قطع اینترنت، تقویت صدای ارتجاع و خاموش کردن صدای مردم!
چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵
نیما مهاجر

پس از آنکه در دیماه سال ۱۴۰۴ میلیونها تن از مردم جان به لب رسیدهی ایران به خیابانها آمدند و جمهوری اسلامی استراتژی سرکوب بیرحمانه و کشتار هولناک را با هدف بقای حاکمیت خود در دستور کار قرار داد، همزمان حق استفاده از اینترنت بینالملل نیز سرکوب شد. جمهوری اسلامی که همواره مشروعیت و بقای خود را در گروی تک صدایی و تقویت روایتهای ارتجاعی و دروغین و ساختگی میبیند، از روایتهای مستقل و واقعی مردم وحشت دارد. به همین دلیل با هر بحرانی که بوجود میآید بلافاصله امکان انتشار روایتهای واقعی را سرکوب میکند و روایتهایی را گسترش میدهد که اعتراضات مردمی را آشوب و اغتشاشات نام میگذارد، پیشروان کارگری و معلمان و زنان را جاسوس و وابسته به آمریکا و اسرائیل منتسب میکند و با مهندسی مخالفین آن دسته از روایتهای اپوزسیون ضد مردمی را تقویت میکند که بیاعتماد سازی به نیروی انقلابی تودهها را دامن میزنند.
رژیم بعد از قطع اینترنت، بحث اینترنت پرو را عملی کرد و با این طرح طبقاتی نابرابریهای جنسیتی و اجتماعی را تشدید کرده است. بعلاوه جمهوری اسلامی صدای خبرنگاران انقلابی و پیشروان کارگری و زنان و معلمان را خاموش میکند و صدای خبرنگاران مزدور، طرفداران و کارگزاران و سخنگوهای رژیم، چپنماهای محور مقاومتی و دارندگان سیمکارت سفید را تقویت میکند. با قطع اینترنت همچنین صدای خبرنگاران فاشیست، پهلویچیها، تجار و بازرگانان و سرمایهدارانی که آرزوی بازگشت شازده پهلوی و تصرف نظامی ایران توسط امپریالیسم را آشکارا بیان میکنند، تقویت میشود. بنابراین با سرکوب اینترنت که صدای مردم را خفه میکند، دو صدای ارتجاعی و ضد مردمی تقویت میشوند. اولی تلویزیون و صدا و سیمای مَیلی است که همانطور قبلاً گفتیم هر گونه مخالفت با رژیم اسلامی را توطئه و بلوای برهنگی و اقدامی در جهت انهدام اجتماعی نام میگذارد. و دومی صدای ماهوارهای ایران اینترآشغال است که حملهی نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران را در راستای رهایی مردم و «کمک به مردم ایران» معرفی میکند. در بحبوحهی خیزش انقلابی دیماه ۱۴۰۴ جمهوری اسلامی اینترنت را قطع کرد و با استفاده از این ابزار کنترلی رضا پهلوی و تلویزیون ایران اینترآشغال را به صدای اصلی اپوزسیون تبدیل کرد و با حذف دیگر صداها به مدیریت و مهندسی کردن مخالفین خود پرداخت. در واقع قطع اینترنت همزمان که ابزاری برای سرکوب آزادی بیان است، ابزاری برای مدیریت طبقاتی جامعه و سرکوب معیشت زحمتکشان است، ابزاری برای مهندسی کردن اپوزسیون نیز به شمار میرود.
در این میان مردم صدایی ندارند تا با این دو رسانهی فوق ارتجاعی مخالفت کنند. جمهوری اسلامی با قطع اینترنت همزمان صدای مردم را خاموش کرده، صدا و سیمای ارتجاعی خود را تقویت کرده و تلویزیون ماهوارهای ایران اینترآشغال را به تنها صدای اپوزسیون موجود تبدیل کرده است. در واقع با این کار صدای اپوزسیون را مدیریت و مهندسی میکند. رژیم تلاش میکند اپوزسیون رادیکال و مردمی که خواهان سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و تحول و دگرگونی مناسبات موجود است را با کمک قطع اینترنت خاموش کند و در عوض راه تبلیغات ارتجاعی اپوزسیونی را هموار کند که در تضاد با مبارزات مستقل مردمی و تودههای کارگر و زحمتکش قرار دارد. این استراتژی مدیریت و مهندسی صدای اپوزسیون در راستای بقای جمهوری اسلامی و در ضدیت با خیزشهایی انقلابی قرار دارد. از همین زاویه است که میگوییم فیلتر کردن اینترنت بینالملل، صدای مردم را خاموش کرده و آگاهانه ندای ارتجاع را تقویت میکند.
