای نشانه‌رفتن ساختار حاکم، به مدیران میانی یا کارفرمایان جزء معطوف می‌شود. بدین‌ترتیب، مبارزه کارگران به سطحی محلی و پراکنده تقلیل یافته و امکان شکل‌گیری آگاهی طبقاتی تضعیف می‌گردد.

 از سوی دیگر در غیاب تشکل‌های طبقاتی و توده ای مستقل از دولت کارگران، هر موج اعتراض ناچار است از نقطه‌ی صفر آغاز شود. تجربه‌ها منتقل نمی‌شوند، شکست‌ها تحلیل نمی‌گردند و دستاوردها نهادینه نمی‌شوند. این فقدان حافظه‌ی جمعی، نتیجه‌ی مستقیم سرکوب  تلاش فعالین کارگری برای سازمان‌یابی طبقاتی است. در چنین وضعیتی، اعتراضات به‌جای آنکه به فرآیندی انباشتی و پیش‌رونده بدل شوند، به انفجارهای مقطعی تقلیل می‌یابند. انرژی اجتماعی آزاد می‌شود، اما به‌ سرعت تخلیه می‌گردد، بی‌آنکه به تغییر موازنه نیرو بین کارگران و کارفرمایان در نبرد بعدی منجر گردد. این چرخه‌ی فرسایشی، هم توان مادی و هم اعتماد به ‌نفس سیاسی طبقه‌ی کارگر را تضعیف می‌کند.

ساختار سیاسی حاکم در این مناسبات، نه نهادی بی‌طرف، بلکه شکل سیاسی و قدرت اجرایی طبقه سرمایه دار است. وظیفه‌ی آن تنظیم تعارضات به‌گونه‌ای است که انباشت سرمایه مختل نشود. امتیازدهی‌های محدود، وعده‌های اصلاحی، تفرقه افکنی در میان کارگران، مداخله نیروهای امنیتی، پرونده سازی برای فعالین کارگری ابزارهای مکملی برای مهار اعتراضات‌ هستند. هدف، نه حل بحران معیشتی کارگران، بلکه بازگرداندن نظم به چرخه‌ی استثمار است. مبارزات اقتصادی کارگران چنانچه داری چشم انداز روشن نباشد، به‌راحتی نمی تواند پیشروی خود را تضمین کند.  مبارزات کارگران برای افزایش دستمزدها و دیگر مطالبات اقتصادی چنانچه به بستری برای ارتقای آگاهی طبقاتی و سازمانیابی کارگران تبدیل نگردد، دستاوردهای آن ناپایدار خواهد ماند.

برون‌ رفت از این اوضاع نه در نفی مبارزه‌ی اقتصادی که بخشی از موجودیت طبقه کارگر است، بلکه در ارتقای آن به سطح سیاست طبقاتی نهفته است. مبارزه‌ی اقتصادی کارگران باید نقطه‌ی آغاز تلقی شود، نه نقطه‌ی پایان. این ارتقا مستلزم چند مؤلفه‌ی اساسی است؛ نخست، توسعه‌ی اشکال گوناگون سازمان‌یابی مسقل کارگران، ایجاد کمیته کارخانه، کمیته اعتصاب، برپایی مجامع عمومی و بستر سازی برای ایجاد شوراها و دیگر تشکل های توده ای و طبقاتی کارگران،  ایجاد شبکه های همبستگی کارگری خارج از کنترل نهادهای دولتی و بطوری که امکان تصمیم‌گیری جمعی را فراهم آورند. دوم، بازسازی حافظه‌ی طبقاتی از طریق ثبت، تحلیل و انتقال تجربه‌های مبارزاتی، سوم، نهادینه کردن پیوندها و ارتباطات فعالین و رهبران بخش های مختلف جنبش کارگری که رابطه ارگانیکی با کانون های مبارزات کارگری دارند. نهادینه کردن این پیوندها و متحد شدند فعالین بخش های مختلف جنبش کارگری حول ارکان یک استراتژی سوسیالیستی نه تنها به یکپارچگی و سراسری شدن اعتصابات و اعتراضات کارگری پیرامون مطالبات مشترک کمک می کند، بلکه چشم اندازی روشنی پیش روی همه جنبش های پیشرو اجتماعی و مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی قرار می دهد.

بازنشر: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://alternative-shorai.tv

https://cpiran.org

https://komala.co

https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: