شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ | 31 - 01 - 2026

Communist party of iran

لایحه ضد حقیقت و منطق جنگ دائمی جمهوری اسلامی با مردم


تنها دو روز پس از تصویب شتاب ‌زده لایحه دو فوریتی «مقابله با انتشار محتوای خلاف واقع در فضای مجازی»، هیئت دولت جمهوری اسلامی، زیر فشار خشم افکار عمومی، آن را پس گرفت. بنابه گفته‌ی سخنگوی دولت  « این عقب‌نشینی با تأکید رئیس جمهور و  در راستای حفظ انسجام ملی صورت گرفت». اما حقیقت فراتر از واژگان دیپلماتیک و بازی‌های سیاسی است، آنچه می‌بینیم، هم تصویب و هم استرداد لایحه، بخشی از استراتژی بقاء حکومتی‌ست که در وضعیت جنگی دائمی علیه مردم به سر می برد.


این لایحه با عنوانی فریبنده، همان هدفی را دنبال می‌کرد که در سال‌های اخیر به‌واسطه‌ی دیگر طرح‌ها، قوانین و اقدامات امنیتی دنبال شده است. سرکوب آزادی بیان، کنترل روایت‌ها و حذف فیزیکی یا مجازی صداهای منتقد همواره بخشی از استراتژی بقای جمهوری اسلامی بوده است.  هدف این لایحه هم جلوگیری از انتشار «دروغ» نبود، بلکه خاموش‌کردن حقیقت و ساکت‌کردن هر گونه روایت بدیل بود. لایحه‌ای که فعالان، روزنامه‌نگاران، کاربران شبکه‌های اجتماعی و حتی شهروندان عادی را هدف می‌گرفت، بخشی از ماشین جنگی نظام اسلامی  علیه جامعه و توده های معترض  است. در منطق طبقه حاکم، هر سخن انتقادی یا روایت متفاوتی، تهدیدی برای امنیت ملی تلقی می‌شود. لایحه‌هایی از این دست همانند اعدام‌ها، بازداشت‌های گسترده، پست‌های بازرسی خیابانی و کنترل فضای مجازی، اجزای مکمل یک وضعیت جنگی دائمی هستند که در آن رژیم جمهوری اسلامی  با مردم آزاده ایران  همچون دشمن می جنگد.


باز پس گرفتن این لایحه نشانه ا‌ی از هراس رژیم و  حرکتی تاکتیکی برای جلوگیری از انفجار خشم و اعتراض توده ای بود. حاکمیت در ارزیابی‌های خود به این نتیجه رسیده  که همزمان با تشدید سرکوب، با این مانورهای سیاسی و عوامفریبانه  افکار عمومی را به انحراف برده و از فروپاشی ساختار سرکوب جلوگیری کند. درست به همین دلیل، پس گرفتن لایحه، نه به معنای توقف سرکوب، بلکه نشانه‌ای از تلاش برای مدیریت بهتر آن است. رژیم جمهوری اسلامی در شرایطی این عقب‌نشینی را انجام داد که تنها چند هفته از پایان جنگ دوازده ‌روزه‌ گذشته، جنگی که مشروعیت  و اعتباررژیم را بیش از پیش به زیر سئوال برده  و بحران درونی آن را نیز تشدید کرده است. پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و روانی این جنگ، هراس از انفجارهای اجتماعی، حاکمیت را به‌سوی نوعی عقب‌نشینی تاکتیکی سوق داده است. بخشی از حاکمیت آگاه است که ادامه‌ی سیاست مشت آهنین می‌تواند، همان انسجام شکننده‌ای را که به‌سختی حفظ کرده‌اند، به نقطه‌ی فروپاشی برساند.

جمهوری اسلامی در یکی از حساس ترین دوران حیات خود قرار گرفته است. از یک سو ، بحران‌های داخلی تشدید شده اند و ابعاد   فقر و فلاکت اقتصادی،  تعمیق شکاف بین فقر و ثروت و ابعاد تبعیض ها و بی حقوقی ها خشم و اعتراض مردم را به مرز انفجار رسانده است و از سوی دیگر  تهدیدها و فشارهای کنترل شده  قدرت‌های امپریالیستی برای  رام کردن رژیم اسلامی در راستای نظم منطقه ای مورد نظرشان، سران رژیم را در موقعیتی قرار داده است تا بین تشدید سرکوب در داخل و مذاکره و سازش  با قدرت‌های خارجی تعادلی برقرار کنند. در چنین شرایطی  وظیفه‌ی فعالان و رهبران چپ و رادیکال و سوسیالیست جنبش کارگری و دیگر جنبش  های اجتماعی دامن زدن و گسترش  جنبش های اجتماعی و اعتراضی در درون جامعه است.


تنها با دامن زدن و گسترش اعتراضات و اعتصابات کارگری، مبارزات زنان، دانشجویان، دادخواهان و گسترش جنبش مبارزه علیه حکم اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی است که می توان زمینه تکامل این جنبش ها در عرصه سازمانیابی و شکل دادن به رهبری سراسری را فراهم آورد. جنبش های اجتماعی و اعتراضی در داخل و آن نیروی چپ اجتماعی که همه به وجود آن اعتراف می کنند، از این مسیر است که می توانند،   هم با ماشین سرکوب رژیم هار جمهوری اسلامی  مقابله و آن را زمینگیر کنند  و هم راه را بر سناریوهای  رژیم چنجی و  دست به دست شدن قدرت سیاسی از بالای سر کارگران و زحمتکشان و مردم آزاده ایران با دخالت قدرتهای امپریالیستی بگیرند.


سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومه له
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpirn
https://t.me/KomalaCpiranTv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: