ضرورت تشکیل کمیتههای محلات برای سازماندهی و مقاومت تودهای
چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴
شیوا سبحانی
رژیم جمهوری اسلامی در مواجهه با موج فزاینده اعتراضات تودهای علیه فقر، گرانی، بیکاری، سرکوب و بیحقوقی، بار دیگر ماهیت عریان و جنایتکارانه خود را با گلوله، کشتار، دستگیریهای گسترده، احضار و ارعاب فعالان سیاسی و اجتماعی نشان داده است. پاسخ حاکمیت به مطالبات برحق کارگران، زحمتکشان و تودههای محروم، نه نان و آزادی، بلکه زندان، شکنجه و مرگ بوده است.
تجربه اعتراضات اخیر در سراسر ایران نشان میدهد که رژیم با اتکا به پراکندگی مردم و نبود سازمانیافتگی تودهای، تلاش میکند موج خیزشها را مهار و سرکوب کند. در مقابل، واقعیت عینی مبارزه طبقاتی به ما میآموزد که تنها راه عقب راندن ماشین سرکوب، سازماندهی متحدانه، از پایین و متکی به نیروی مستقیم مردم است. کردستان هم مانند دیگر مناطق ایران نه تنها متحمل ستم ملی بوده بلکه ستم طبقاتی هم، کارگران و زحمتکشان را به ستوه آورده است. درهم تنیدگی ستم ملی و ستم طبقاتی در کردستان و تاریخ مبارزاتی مردم باعث شده، کردستان همیشه در تحولات سیاسی اجتماعی مورد توجه واقع شود. ایجاد بنکه ها یا شورای محلات در کردستان و تجربه ای که مردم در خودمدیتریتی، آنهم در پرتب و تابترین تحولات سیاسی اجتماعی ایران، از خود نشان دادند،آزمون دوباره ی این شکل مبارزاتی درخشان را بیش از همیشه برجسته می کند. اقدام کردستان در رابطه با ایجاد دوباره ی بنکه ها یا شوراهای محلات از این رو اهمیت دارد چراکه جریانات ناسیونالیستی کرد تمام تلاش خود را دارند که کردستان را از دیگر بخشهاجدا کنند. این افراد برای نیل به اهداف حزبی خود تلاش دارند سرنوشت زنان، کارگران و زحمت کشان کردستان از سرنوشت دیگر زنان و کارگران جدا نمایند. آنچه واقعیتی روشن و انکار ناپذیراست این است، معلمان در کردستان سرنوشتشان به معلمان سراسر ایران گره خورده ، کارگران کردستان زمانی می توانند به مطالبات خود دست یابند که دیگر کارگران ایران به همراهی آنان به مثابه طبقه ی کارگر نقش پرقدرت و تعیین کننده خود را ایفا نمایند. زنان کردستان مانند زنان بلوچ و عرب و دیگر اقلیتهای تحت ستم با رزم مشترک می توانند خود را سازمان دهند تا نه تنها علیه جمهوری اسلامی سازمان یافته به میدان بیایند بلکه علیه مردسالاری و رابطه اش با ستم ملی و…. بشورند و برای رهایی برخیزند.
از جانب دیگر جریانات راست مشخصا بخش فاشیستی سلطنت طلب می کوشد که تاریخ جنایت بار خود را در کردستان، انکار، کمرنگ و کم اهمیت جلوه دهد و با فریبکاری و وعده ی اتحاد، تلاش دارد همانند جمهوری اسلامی ستمی را که دهه هاست بر اقلیتهای ملی تحمیل کرده اند را با نامی دیگر بازتولید نموده و زیرنام حفظ تمامیت ارضی ایران، راه هرگونه اعتراض به ستم ملی را مسدود نمایند. در چنین شرایطی، تشکیل کمیتههای محلات (بنکه ها) در کردستان یک ضرورت فوری و حیاتی است. کمیتههای محلات میتوانند نقش تعیین کننده ایفا کنند چرا که بهعنوان ابزار سازماندهی اعتراضات خیابانی و اعتصابات عمل کنند، ارتباط و همبستگی میان کارگران، جوانان، زنان، بیکاران و سایر اقشار تحت ستم را تقویت می نمایند، در برابر یورش نیروهای سرکوبگر، قدرت جمعی مردم را متمرکز و مؤثر میکنند،مانع انزوای معترضان، دستگیرشدگان و خانوادههای جانباختگان می شوند،زمینهساز اعمال اراده مستقیم تودهها در اداره امور محلی و دفاع از حقوق خود می گردند.کمیتههای محلات، شکل جنینی قدرت تودهای و شورایی در برابر قدرت پوسیده و سرکوبگر حاکمیتاند. این نهادها میتوانند پایههای همبستگی طبقاتی و سازمانیابی سیاسی را تقویت کرده و مبارزه پراکنده و تدافعی را به مبارزهای آگاهانه، سازمانیافته و تهاجمی علیه نظم سرمایهداری حاکم بدل کنند.
امروز، بیش از هر زمان دیگری روشن است که هزینه سکوت و انتظار، بهمراتب سنگینتر از هزینه اعتراض و سازماندهی است. جمهوری اسلامی نه اصلاحپذیر است و نه پاسخگوی مطالبات مردم. این رژیم تنها با گسترش اعتراضات سراسری، اعتصابات عمومی و ایجاد شبکههای سازمانی تودهای از پایین، قابل عقبنشینی و سرنگونی است.
ششم ژانویه