شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ | 31 - 01 - 2026

Communist party of iran

غم و اندوه و دریای خشم خود را به عمل آگاهانه و سازمانیافته با افق انقلابی تبدیل کنیم!


ابعاد هولناک کشتار معترضان خیزش‌ دی ۱۴۰۴، جامعه را در وضعیتی آکنده از غم و اندوه  و خشم و فرو برده است. این إحساس دوگانه واکنشی انسانی و قابل فهم در برابر جنایتی سازمان‌یافته و عریان است که حاکمیت سرمایه‌داری اسلامی برای حفظ مناسبات سلطه‌ی خود به‌کار گرفته است.  انسانی که زیر بار سنگین استثمار، ستم ها و تبعیض های چندگانه و سرکوب و تحقیر قرار گرفته است، نه تنها خشمگین است، بلکه طغیان خشم‌های فروخورده را نیز حق خود می داند. مسئله‌ی محوری اما آن است که این خشم و اندوه چگونه می‌تواند به نیرویی آگاه، سازمان‌یافته و طوفنده و رهایی‌بخش بدل شود.

نخستین گام، درک وضعیت موجود است. جامعه‌ای که با کشتار خیابانی، ناپدیدسازی، اعترافات اجباری، اعدام  و تهدید و تحقیر سیستماتیک خانواده‌های جان‌باختگان مواجه شده، برای بروز آگاهانه و سازمانیافته خشم فروخورده خود به زمان نیاز دارد. حکومت جمهوری اسلامی، به‌مثابه یک دولت هار سرمایه‌داری با ایدئولوژی اسلامی، کلیه ابزارهای قهر را در انحصار دارد و بدون تردید و همانطور که نشان داده است برای حفظ نظم طبقاتی موجود، از هیچ میزانی از خشونت علیه مخالفان وضع موجود دریغ نمی کند. فعالین سوسیالیست جنبش های اجتماعی نه تنها این واقعیت را می‌پذیرند، بلکه آن را در چارچوب تاریخی و طبقاتی تحلیل می‌کنند. اما فرو رفتن جامعه در شوک و بهت و خشم عمیق ناشی از کشتار هولناک معترضان، به معنای تسلیم نیست؛ بلکه شرط لازم برای عبور آگاهانه از وضع موجود است.

یکی از کارکردهای اصلی سرکوب حاکمیت، عادی‌سازی مرگ است. حاکمیت با تبدیل جان انسان به عدد، آمار یا «هزینه‌ی جانبی»، می‌کوشد هم جامعه را مرعوب کند و هم هرگونه  مبارزه علیه مناسبات حاکم و وضع موجود را از پیش بی‌اعتبار سازد. در برابر این منطق، نگرش فعالین سوسیالیست به‌ویژه در پیوند با تجربه‌ی کمون پاریس، انقلاب اکتبر و تاریخ مبارزات ضدفاشیستی  همواره بر ارزش بی‌بدیل جان انسان تأکید داشته است. جان‌باختگان خیزش‌های اخیر، سوژه‌های آگاه مبارزه برای زندگی شایسته بودند. ادامه‌ی راه آنان، نه از سر رمانتیسم مرگ، بلکه از موضع دفاع از زندگی معنا می‌یابد. وفاداری به هدف جان‌باختگان، مستلزم ساختن راهی است که به رهایی جمعی، نه بازتولید چرخه‌ی کشتار بینجامد.

یکی از عوامل سرخوردگی پس از سرکوب، فروپاشی امیدهایی است که نه از دل مبارزه سنگر به سنگر و سازمان‌یابی أراده مشترک، بلکه از وعده‌های نیروهایی مانند سلطنت طلبان فاشیست یا چهره‌های آبروباخته اپوزیسیون که به حمله آمریکا امید بسته بودند نشأت می‌گرفت. تجربه‌ی تاریخی نشان داده است که اگر استراتژی این نیروها جامعه را به ورطه فروپاشی شیرازه‌های آن سوق می دهد، در کوتاه مدت هم «امید فروشی» این نیروها، نه تنها در راستای منافع مردم نیست و کمکی به جنبش نمی‌کند، بلکه پس از شکست، بخش‌هایی را عمیق‌تر به ورطه‌ی سرخوردگی می‌کشاند.

جریان‌هایی که با اتکا به مداخله‌ی قدرت‌های امپریالیستی، تهدید نظامی دولت‌های خارجی یا شخصیت‌های اقتدارطلب، مردم را به ماندن در خیابان و حمله به مراکز حکومتی فراخواندند، عملاً مسئولیت سیاسی نتایج این فراخوان‌ها را بر عهده نگرفتند. فعالین سوسیالیست جنبش های اجتماعی، با بر ملا کردن ماهیت واقعی استراتژی، سیاست و تاکتیک‌های این بخش از نیروهای اپوزیسیون، همواره بر ضرورت فراهم آوردن ملزومات سرنگونی جمهوری اسلامی بر متن تداوم اعتراضات و اعتصابات کارگری و گسترش جنبش های اجتماعی و اعتراضی توده ای در جامعه و از مسیر سازمانیابی و شکل دادن به رهبری سراسری تاکید کرده اند. در شرایط کنونی قطع امید از استراتژی و پروژه‌های نیروهای اپوزیسیون بورژوایی به ویژه فاشیست های سلطنت طلب، که به دخالت آمریکا امید بسته اند، شرط بازسازی اراده‌ی جمعی مستقل است.

هیچ سرکوبی بدون روایت مسلط دوام نمی‌آورد. رژیم جمهوری اسلامی برای توجیه جنایتی که علیه بشریت انجام داده است، خیزش توده‌ای را به «جنگ و توطئه‌ی دشمنان خارجی» فرو می‌کاهد. این روایت، نه تنها برای انسجام دادن به صفوف نیروهای سرکوب، بلکه برای تنظیم رابطه با نظام جهانی سرمایه تولید می‌شود. هرگونه مداخله‌ی نظامی دولت‌های خارجی، حتی اگر در پوشش «حمایت و دخالت بشر دوستانه» باشد، عملاً به تقویت همین گفتمان کمک می‌کند. وظیفه‌ی نیروهای انقلابی، بی‌اعتبارسازی ریشه‌ای این روایت‌هاست. خیزش مردم بی‌سلاح علیه رژیمی هار و تا دندان مسلح، حتی اگر در مقطعی از جانب ضد انقلاب سلطنت طلب به بیراهه کشیده شده باشد، توطئه دشمن خارجی نیست، بلکه مبارزه‌ی طبقاتی در عریان‌ترین شکل آن است. هیچ نیروی امپریالیستی، به‌دلیل ماهیت طبقاتی‌اش، نمی‌تواند حامل رهایی باشد.

بدون تردید یاس و سرخوردگی ناشی از قتل عام جمعی معترضان، نه پایان مبارزه، بلکه لحظه‌ای است که ضرورت بازاندیشی، بازسازی و سازمان‌یابی را عیان‌تر می‌کند. سوسیالیست ها با پیوند زدن تحلیل مادی از قدرت با حساسیت عمیق نسبت به رنج انسانی، افقی را پیش می‌نهد که در آن خشم، آگاهی، سازمانیابی و همبستگی با چشم اندازی روشن به نیرویی تاریخی بدل می‌شوند. راه رهایی نه کوتاه است و نه آسان، اما تنها از دل استقلال سیاسی از همه نیروهای بورژوایی، نقد بی‌امان توهم‌ به دخالت قدرت های امپریالیستی و از دل سازمان‌یابی طبقاتی می‌گذرد. خون جان‌باختگان، نه برای معامله‌ی سیاسی، بلکه برای ساختن جهانی عاری از استثمار و سرکوب ریخته شده است؛ جهانی که تنها با کنش آگاهانه‌ و سازمانیافته کارگران و توده‌های مردم ستمدیده می‌تواند تحقق یابد.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://alternative-shorai.tv

https://cpiran.org

https://komala.co

https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: