قتل خاموش کارگران؛ سود سرمایه به بهای جان انسان
جمعه ۱ آبان ۱۴۰۵

بر اساس گزارشهای منتشرشده توسط خبرگزاری ایلنا در ۲۵ روز نخست مهرماه ۱۴۰۵، دستکم ۵۸ کارگر در حوادث ناشی از کار جان باختهاند؛ بهطور متوسط بیش از دو نفر در روز. این آمار بر اساس اخبار منتشرشده در رسانهها گردآوری شده و بهدلیل ثبتنشدن بسیاری از حوادث در کارگاههای کوچک، واحدهای خانگی، مزارع و پروژههای غیررسمی، تصویری کامل از ابعاد فاجعه به دست نمیدهد. بنابراین، این رقم را باید حداقل شمار جانباختگان دانست، نه آماری جامع از بهای انسانی تولید در ایران.
آمارهای استانی نیز ابعاد بحران را آشکار میکنند. بنا به گزارش مدیرکل پزشکی قانونی استان همدان در این استان، طی شش ماه نخست سال جاری، ۲۱ کارگر جان باخته و ۳۴۹ نفر مصدوم شدهاند؛ شمار جانباختگان ۱۶٫۶ درصد و مصدومان نزدیک به ۳۰ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش یافته است. در مازندران نیز بنا بر اعلام مدیرکل پزشکی قانونی، طی پنج ماه نخست سال جاری، ۵۵ نفر بر اثر حوادث کار جان باختهاند؛ افزایشی معادل ۳۱ درصد نسبت به دوره مشابه سال گذشته. این آمار، با وجود محدودیتهای موجود، ضرورت بررسی جدی شرایط کار و عملکرد نهادهای مسئول را نشان میدهد. ریزش معادن، سقوط از ارتفاع، گازگرفتگی در چاهها و حوادث ماشینآلات صنعتی، در کنار سوانح مربوط به کارگران فصلی کشاورزی، نشان میدهند که ناایمنی به بخش خاصی از اقتصاد محدود نیست.
وضعیت کارگران فصلی نمونه روشنی از گستردگی این بحران است. بنا بر گزارشی که هشتم مهر منتشر شد، از آغاز فصل برداشت گردو در همدان، ۱۴۴ کارگر بر اثر سقوط از درخت مصدوم شده و سه نفر جان باختهاند. در بخش صنعت نیز دو کارگر در کاشمر و شهرک صنعتی توس هنگام کار با دستگاه پرس و میکسر جان خود را از دست دادند و کارگری در شهرک صنعتی بوعلی دلیجان دچار قطع عضو شد. پشت این ارقام، انسانهایی قرار دارند که برای تأمین معاش خود و خانوادههایشان کار میکردند؛ اما مرگ و مصدومیت آنان اغلب به درج خبری کوتاه در ستون حوادث روزنامهها تقلیل مییابد.
در نظام سرمایهداری، نیروی کار وسیله تولید ارزش و کسب سود است؛ درحالیکه تأمین ایمنی و حفاظت از سلامت کارگران در محاسبات کارفرما هزینهای برای کاهش سود تلقی میشود. تجهیزات حفاظتی، آموزش مستمر، بازرسی مؤثر، محدودکردن ساعات کار و تضمین حق امتناع از کار خطرناک، ضرورتهایی انکارناپذیرند. بااینحال، هنگامی که کاهش هزینه تولید بر حفظ جان نیروی کار اولویت مییابد، این ضرورتها نادیده گرفته میشوند. در چنین شرایطی، آنچه در گزارشهای رسمی «حادثه» نامیده میشود، میتواند پیامد مستقیم شرایطی باشد که خطر را به بخشی از زندگی روزمره کارگر تبدیل کرده است.
ازاینرو، پرسش صرفاً این نیست که چگونه حادثهای رخ داده، بلکه باید پرسید چه شرایطی کارگر را به آن محیط فرستاده، چه امکاناتی برای حفاظت از جان او فراهم بوده و آیا امکان واقعی مخالفت با کار ناامن را داشته است. قراردادهای موقت، دستمزدهای پایین، ساعات کار طولانی، ترس از اخراج و فقدان تشکلهای مستقل، قدرت چانهزنی کارگران را محدود میکنند. برای کارگری که معیشت خانوادهاش به دستمزد روزانه وابسته است، نپذیرفتن کار خطرناک ممکن است به بهای ازدستدادن همان درآمد ناچیز تمام شود.
تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری و گسترش اشتغال غیررسمی، این وضعیت را تشدید کردهاند. کارگری که میان پذیرش شرایط ناایمن و بیکاری قرار میگیرد، در موقعیتی برابر با کارفرما نیست. در غیاب تشکلهای مستقل و قدرت جمعی، مسئولیت ایمنی عملاً بر دوش کسانی قرار میگیرد که کمترین اختیار را در تعیین شرایط کار دارند. بنابراین، نمیتوان با توصیه به رعایت احتیاط از سوی کارگران، از مسئولیت کارفرمایان و ساختارهای حاکم بر مناسبات تولید چشم پوشید. کارگران فصلی، مهاجر و شاغلان بخش غیررسمی آسیبپذیری بیشتری دارند. برخورداری محدود از بیمه، قراردادهای نامطمئن و دشواری پیگیری حقوق قانونی، آنان را بیشتر در معرض بهرهکشی و حوادث قرار میدهد. نیروی کاری که از حمایت اجتماعی و امکان اعتراض برخوردار نیست، آسانتر به پذیرش دستمزد پایین، شرایط نامطمئن و محیط ناایمن وادار میشود. دفاع از حقوق این بخشهای آسیبپذیر باید بخش جداییناپذیری از مبارزه برای دفاع از حقوق طبقه کارگر باشد.
بازرسیهای ناکارآمد، نبود ساز و کار مؤثر برای رسیدگی به تخلفات کارفرمایان و محرومیت کارگران از حق سازمانیابی مستقل، مانع شکلگیری نظارتی بازدارنده میشوند. ایمنی محیط کار زمانی تضمین خواهد شد که کارگران بتوانند در تشکلهای طبقاتی خود سازمان یابند، درباره شرایط کار اظهارنظر کنند، تخلفات را گزارش دهند و بدون ترس از اخراج یا محرومیت از دستمزد، انجام کار خطرناک را متوقف سازند.
جانباختن دستکم ۵۸ کارگر در ۲۵ روز، نشانه بحرانی است که هر روز از نیروی کار قربانی میگیرد. تا زمانی که کارگران از قدرت سازمانیابی لازم برای دفاع از جان و حقوق خود برخوردار نباشند و تصمیمگیری درباره شرایط تولید در انحصار صاحبان سرمایه باقی بماند، خطر همچنان بخشی از زندگی کاری آنان خواهد بود.
تضمین ایمنی و بهداشت محیط کار مستقل از ملاحظات سودجویانه، نظارات و معاینه پزشکی منظم در برابر مخاطرات و بیماریهای ناشی از نوع کار به هزینه کارفرمایان و دولت، بیمه کامل کارگران در مقابل صدمات و خسارات ناشی از کار اعم از اینکه در محیط کار و یا خارج از آن رخ دهد و بدون اینکه کارگر نیازی به اثبات قصور کارفرما داشته باشد به هزینه کارفرمایان ودولت و با تشخیص نمایندگان منتخب کارگران، پرداخت خسارت به کارگرانی که در اثر سوانح ناشی از کار دچار نقص عضو می شوند و یا توانایی کارکردن را از دست می دهند و پرداخت حقوق و مزایای کامل بازنشستگی به این کارگران از حقوق پایه ای کارگران است. کارگران تنها با متشکل شدن در سازمانهای طبقاتی و تودهای خود میتوانند این مطالبات و حقوق اولیه را به کارفرمایان و دولت تحمیل کنند. مبارزه برای ایمنی، از مبارزه برای دستمزد شایسته، امنیت شغلی، بیمه همگانی و حق تشکلیابی مستقل جداییناپذیر است. دفاع از جان کارگر، دفاع از حق او برای زندگی انسانی است؛ حقی که نباید در محاسبات سود و زیان قربانی شود.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1
