علیرغم وعدۀ سازمان ملل برای حذف کار کودک تا سال ۲۰۲۵ ؛ ۱۳۸ میلیون کودک در جهان کار میکنند
شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

روز جهانی مبارزه با کار کودک، تازهترین دادههای سازمان جهانی کار و یونیسف بار
دیگر ابعاد گسترده یکی از پایدارترین جلوههای فقر، نابرابری و استثمار در جهان را
آشکار کرده است: نزدیک به ۱۳۸ میلیون کودک در سراسر جهان درگیر کار
کودکاند؛ یعنی تقریباً یک نفر از هر ۱۷ کودک. از این میان، حدود ۵۴ میلیون کودک
در کارهای خطرناکی مشغولاند که سلامت، امنیت، رشد جسمی و روانی و آینده آنان را
تهدید میکند.
الجزیره در گزارشی به مناسبت ۱۲ ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودک، با استناد
به برآوردهای سازمان جهانی کار و یونیسف نوشته است که در جهانی با حدود ۲.۴
میلیارد کودک زیر ۱۸ سال، میلیونها کودک همچنان به جای حضور در مدرسه، بازی
و رشد در محیطی امن، ناچارند در مزرعهها، کارگاهها، معادن، بازارها، خانهها،
کارخانهها و محیطهای پرخطر کار کنند. این آمار در حالی منتشر میشود که سازمان
ملل در سال ۲۰۱۵ هدف حذف کار کودک تا سال ۲۰۲۵ را تعیین کرده بود، اما این
هدف محقق نشده است.
بر اساس این دادهها، اگرچه شمار کودکان کار نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته،
اما بحران همچنان در ابعادی گسترده ادامه دارد. در میان ۵۴ میلیون کودکی که در
کارهای خطرناک مشغولاند، بیش از ۱۰ میلیون کودک تنها ۵ تا ۱۱ سال دارند؛ حدود
۱۲.۸ میلیون نفر در گروه سنی ۱۲ تا ۱۴ سال قرار میگیرند و نزدیک به ۳۰.۸
میلیون نفر نیز ۱۵ تا ۱۷ سالهاند. این کودکان اغلب با کار سنگین بدنی، مواد شیمیایی
سمی، ابزار و ماشینآلات خطرناک، ساعات طولانی کار و محیطهای ناامن روبهرو
هستند.
بزرگترین بخش کار کودک در جهان همچنان در کشاورزی متمرکز است. بر اساس
گزارشها، حدود ۶۱ درصد موارد کار کودک در بخش کشاورزی رخ میدهد؛ یعنی
نزدیک به ۸۴ میلیون کودک در مزرعهها، شیلات، جنگلداری و دامداری کار
میکنند. در بسیاری از جوامع روستایی، کار کودکان پیش از طلوع آفتاب آغاز میشود
و مستقیماً با تحصیل آنان رقابت میکند. حمل بارهای سنگین، سمپاشی، کار با ابزار
تیز و ماشینآلات، کار در گرمای شدید و فعالیت در محیطهای دور از نظارت، بخشی از
خطرهایی است که این کودکان با آن روبهرو هستند.
پس از کشاورزی، بخش خدمات با ۲۷ درصد و صنعت با ۱۳ درصد در رتبههای بعدی
قرار دارند. کار خانگی، خردهفروشی، مهمانداری، فروش در بازارها، معدنکاری،
تولید صنعتی و ساختمانسازی از جمله حوزههایی هستند که کودکان در آنها به کار
گرفته میشوند. این تقسیمبندی نشان میدهد کار کودک تنها مسئلهای مربوط به
کشورهای فقیر یا مناطق روستایی نیست، بلکه در زنجیرههای جهانی تولید و مصرف
نیز ریشه دارد؛ از تولید غذا و پوشاک تا استخراج مواد معدنی و کالاهای مصرفی که در
بازارهای جهانی عرضه میشوند.
شدیدترین بار این بحران بر دوش آفریقای جنوب صحراست. بر اساس برآوردها، ۸۷
میلیون کودک در این منطقه درگیر کار کودکاند؛ رقمی که از مجموع کودکان کار در
دیگر مناطق جهان بیشتر است. فقر شدید، رشد جمعیت، درگیریهای مسلحانه،
بیثباتی اقتصادی، جابهجایی اجباری، شوکهای اقلیمی و ضعف نظامهای حمایت
اجتماعی از عواملی هستند که مانع کاهش سریع کار کودک در این منطقه شدهاند. در
مقابل، آسیا و اقیانوسیه بیشترین کاهش را در سالهای اخیر ثبت کردهاند، اما کار
کودک همچنان در بسیاری از زنجیرههای تولیدی این منطقه نیز حضور دارد.
یونیسف و سازمان جهانی کار تأکید میکنند که مقابله با کار کودک تنها با ممنوعیت
قانونی یا برخورد انتظامی ممکن نیست. ریشههای این پدیده در فقر، نبود آموزش
رایگان و باکیفیت، نبود حمایت اجتماعی، بیکاری یا ناامنی شغلی بزرگسالان،
بحرانهای اقلیمی، جنگ، مهاجرت اجباری و اقتصاد غیررسمی نهفته است. هنگامی
که خانوادهها درآمد کافی ندارند و دولتها حمایت مؤثر فراهم نمیکنند، کودکان به
منبع درآمد، نیروی کار خانوادگی یا قربانی بازارهای بیرحم کار تبدیل میشوند.
سازمان جهانی کار و یونیسف از دولتها خواستهاند سرمایهگذاری در حمایت
اجتماعی از خانوادههای آسیبپذیر، دسترسی همگانی به آموزش باکیفیت، تقویت
نظامهای حمایت از کودک، اجرای قوانین کار، ایجاد کار شایسته برای بزرگسالان و
گردآوری دادههای دقیق را در اولویت قرار دهند. این نهادها هشدار دادهاند که کاهش
بودجههای جهانی و داخلی در حوزه آموزش، حمایت اجتماعی و حمایت از کودکان
میتواند دستاوردهای محدود سالهای اخیر را نیز به عقب براند.
آمار ۱۳۸ میلیون کودک کار، تنها یک عدد جهانی نیست؛ روایتی فشرده از میلیونها
کودکی است که از حق آموزش، بازی، سلامت و کودکی محروم ماندهاند. شکست جهان
در تحقق هدف حذف کار کودک تا سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که شعارهای بینالمللی
بدون سیاستهای اجتماعی، اقتصادی و حمایتی مؤثر کافی نیستند. تا زمانی که فقر،
جنگ، نابرابری، کار ارزان و بیحقوق و زنجیرههای سودآور اما بیمسئولیت جهانی
ادامه دارد، کودکان همچنان هزینه بحرانهایی را خواهند پرداخت که خود در ایجاد آن
هیچ نقشی نداشتهاند.
