شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ | 04 - 04 - 2026

Communist party of iran

ماهیت سیاسی – طبقاتی پ.ک.ک و احزاب زائده‌ی آن را بهتر بشناسیم!


مصاحبه‌ با یکی فعالین سوسیالیست جنبش انقلابی کردستان

«در حاشیه‌ی تحریفات تاریخی و دروغ‌پردازی‌های پژاک، علیه تاریخ پر افتخار کومه‌له و جنبش انقلابی کردستان»


آنچه که در ادامه می‌خوانید بخشی از مصاحبه‌ی نشریه‌ی «آمریکای شورشی» با یکی فعالین سوسیالیست جنبش انقلابی کردستان در داخل ایران است که از طریق “دفتر بین المللی حزب کمونیست ایران” صورت گرفته است. مصاحبه کننده در پاسخ به سوالی که توسط یکی از فعالین سوسیالیست‌ در شیلی مطرح شده است، استراتژی سیاسی و جهان بینی فکری پ.ک.ک و اوجالان را توضیح می‌دهد. شما را به خواندن این مطلب دعوت می‌کنم:


سئوال هفتم: نظر شما در مورد کنفدرالیسم دموکراتیک پیشنهادی اوجالان که دیگر به دنبال ساختن جامعه سوسیالیستی نیست، چیست؟


پاسخ: عبدالله اوجلان از فوریه‌ی سال ۱۹۹۹ و در نتیجه‌ی یک توطئه و تبانی جهانی دستگیر شده و هم اکنون توسط رژیم فاشیستی ترکیه در جزیره‌ی امرالی زندانی است. از آنجا که در ادامه به نقد افکار و آرای وی می‌پردازم لازم است قبل از هر سخن دیگری از حق آزادی بی قید و شرط ایشان دفاع کرد. عبدالله اوجلان که توسط طرفدارانش “سەرۆک ئاپۆ” خواندە می‌شود، رهبر و تئوریسین اصلی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) است. این حزب در آغاز با جهان‌بینی مارکسیسم-لنینیسم تاسیس شد و در کنگره‌های اول (۱۹۷۸) تا پنجم (۱۹۹۵) کنگره‌ها و جلسات حزبی را با پرچم سرخ، آرم داس و چکش و عکس‌های مارکس و لنین و انگلس برگزار می‌کرد اما از اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ و پس سقوط دیوار برلین و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی یک چرخش فکری و سیاسی آشکار در افکار اوجلان و رهبری پ.ک.ک پدید آمد و در آن زمان تشکیل کشور کردستان واحد آمیخته به ایدئولوژی ناسیونالیستی به آرمان اصلی اوجلان و حزب متبوعش تبدیل شد. اوجلان ادعا می‌کند که به لحاظ علمی از افکار مارکس گسست کرده و می‌خواهد همچنان از زاویه‌ی نقد نظام سرمایه‌داری و‌ مدرنیته‌ی کاپیتالیستی نقص‌ها و کاستی‌های مارکسیسم و سوسیالیسم واقعا موجود را برطرف کند. به همین منظور ایده‌ی کنفدرالیسم دمکراتیک را بر پایه‌ی نظامی سیاسی-اجتماعی فرموله کرد که بر همزیستی مسالمت‌آمیز هویت‌های گوناگون ملی و فرهنگی، دمکراسی مستقیم و خودگردانی محلی، برابری جنسیتی و محافظت از طبیعت بنا شده است. تلاش نظری اوجلان این است که تضادهای اساسی زندگی اجتماعی و تمدن بشری را با تعمق فکری در تاریخ و فرهنگ خاورمیانه مخصوصا با پیشاهنگی ملت کورد برطرف نمایند.


اما در حقیقت خصلت طبقاتی و استراتژی سیاسی واقعی پ.ک.ک همزیستی و سازش و شراکت با دولت سرمایه‌داری “آک پارتی” با شعار کمک به ایجاد فرایند دمکراسی در ترکیه و خاورمیانه است. علاوه بر آنکه اصل مبارزه‌ی طبقات آشتی‌ناپذیر و ضرورت لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید از جهان‌بینی و آرمان‌های اوجلان زدوده شده، استراتژی سیاسی پ.ک.ک برای دستیابی به اهداف دمکراتیک نیز با ماهیت استبدادی و سرکوبگر رژیم حاکم بر ترکیه تضادهای اساسی و حل‌ناپذیری دارد. در حال حاضر با رخت بستن فئودالیسم و تفوق کاپیتالیسم در جهان، نە رفرمیسم کنفدرالیسم دمکراتیک و نه حتی انقلابهای بورژوا- دمکراتیک قادر به حل تکالیف دمکراتیک (رفع ستم ملی و جنسیتی، تامین حقوق و آزادی‌های فردی و جمعی) نیستند. تحقق واقعی اهداف دمکراتیک در کشورهای استبدادی همچون ایران و ترکیه بیش از هر زمان دیگری به تامین تکالیف ضد سرمایه‌دارنه گره خورده است و از مسیر مبارزات رادیکال طبقه‌ی کارگر به ثمر می‌نشیند. اما برای توضیح ایده‌ی کنفدرالیسم دمکراتیک که بعد از تجدیدنظر در مارکسیسم فرموله شد، لازم است به نقد و بررسی نظرات اوجلان بپردازیم.


در حوزه‌ی هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی اوجلان همزمان که از نظریات تئوریسین‌‌های آبژکتیو استفاده می‌کند، با اتکا به جهان بینی اخلاقی و سوژه‌گرایی شرقی به افکارش رنگ بوی عرفانی و ایده‌آلیسم مذهبی می‌دهد. وی بدون آنکه بتواند به تناقضات فکری‌اش پاسخ بدهد، با مبتلا شدن به اغتشاش فکری و بر هم زدن مرزهای عینیت و ذهنیت، دست به تلفیق‌های دلبخواهی و سلیقه‌ای می‌زند.

نظرات اوجلان در رابطه با طبیعت و زنان نیز ذات‌گرایانه، غیرطبقاتی، فراتاریخی، اسطوره‌ای، اخلاق مدارانه و مبتنی بر مفاهیمی غیر علمی همچون هارمونی کیهانی، فطرت و طبیعت انسانی، سرشت زنانه و کیش مادرانگی فرموله شده است.


نگاه اوجلان به تاریخ در رد ماتریالیسم تاریخی و سرچشمه گرفته از ایده‌آلیسم تاریخی و تصورات ذهنی او از تاریخ است. از نظر وی موتور محرکه‌ی تاریخ نه مبارزه‌ی طبقاتی بلکه تضاد میان نیروهای طرفدار اقتدار دولت (تمدن انحصارگر) و نیروهای ضد دولت (تمدن دمکراتیک) می‌باشد. در دستگاه فکری اوجلان دولت نه به معنای هیئت اجرایی طبقه‌ی حاکم برای تحمیل بهره‌کشی و استثمار و سرکوب بر طبقات زیردست تحت یک مناسبات تولیدی مشخص، بلکه صرفا همچون نهادی سلطه‌گر تعریف می‌شود که به دنبال یکدست سازی جامعه و آسیمیلاسیون گرایشات متنوع و متکثر طبیعیِ گروهها و اقوام و قبایل متعدد در یک شکل و هنجار خاص است.

در طرح رفرمیستی دمکراتیزه کردن اقتصاد اندیشه‌های آنارشیستی اوجلان بر محور اخلاقی کردن بازار آزاد و مهار حرص و طمع افراد سرمایه‌دار می‌چرخد و صحبتی از تغییرات ریشه‌ای در روابط اجتماعی مبتنی بر سرمایه و نظام تولیدی و ساختار اقتصادی و اجتماعی کاپیتالیسم به میان نمی‌آید.


در این سیستم آنارشیستی ضمن آنکه تخیل بازگشت به گذشته و حرکت وارونه‌ی سرمایه‌ی بزرگ به سمت سرمایه‌ی کوچک و متوسط آرزو می‌شود، تولید در مزارع و کارخانه‌جات مجزا توسط تعاونی‌ها خودمختار و مستقل کارگری مدیریت می‌گردد اما رقابت و روابط این واحد‌های تولیدی با هم، در سطح کلان و در بازار آزاد صورت گرفته و نیروی کار نیز همچنان مانند یک کالا مبادله می‌شود؛ ماحصل این مدل در فقدان یک برنامه‌ریزی اقتصادی کلان توسط دولت سوسیالیستی به شکل اجتناب‌ناپذیری باز تولیدی نظم سرمایه‌داری خواهد بود.


در نهایت اوجلان که بیش از همه تحت تاثیر موری “بوکچین” آنارشیست آمریکایی است، منشأ همه‌ی مشکلات تاریخ بشری را دولت معرفی می‌کند و در رد نظرات مارکس و انگلس اعلام می‌کند دولت برآمده از نظام طبقاتی و روابط تولید و اجتماعی آن نیست، بلکه نوعی انحراف از مسیر اصلی و ذات تمدن و جامعه‌ی انسانی است که از حس قدرت‌طلبی ناشی می‌شود. به این ترتیب همه‌ی انواع دولت‌های سرمایه‌داری، فاشیستی، فئودالی و سوسیالیستی را به یکسان ناقض آزادی بشر می‌داند اما معتقد است که به جای سرنگونی دولت بورژوایی باید از طریق تقویت نهادها و سنت‌های دمکراتیک و با تبعیت از الگوی دمکراسی مستقیم یا همان کنفدرالیسم دمکراتیک، دولت سرمایه‌داری را مضمحل و جامعه را از دولت بی‌نیاز کرد. اما این دمکراسی مستقیم مورد نظر اوجلان که ادعای فراطبقاتی بودن دارد، در واقع شکلی از دمکراسی بورژوایی را نمایندگی می‌کند.


از نظر وی کنفدرالیسم دمکراتیک سیستمی غیر دولتی است برای تجدید ساختار، اصلاح و همزیستی با دولت‌های مرتجع ایران و ترکیه؛ که در نتیجه‌ی آگاه شدن مردم از مضرات دولت همچنین اقناع سران دولت‌های حاکم به محاسن و نقاط مثبت دمکراسی کنفدرال شرایط‌ زوال دولت همچون یک نهاد خبیث و بد ذات را فراهم می‌کند.


سیستم انتخاباتی و دمکراسی مستقیم مورد نظر اوجلان در فرم دولت و چگونگی نمایندگی جامعه رفرم‌هایی ایجاد می‌کند اما ماهیت و محتوای طبقاتی و اجتماعی دولت سرمایه‌داری و ماشین دولتی طبقه‌ی حاکم دست نخورده باقی می‌ماند. در این فرم از دولت پرداختن به سیاست فقط در انحصار الیت و سیاستمداران حرفه‌ای باقی نمی‌ماند و زنان و مردان کارگر و زحمتکش در حیات سیاسی اجتماع فعالانه مشارکت می‌کنند، اما در صورتیکه این دخالتگری توده‌ها با اتکا به استراتژی انقلابی طبقه‌ی کارگر در خدمت رهایی نوع بشر از چنگال استثمار و رفع ستم‌ها و تبعیض‌های اجتماعی نباشد؛ این مدل دولتی نیز نتیجه‌ای جز بازتولید نظم سرمایه‌داری و ابقای قدرت‌های امپریالیستی به دنبال نخواهد داشت. علی‌رغم انکار و سرپوش گذاشتن اوجلان بر واقعیت، مدل کنفدرالیسم دمکراتیک هم یک نوع دولت طبقاتی است که مانند همه‌ی اشکال دیگر دولت بورژوایی، فریبکارانه خود را نماینده‌ی همه‌ی طبقات اجتماعی معرفی می‌کند.


مشاهده می‌کنیم که تئوری کنفدرالیسم دمکراتیک اوجلان هم از لحاظ ایدئولوژیک هم از لحاظ طبقاتی ملغمه‌ای التقاطی است. برای مثال اگر چه حزب متبوع اوجلان پ.ک.ک یا حزب کارگران کردستان نام دارد اما این حزب در سالهای گذشته بیش از پیش سیاست‌های خود را با اهداف و دورنمای طبقه‌ی بورژوازی در کردستان هماهنگ کرده است و در عمل به هیچ عنوان منافع و مصالح کارگران کردستان را نمایندگی نمی‌کند. در این استراتژی اپورتونیستی مبارزه‌ی مردم کردستان برای حق تعیین سرنوشت جای خود را به کسب حق شهروندی و مشارکت در روند به اصطلاح دمکراتیزه کردن دولت فاشیستی ترکیه داده است. ماهیت و جهت طبقاتی به اصطلاح دمکراتیزه کردن دولت ترکیه هم در واقع این است که بورژوازی کورد در سوخت و ساز اداره‌ی دولتی و نظم طبقاتی حاکم شریک شود، متعاقبا تاکتیک پرهزینه‌ی مبارزه‌ی مسلحانه به تابع و اهرم فشاری جهت تحقق استراتژی سازش و معامله تبدیل شده است.

علاوه بر پ.ک.ک، جریان سیاسی کۆما جڤاکێن کوردستان تشکلی شامل چهار حزب کوردی از چهار بخش کوردستان و سازمان‌های مرتبط با آنان است که حول اندیشه‌های عبدالله اوجلان در سال ۲۰۰۷ بوجود آمده و هدفش برقراری سیستم کنفدرالیسم دمکراتیک در سراسر کردستان است. همه‌ی این جریانات با یک موضع‌گیری پوپولیستی، همزیستی طبقاتی اسثمارگر و استثمار شونده و استحاله‌ی جنبش انقلابی در یک جنبش همه با همی را تبلیغ می‌کنند.


افکار اوجلان حامل سویه‌هایی از افکار متناقض از شیعه علوی و شور عاشورایی گرفته تا تفکرات ناسیونالیستی است. وی با نادیده گرفتن سویه‌های طبقاتی، ضدزن، ضد علمی و ارتجاعی اسلام، به شکل همدلانه‌ای دین را دارای جوهره‌ی فرهنگی و اخلاقی می‌داند و طرفداران شیعه‌ی علوی را مبارزان ضد سیستم ترکیه معرفی می‌کند. این نظرات در تضاد کامل با سکولاریسم قرار می‌گیرند. انعکاس این تناقضات را در سیاست‌های عملی احزاب متبوع اوجلان و بیانیه‌های رسمی پ.ک.ک به مناسبت‌های مختلف ملی، مذهبی و جهانی مشاهده می‌کنیم.

جامعه‌ی دمکراتیک و آزاد شرق کردستان (کودار) در روژ‌هلات نیز به تبعیت از همین سیاست پوپولیستی و تحت نام باورمندی‌های کنفدرالیسم، هم به مناسبت عید قربان و عید رمضان بیانیه می‌دهد، هم در سوگ تاسوعا و عاشورا پیام تسلیت می‌فرستد.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: