شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ | 04 - 04 - 2026

Communist party of iran

ما در یک قایق ننشسته‌ایم!


برگرفته از کانال صدای کارگران

شورش مرداد ۱۳۷۳ قزوین

شورش فروردین ۱۳۷۴ اسلامشهر

شورش خرداد ۱۳۷۱ کوی طلاب مشهد

شورش دی ماه ۹۶

شورش آبان ۹۸

شورش تیر ۱۳۹۹

شورش تیر ۱۴۰۰

شورش اردیبهشت ۱۴۰۱

رانه‌ی تمام این شورش‌ها برنامه‌های ریاضتی و فقیرسازی و قریب به اتفاقِ نیروهای حاضر در شورش‌ها، حاشیه‌نشینان، بیکاران، کارگران اخراجی، دست‌فروشان، کارگران فصلی، بوده و هستند. تمام این شورش‌ها از حاشيه‌های شهری و شهرهای بیش‌فقیر‌سازی‌شده آغاز شده‌اند و به دیگر شهرهای فوقِ محروم ( یا مانند شیراز به محلات فقیرنشین یک کلانشهر) تسری یافته‌اند.


کسانی‌که “شورش گرسنگان”، “جنبش تهیدستان شهری”، “خیزش حاشیه‌نشینان”، “قیام بی‌چیزان” و … را تحقیرآمیز می‌دانند:

الف: مطالباتِ مادی و انضمامی ندارند و در سودایِ سفری انتزاعی به سوی آزادی هستند.

ب: برای فقیر، کارگر، گرسنه سوژگی قائل نیستند در حالی‌که فقیر می‌داند آزادی سیاسی بدون تحقق عدالت اقتصادی کشک است.

ج: نقدِ اقتصاد سیاسی را به عنوان  بنیادین‌ترین کلید فهم و نیز رانه‌ی تحولات اجتماعی انکار می‌کنند و صرفا مشغول موج‌سواریِ روی گزاره‌های روبنایی هستند؛ مثلا میزان تمرکزشان رویِ یکی از هزاران یاوه‌ی استفراغ‌شده از حلقوم علم‌الهدی صدها برابر بیش‌تر از اعتصابات و تجمعات روزمره‌ی ده‌ها هزار کارگر در چهار گوشه‌ی ایران.

د: با وجودِ مخالفت با ایدئولوژی مذهبیِ جمهوری اسلامی، ایدئولوژی سوپرنئولبیرالیِ حکومت را صد در صد صحیح و آرمانی می‌دانند، قیام تهیدستان را به معنای در هم شکسته شدن هژمونی طبقه‌ی مسلط، به خطر افتادن منافع طبقاتی خود و در تحلیل نهایی مانع ستبر در مسیر پهن شدن فرش قرمز برای تحفه‌های بی‌خاصیتِ بورلی‌هیلزنشین می‌دانند.


✔️ گرسنه، ناآگاه نیست! گرسنه به میانجیِ شکمِ خالی، بی‌سرپناهی، بیکاری، کارگر شدن کودکان‌اش، فروخته شدن اعضای بدن‌اش، مصادره اجناش‌اش توسط شهرداری‌ها، نداشتن آب و نان و برق و … مغز حاکمیت را هدف را هدف می‌گیرد.

مارکس در “نقد فلسفه حق هگل” گفت: “سلاحِ نقد نمی تواند جایِ نقدِ سلاح را بگیرد و نیروی مادی فقط با نیروی مادی بر می افتد”. هم‌او و انگلس در ایدولوژی آلمانی فرق مواجه‌ی عینی با جهان مادی یا مواجهه‌ی فلسفه‌ورزانه‌ی عقلای قوم را به تفاوت ” معاشقه جنسی و استمنا ” تعبیر کردند.

کسانی‌که خیزشِ مادی تهیدستان و پتانسیلِ سازمان‌یابیِ آنان برای سرنگونی انقلابی طبقه‌ی حاکم را انکار میکنند، نه تنها صرفا در آرزوی جایگزین شدن با طبقه‌ی حاکم فعلی هستند بلکه رسیدن به قدرت سیاسی را در استمنا با نوستالژیِ مداخله‌ی نظامی-امپریالیستی در لیبی، افغانستان، عراق و یوگسلاوی تخیل می‌کنند.

بی‌برو برگرد این نیرو، دشمن قسم‌خورده‌ی همین معترض گرسنه‌ی کف خیابان است.


تاکید صدباره؛

” اتحاد همه با هم ” کذب و استعمال‌کنندگان‌اش یا نادان‌اند یا شارلاتان. هیچ، مطلقا هیچ منافع مشترکی میان سوژه‌ی شورشی ایذه با تیک‌آبی کارمندِ رادیو جنگ سردی فردا وجود ندارد.

ما در یک قایق ننشسته‌ایم.

نه به جنگ مردمی

آری به جنگ طبقاتی

اشتراک در شبکه های اجتماعی: