طرح افزایش ۳۰۰ تا ۵۰۰ درصدی قیمت بنزین، آبانی دیگر ممکن است
دوشنبه ۵ آبان ۱۴۰۴

جمهوری اسلامی در موقعیتی قرار گرفته که به هیچ شیوه ای نمیتواند بحران ها عمیق اقتصادی و سیاسی و بن بست هایی که در آن گرفتار آمده را پنهان کند. دولت وفاق پزشکیان، که با شعار «انصاف و عدالت» روی کار آمد، اکنون برای جبران ورشکستگی مالی به افزایش قیمت بنزین که دولت روحانی در آبان ۱۳۹۸ آن را آزمود روی آورده است. اگر رژیم اسلامی آنزمان فرودستان جامعه را غافلگیر کرد، اما اینبار وضعیت متفاوت است. جامعه از نظر ذهنی بسیار آگاهتر و خشمگینتر از شش سال پیش است. فشار معیشتی، بیکاری، فقر و نابرابری به سطحی رسیده که هر جرقهای میتواند به آتشی مهارناپذیر بدل شود.
در چنین شرایطی، طرح افزایش ۳۰۰ تا ۵۰۰ درصدی قیمت بنزین، نه تنها اقدامی اقتصادی، بلکه پروژه ای برای انتقال بار بحران نظام سرمایهداری اسلامی به دوش کارگران و زحمتکشان و تهیدستان است. اما این تهاجم آشکار به معیشت مردم در عین حال میتواند سرآغاز مرحلهای تازه از مقاومت طبقاتی و خیزش تودهای باشد. افزایش بهای سوخت در شرایطی مطرح میشود که اقتصاد ایران در مرز فروپاشی قرار دارد. تشدید تحریمهای بینالمللی، فساد ساختاری، ناکارآمدی مدیریتی و تمرکز ثروت در دست اقلیت حاکم، دولت را با کسری بودجهی مزمن مواجه کرده است. پاسخ دولت پزشکیان به این بحران، همان سیاست قدیمی «دستکردن در جیب مردم» است.
افزایش قیمت بنزین در اقتصادی که تمام زنجیرههای تولید، حملونقل و خدمات وابسته به آناند، بهطور مستقیم موجب جهش قیمت مواد غذایی، اجارهخانه، کرایه حملونقل و کالاهای ضروری خواهد شد.
در نتیجه، فقر مطلق میلیونها خانواده و تعمیق شکاف طبقاتی را در پی خواهد داشت. بهانه دولت، «ناترازی انرژی» و «عدالت در توزیع یارانهها» است، اما این مفاهیم در واقع پوششیاند برای ادامهی همان سیاست نئولیبرالی جمهوری اسلامی: خصوصیسازی، ریاضت اقتصادی و انتقال بار بحران به پایینترین لایههای جامعه. دولت پزشکیان با زبانی دوگانه سخن میگوید. از یک سو، سخنگوی دولت خبر افزایش قیمت را انکار میکند؛ از سوی دیگر، خود رئیس دولت در سخنرانیهایش میگوید: «در اصل افزایش قیمت بنزین هیچ تردیدی وجود ندارد.» این تناقض تصادفی نیست، بلکه تلاشی آگاهانه برای آمادهسازی روانی جامعه است؛ شیوهای که حکومت در آبان ۹۸ نیز از آن بهره برد. در واقع، این سیاستِ «تکذیب تا لحظه آخر» نوعی مدیریت افکار عمومی برای جلوگیری از سازمانیابی پیشاپیش اعتراضات است. اما مردم امروز آنقدر تجربه اندوختهاند که این بازی را بهخوبی بشناسند.
افزایش ناگهانی قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸، ظرف چند ساعت بیش از صد شهر ایران را به میدان اعتراض بدل کرد. آن خیزش، نقطه عطفی در تاریخ جنبشهای معاصر ایران بود؛ زیرا برای نخستین بار، تودههای تهیدست از حاشیه به مرکز سیاست قدم گذاشتند و شعارهایشان فراتر از نان و معیشت رفت. اما پاسخ حکومت، کشتار و سرکوبی بیرحمانه بود. بیش از ۱۵۰۰ نفر کشته، هزاران نفر زخمی و دستگیر شدند و اینترنت سراسری قطع شد تا صدای مردم خاموش بماند. با این حال، آبان بهمثابه تجربهای جمعی در حافظهی طبقاتی جامعه ماندگار شد؛ تجربهای از خشم، مقاومت و در برابر سرکوب خونین که تضاد حکومت با تهیدستان را به مرز آشتی ناپذیر رساند. درس خیزش آبان ۹۸ این است که اعتراض بدون سازماندهی از پیش، در برابر ماشین سرکوب دوام نمیآورد. اما هر خیزش، بذر آگاهی تازهای میکارد که میتواند در دورههای بعد به جنبش ریشهدارتر و رادیکالتر تبدیل شود.
دولت جمهوری اسلامی ابزار سیاسی طبقه حاکم برای حفظ منافع سرمایهداری و رانتی است. این دولت، در پیوند مستقیم با نهادهای نظامی و امنیتی، نقش کارگزار طبقه بورژوای ایران را ایفا میکند. در دوران بحران اقتصادی، دولت بورژوایی برای حفظ ساختار خود معمولا از سیاست ریاضت اقتصادی برای جبران کسری بودجه و از حربه سرکوب سیاسی برای کنترل اعتراضات اجتماعی ناشی از همین سیاستها استفاده می کند. اکنون که دولت در آستانه اجرای طرحی است که معیشت میلیونها نفر را مورد تعرض قرار می دهد. افزایش قیمت بنزین، در هر سطحی که اجرا شود، بهطور قطع موجی از نارضایتی ایجاد خواهد کرد. حکومت از تجربه آبان ۹۸ آموخته که باید با احتیاط پیش برود، اما شرایط اجتماعی کنونی بهمراتب ناپایدارتر است. امروز، جمهوری اسلامی با چند بحران همزمان روبرو است. خطر فروپاشی اقتصادی، بیاعتمادی عمومی، انزوای منطقهای، شکاف در درون حاکمیت و روند رو به گسترش جنبش های اجتماعی و اعتراضی بیش از پیش رژیم اسلامی را تحت فشار قرار داده است. هر سیاست ریاضتی جدید، میتواند همان جرقهای باشد که همه این تناقضها را به انفجار تبدیل کند.
بنابراین، احتمال یک خیزش جدید توده ی کاملاً واقعی است. اما این خیزش، اگر بدون سازمانیابی و رهبری باشد، ممکن است تکرار آبان شود؛ و اگر با آگاهی و انسجام طبقاتی همراه گردد، میتواند به نقطه عطفی در مسیر آماده کردن ملزومات سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شود. افزایش قیمت بنزین، تنها یک تصمیم اقتصادی نیست؛ اعلام جنگ طبقاتی حکومت اسلامی سرمایه داران علیه فرودستان است. پاسخ به این جنگ باید نه واکنشی لحظهای، بلکه پاسخی آگاهانه، سازمانیافته و انقلابی باشد.
فعالان سوسیالیست و رادیکال جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی و زنان و مردان جوان و آزاده لازم است از هماکنون با ایجاد شبکههای همبستگی در محیط های کار و در محلات شهرها برای سازماندهی مقاومت و اعتراضات توده ای خود را آماده کنند. فقط با متشکل کردن اراده توده ها و تلاش برای شکل دادن به رهبری سراسری می توان در راستای فراهم آوردن ملزومات سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی سرمایه داران و رانتخواران قدم برداشت و افق رهایی از چرخه فقر و نابرابری و سرکوب را پیش روی جامعه قرار داد. در این مسیر، باید از تجربههای پیشین آموخت، اما نباید اسیر گذشته شد. آبان دیگری ممکن است.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1 (http://www.instagram.com/Peshrawcpiran1)
https://t.me/KomalaCpiranTv