شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴ | 24 - 01 - 2026

Communist party of iran

لوموند: مصالحه با سپاه پاسداران: یا تغییر از بالا در ایران توهم است

در اوج سرکوب خونین اعتراض‌ها و همزمان با اوج‌گیری بحث‌ها درباره تغییر در
رأس قدرت ایران، تحلیل‌هایی با زاویۀ دید متفاوت ارائه و در رسانه های بین المللی
بازنشر میشود.
سوفیا ماهروگ، تاریخ‌نگار، در یادداشتی در روزنامه لوموند با عنوان “در ایران،
سپاه پاسداران حافظ اصول جمهوری اسلامی و یک نظام نپوتیستی است”، تصریح
می‌کند که
سپاه پاسداران، از بدو تأسیس در آوریل ۱۹۷۹ نه یک ارتش حرفه‌ای، بلکه نیرویی
ایدئولوژیک بوده است که مأموریت اصلی‌اش دفاع از اصل ولایت فقیه و اقتدار سیاسیِ
نمایندۀ خدا بر زمین تعریف شده است. با این حال، به‌گفتۀ او، در سال‌های اخیر شکافی
معنادار در درون این نهاد شکل گرفته است: نسلی جدید از فرماندهان و مدیران سپاه که
نه انقلاب ۵۷ را تجربه کرده‌اند و نه جنگ ایران و عراق را، و بیش از وفاداری
عقیدتی، به منافع اقتصادی، شبکه‌های قدرت و امتیازات انباشته‌شده می‌اندیشند.
به‌نوشتۀ لوموند، سپاه پاسداران امروز در سطح ملی و استانی، بازیگر اصلی سه
حوزه کلیدی است: امنیت، بوروکراسی و اقتصاد. این نهاد، به‌ویژه از دهۀ ۲۰۰۰ به
بعد، کنترل گسترده‌ای بر شهرداری‌ها، پلیس، دستگاه‌های اطلاعاتی، سیاست‌های
عمومی در حوزه‌های بهداشت، آموزش و مسکن، و همچنین بر قاچاق تسلیحات
به‌دست آورده است. در عرصۀ اقتصادی، با بهره‌گیری از بنیادها و معافیت‌های
مالیاتی، سپاه بخش‌های کلیدی چون ساخت‌وساز، املاک، بانکداری، بیمه، پتروشیمی،
صنایع دفاعی، سایبری و مخابرات را در اختیار گرفته است.

ماهروگ همچنین به نقش سپاه در دیپلماسی موازی اشاره می‌کند : نقشی که از طریق
نیروی قدس – تأسیس‌شده در سال ۱۹۸۱ – امکان گفتگوها و توافق‌های پشت‌پرده را
فراهم کرده است. او نمونه‌ای تاریخی می‌آورد: همکاری ضمنی نیروهای آمریکایی و
نیروی قدس برای سقوط طالبان در افغانستان در اواخر دهۀ ۱۹۹۰. به‌نظر این
پژوهشگر، همین ظرفیت است که امروز سپاه را به بازیگری تبدیل می‌کند که هم
می‌تواند مانع تغییر شود و هم، در صورت محاسبۀ منافعش، مسیر تغییر از بالا را
مدیریت کند.
با این حال، ماهروگ فرضیۀ کودتای نظامی مستقیم سپاه علیه جمهوری اسلامی را رد
می‌کند. او بر ماهیت تکه‌تکه و ناهمگون سپاه تأکید می ورزد : نهادی که خود دچار
ریزش، خیانت و نفوذ است. به‌گفتۀ او، ترور چند فرماندۀ ارشد سپاه توسط اسرائیل در
ژوئن ۲۰۲۵، با اتکا به اطلاعات انسانی، نشان داد که انسجام درونی این نهاد مطلق
نیست. از همین رو، سناریوی محتمل‌تر نه براندازی آشکار، بلکه دست‌کاری موازنه
قدرت از طریق اثرگذاری بر انتخاب جانشین علی خامنه‌ای در مجلس خبرگان است. این
اقدام به به سپاه اجازه می‌دهد ضمن حفظ منافع اقتصادی، کنترل پلیس و نفوذ محلی،
نظام را به‌سوی نوعی “تکنوکراسی اقتدارگرا” سوق دهد.
ایدۀ “تغییر از بالا” مفهومی شناخته‌شده است که ریشه‌های آن را می‌توان از هگل و
توکویل تا آنتونیو گرامشی دنبال کرد : وضعیتی که در آن، نظم سیاسیِ فرسوده برای
جلوگیری از فروپاشی انقلابی، دست به اصلاحات کنترل‌شده می‌زند، بی‌آنکه مشارکت
فعال توده‌ها یا گسست بنیادین در ساختار قدرت رخ دهد. به‌نوشتۀ گرامشی، چنین
دگرگونی‌ای تنها در شرایطی ممکن است که رژیم مستقر دچار بحران مشروعیت شده
باشد، اما هنوز انسجام نهادی خود را حفظ کرده؛ جنبش اجتماعی گسترده است، اما
رهبری و سازمان سیاسی منسجم ندارد؛ و بخشی از رهبران حاکم نیز به ضرورت
اصلاح برای حفظ کلیت نظام تن داده باشد.
با ابن حال، فرض تغییر از بالا در ایران با محدودیت‌های جدی روبروست: پیوند
تنگاتنگ سپاه پاسداران با ایدئولوژی ولایت فقیه و منافع اقتصادی کلان، فقدان نهادهای
میانجیِ مستقل و شدت سرکوب خونین اعتراض‌های اخیر، همگی  امکان تحقق
سناریوی یک “انقلاب منفعل” باثبات در ایران را آنهم به دست سپاه، یعنی توسط طراح
و  مجری مستقیم کشتار هزاران ایرانی را به‌شدت زیر سؤال برده‌اند. به همین خاطر
هرگونه تغییر هدایت‌شده از درون حاکمیت در ایران، اگر رخ بدهد، بیش از آنکه به یک
گذار سیاسی پایدار منجر شود، خود زمینه ‌ساز تنش‌ها و انفجارهای بعدی خواهد بود.
آینده ایران، چه در قالب تداوم نظام و چه در قالب تغییر آن، به‌شدت به تصمیم‌ها،
شکاف‌ها و محاسبات سپاه پاسداران گره خورده است. پرسش محوری دیگر این نیست

که آیا تغییر رخ می‌دهد یا نه؟ بلکه این است که اگر تغییری در رأس قدرت شکل بگیرد،
تا چه اندازه با سپاه کنار خواهد آمد، و به چه بهایی.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: