ضرورت سیاسی برپایی اعتصابات کارگری با خواست پایان دادن به سرکوبگریها و آزادی بازداشت شدگان
سه شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴

اعتراضات سراسری ایران اکنون پانزدهمین روز خود را پشت سر گذاشته است. دادههای منتشرشده از سوی منابع مختلف از جهشی کمسابقه در شمار تلفات انسانی و بازداشتهای گسترده حکایت دارد؛ جهشی که، نتیجهٔ آشکار شدن تدریجی اطلاعات در شرایط سرکوب شدید، فضای امنیتی فراگیر و قطع سازمانیافتهٔ اینترنت و ارتباطات همگانی است. این شرایط، امکان ثبت و انعکاس حقایق مربوط با این جنایات را بهطور جدی محدود کرده و بهطور همزمان ابعاد پنهانماندهٔ خشونت و قتل های دولتی را آشکار ساخته است.
آنچه امروز در خیابانهای ایران جریان دارد، تقابل مستقیم و آگاهانهٔ تودههای فرودست جامعه با نظمی است که بقای خود را در فقر ساختاری، سرکوب سازمانیافته و سلب ابتداییترین حقوق انسانی اکثریت مردم جستوجو میکند. کشتار بیش از ۶۰۰ نفر در جریان اعتراضات، از جمله ۸ کودک زیر ۱۸ سال ، گواه روشنی است بر این واقعیت که حاکمیت برای حفظ خود هیچ مرزی در توسل به خشونت نمیشناسد و جان انسانها، حتی کودکان، در محاسبات آن ارزشی ندارد. حضور کودکان در میان جانباختگان، نتیجهٔ مستقیم و بهکارگیری بیمحابای قوهٔ قهریه علیه مردمی است که برای کرامت و زندگی انسانی به پا خاستهاند.
قطع چهار روزهٔ اینترنت، که سطح اتصال ایران به جهان بیرون را بنا بر گزارشها به حدود یک درصد کاهش داده است، اقدامی که بخشی جداییناپذیر از سازوکار سرکوب دولتی به شمار میآید. محرومسازی جامعه از ارتباط، سازماندهی و اطلاعرسانی، تلاشی آگاهانه برای پنهانکردن ابعاد واقعی کشتار، جلوگیری از شکلگیری همبستگی اجتماعی و ایجاد فضای هراس، انزوا و بیخبری است. با این حال، تجربهٔ روزهای گذشته نشان داده است که حقیقت، حتی در تاریکترین شرایط و زیر شدیدترین فشارها، راه خود را به بیرون مییابد.
در کنار کشتار خیابانی، بازداشتهای گسترده یکی دیگر از ستونهای اصلی سیاست سرکوب است. ثبت بیش از ۱۰۶۸۱ مورد بازداشت و انتشار دستکم ۹۶ مورد اعتراف اجباری از بازداشتشدگان، بیانگر تلاش نظاممند حاکمیت برای انتقال میدان اعتراض از خیابان به زندان است. این سیاست، ادامهٔ منطقی همان خشونت خیابانی با ابزارهایی دیگر است؛ تلاشی حسابشده برای درهم شکستن ارادهٔ فردی و جمعی از طریق حبس، فشار روانی، تهدید، تحقیر علنی و نمایش اعترافات ساختگی است. اعترافات اجباری، وسیلهای برای مشروعیتبخشی به سرکوب و بازتولید روایت امنیتی حاکمیت و مقصر جلوه دادن قربانیان است.
در چنین شرایطی، مسئلهٔ حمایت از بازداشتشدگان و خانوادههای آنان به یک وظیفهٔ فوری و حیاتی بدل شده است. زندانها به امتداد خیابانهای سرکوبشده تبدیل شدهاند و دفاع از زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان اعتراضات، بخشی جداییناپذیر از تداوم مبارزهٔ اجتماعی است. سازماندهی حمایتهای جمعی، افشای وضعیت بازداشتگاهها، مقابله با اعترافات اجباری و پشتیبانی خانوادههای جانباختگان و زندانیان، نه صرفاً اقدامی انسانی، بلکه ضرورتی سیاسی برای حفظ پیوندهای همبستگی و جلوگیری از پراکندگی و فرسایش جنبش اعتراضی است.
آنچه امروز در ایران جریان دارد، لحظهای تعیینکننده در جدال میان جامعه و حاکمیتی است که بقای خود را در خشونت عریان، سرکوب بیمهار و بیارزشسازی جان انسانها جستوجو میکند. کشتار معترضان، جانباختن کودکان، قطع ارتباطات و زندانیکردن هزاران نفر، بیانگر هراس عمیق حاکمیت از جامعهای است که به آگاهی، همبستگی و اعتراض جمعی دست یافته است. تاریخ بارها نشان داده است که هیچ نظم سرکوبگری، نمیتواند برای همیشه در برابر ارادهٔ آگاه و سازمانیافتهٔ مردم ایستادگی کند.
در این شرایط برپایی اعتصابات کارگری در مراکز و مؤسسات تولیدی کلیدی، انرژی، حمل و نقل و بخشهای خدماتی باخواست پایان دادن به سرکوبگریها و آزادی فوری بازداشت شدگان می تواند قدرت فشار اقتصادی ایجاد کند و هزینه ادامه سرکوب را برای رژیم جمهوری اسلامی بالا ببرد. اعتصابات کارگری با خواست پایان دادن به سرکوبگریها و آزادی بازداشت شدگان، پیوند کارخانه و خیابان را تقویت می کند، به مبارزان و معترضان کف خیابان روحیه می بخشد و به تداوم اعتراضات یاری می رساند. اعتصابات کارگری با تحت فشار قرار دادن گلوگاههای اقتصادی، در ادامه خود می تواند ماشین سرکوب و کشتار رژیم اسلامی را زمینگیر کند.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران وکومه له
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawpiran
www.instagram.com/Peshrawcpirn
https://t.me/KomalaCpiranTv