شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ | 04 - 04 - 2026

Communist party of iran

صندوق بین‌المللی پول؛ ایران سومین اقتصاد رو به زوال جهان؛ دولت ۳۱ درصد ازدارایی‌ شهروندان را دزدید

نمودار‌های تازه صندوق بین‌المللی پول پرده از واقعیتی تلخ برمی‌دارند: ایران در سال
۲۰۲۵ در جمع سه کشوری قرار گرفته که پول ملی‌شان با بیشترین شتاب سقوط کرده

است. سقوطی که به زبان ساده به معنای نابودی حدود یک‌سوم دارایی شهروندان از
مسیر تورم و چاپ پول است
صندوق بین المللی پول درباره اقتصاد ایران چه می‌گوید؟
بر اساس داده‌های صندوق بین‌المللی پول کشور‌هایی که پول ملی‌شان با بیشترین
شتاب در مسیر سقوط قرار دارد. در میان اقتصاد‌های رو به زوال جهان، ایران در رتبه
سوم جدول تنظیمل صندوق بین المللی پول جای گرفته است.
معنای این جایگاه و این آمار، روشن و واضح است و بدان معناست که نزدیک به
یک‌سوم از اموال شهروندان، از طریق سازوکار تورم و چاپ اسکناس بدون پشتوانه،
دود شده و به هوا رفته است. در اقتصاد این پدیده را مالیات تورمی می‌نامد؛ اما این
پدیده برای شهروندی که رنج بحران‌های اقتصادی را بر گرده دارد و هر سال و هر ماه
در حال فقیرتر شدن است، نامی بسیار دقیقتر و گویا‌تر دارد: “دزدی”. بله، در طی یک
سال گذشته، دولت حدود ۳۱ درصد از دارایی‌های شهروندان ایرانی را دزدیده است.
برای درک ابعاد فاجعه، باید ذهنمان را از قید آمار‌های انتزاعی رها کنیم و به مفهوم
بنیادین قدرت خرید بازگردیم؛ مفهومی که هر روز در زندگی روزمره خود حسش
می‌کنیم. نمودار مورد بحث بر پایه یک سناریوی ساده، اما دردناک استوار است: اگر
شهروندی در آغاز سال ۲۰۲۵ معادل صد دلار از پول ملی خود را در گاوصندوقی حبس
کرده باشد، اکنون که در آخرین روز‌های دسامبر هستیم، چه میزان از ارزش واقعی آن
باقی مانده است؟ پاسخ شهروند ایرانی اسف‌بار است: ۶۹ دلار.
این عدد، یعنی ۳۱ درصد از دارایی‌های هر شهروند ایرانی تنها به واسطه مکانیسم
بی‌رحم تورم، نابود شده است. اما چرا این عدد انقدر ترسناک است؟ اینکه از میان بیش
از دویست کشور جهان، ایران رتبه سوم را دارد. از کشور‌های دیگری که در لیست
حضور دارند، ونزوئلا با حفظ تنها ۱۵ دلار، همچنان نماد کلاسیک فروپاشی دولت و
اقتصاد است.
اما شوک اصلی آنجاست که می‌بینیم سودان با ۶۷ دلار و یمن با ۷۶ دلاردو کشوری که سال‌هاست درگیر جنگ‌های داخلی تمام‌عیار، قحطی و تجزیه سرزمینی هستندعملکردی مشابه یا حتی بهتر از ایران داشته‌اند. ایران با منابع عظیم نفت و گاز
در سال ۲۰۲۵ رفتاری شبیه به یک «اقتصاد جنگ‌زده و بدون دولت» از خود نشان
داده است. حتی آرژانتین و ترکیه که سال‌ها با تورم‌های مزمن دست‌به‌گریبان بودند،
با اصلاحات پولی توانستند ترمز سقوط را بکشند، اما در تهران ماشین چاپ پول با
سرعتی مرگبار به حرکت ادامه داد و حاصل عمر میلیون‌ها نفر را بلعید.

سال ۲۰۲۵ برای ایران سال «همگرایی بحران‌ها» بود. پس از سیاسیت فشار حد
اکثری آمریکاو نرگیری نطامی با اسرائیل، که این جنگ چندروزه خساراتی میلیاردی به
زیرساخت‌های حیاتی کشور وارد کرد.
ضربه نهایی نیز در اواخر سپتامبر با فرود آمدن «مکانیسم ماشه» و بازگشت تمام
تحریم‌های سازمان ملل متحد، اقتصاد ایران را در یک محاصره کامل دریایی، بانکی و
نفتی قرار داد.
مقامات تهران که تا پیش از آن به استراتژی «اقتصاد مقاومتی» و فروش نفت
تخفیف‌دار به چین دل بسته بودند، ناگهان با دیواری بتنی مواجه شدند. که این سقوط
۹۵ درصدی ارزش پول نسبت به سال 2018 به دنبال داشت، به نوعی بیانگر
ورشکستگی پول ملی است. در سال ۲۰۲۵، پول در دستان مردم ایران مانند یک گوی
داغ عمل می‌کرد. نگه‌داشتن ریال حتی برای یک روز، مساوی با زیان بود. این هراسِ
عمومی، پدیده‌ای به نام “مصرف‌زدگی اضطرابی” را رقم زد. شهروندان بلافاصله پس
از دریافت حقوق، آن را به هر کالای بادوامی تبدیل می‌کردند. در حالی که میلیون‌ها
ایرانی (طبق برآورد‌ها حدود ۱۸ میلیون نفر) برای حفظ ارزش پول خود به
صرافی‌های ارز دیجیتال هجوم بردند و حجم مبادلات را به ارقام میلیاردی رساندند،
اکثریتی خاموش و تهیدست، تنها نظاره‌گر این طوفان بودند.
واقعیت تلخ‌تر آنجا بود که برای خیل عظیمی از جمعیت زیر خط فقر، که درآمدشان حتی
کفاف نان شب را نمی‌داد، بحث بر سر انتخاب بین ریال و تتر نبود؛ آنها اصلا پولی
نداشتند که بخواهند نگران آب شدنش باشند. برای این گروه، تراژدی نه در کاهش
ارزش پس‌انداز، بلکه در “ناتوانی مطلق در بقاخلاصه می‌شد.
سقوط ارزش پول ضربه‌ای مستقیم بر پیکر معیشت خانوار فرو می‌رود و اثرات روانی
و اجتماعی بسیار هولناکی دارد. آمار‌های دسامبر ۲۰۲۵ تصویری هولناک از وضعیت
فقر در ایران ارائه می‌دهند. طبق گزارش‌های نهاد‌های بین‌المللی و تحلیلگران
مستقل، اکنون بیش از ۸۰ درصد از خانوار‌های ایرانی زیر خط فقر جهانی قرار دارند.
شکاف میان درآمد و هزینه نیز به دره‌ای پرنشدنی تبدیل شده است. محاسبات نشان
می‌دهد که برای یک زندگی بسیار ساده و بقا محور (خط فقر)، یک خانواده سه نفره در
تهران به درآمدی بین ۵۲۰ تا ۶۵۰ دلار در ماه نیاز دارد. این در حالی است که حداقل
دستمزد یک کارگر متاهل، حتی با احتساب تمام مزایا و حق مسکن، به زحمت به ۱۵۰
دلار می‌رسد.
گزارش‌ها حاکی از آن است که حدود ۷ میلیون نفر در وضعیت «فقر مطلق» و گرسنگی
پنهان به سر می‌برند و ۴۰ میلیون نفر دیگر در فقر نسبی دست و پا می‌زنند.

پیش‌بینی‌های نهاد‌های معتبر بین‌المللی برای سال آینده میلادی، هیچ روزنه امیدی را
نشان نمی‌دهد. بانک جهانی رشد اقتصادی ایران را برای سال ۲۰۲۶ منفی ۲.۸ درصد
پیش‌بینی کرده است. این یعنی رکود عمیق‌تر خواهد شد، کارخانه‌های بیشتری تعطیل
می‌شوند و بیکاری گسترش می‌یابد.
دولت که اکنون با کسری بودجه‌ای نجومی روبروست. امکان استقراض خارجی وجود
ندارد و مالیات‌ستانی از اقتصادی که در رکود مطلق است، غیرممکن است. تنها ابزار
باقی‌مانده، همان ماشین چاپ پول است که چرخه تورم را بازتولید می‌کند.
ایران در وضعیتی قرار دارد که اقتصاددانان آن را “سلطه مطلق مالی” می‌نامند؛
وضعیتی که در آن سیاست پولی بانک مرکزی کاملا گروگان نیاز‌های بودجه‌ای دولت
است
آنچه امروز در نمودار‌ها و آمار‌های اقتصادی می‌بینیم، زوال طبقه متوسط، ناامیدی
گسترده، افسردگی، افزایش نرخ خودکشی و بر باد رفتن آرزو‌های مردم است؛ و این در
حالیست که به گفته‌ی اکثریت قاطع اقتصاددانان، این هنوز آغاز ماجراست و ایران
زمستانی سهمگین در پیش رو دارد.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: