صدای دگرگون شدۀ زنان بلوچ در جریان جنبش انقلابیمردم ایران
جمعه ۷ مهر ۱۴۰۲

حضور باشکوه زنان معترض در جریان اعتراضات و سردادن شعار معروف چه با حجاب، چه بیحجاب یکی از پدیده های مهمی بود که تحت تإثیر شعار زن، زندگی، آزادی، نگرش بخش قابل ملاحظه ای از زنان بلوچ را تغییر داد . آنها چادر به سر داشتند، اما برای این به میدان مبارزه آمده بودند که “حق انتخاب “را فریاد بزنند. شاید یکی از حوزههای مبارزه آنها این بود که تصورات کلیشهای بسیاری را از خودشان تغییر دهند. پیش از این تصویری که از زنان بلوچ وجود داشت، این بود: که زنانی هستند منفعل، نیازمند کمک و حمایت خیریهها، و قربانی فقر و پدرسالاری. اما این بار همه میدیدند که بازوهای قدرتمند دیگری جنبش را تقویت میکند. آیا زنان بلوچ پیش از این هم حضوری قدرتمند در عرصه جنبشهای اجتماعی و سیاسی داشتند؟ وموجودیت آنها به خوبی دیده نشده بود؟ اما جنبش توانست گفتمانهای موجود و رسمی از زنان بلوچ را خدشهدار کند؟ و پاسخی در خور بدهد! به گفته : “بلوچ زالبولانی زرمبش” این اعتراضات از سوی زن بلوچ در چارچوب سهگانه سرکوب خانواده-مذهب-حاکمیت قرار داشت، چرا که قدرت سرکوب سیاسی-اجتماعی-اقتصادی زنان در آن جا قرار دارد. جامعه مردسالار حضور و نقش زنان را برای مطالبه حق و حقوق خودشان فقط در محدوده چهارچوبهای سنتی-مذهبی-حکومتی که با آنها مدارا میشد – تا جایی که برای پدرسالارهای محافظهکار قابلقبول بود – میپذیرفت. به همین دلیل این اصلاحات محدود بودند و با کنشگری در مسائلی مانند کودکهمسری، چندهمسری، طلاق، بکارت، قتلهای منتسب به ناموس، خانواده را به عنوان ستون اصلی مردسالاری در ساختار طراحیشده به چالش نمیکشیدند. که اگر غیر از این میبود توسط مذهبیون و محافظهکاران مورد انتقاد قرار میگرفت. اما جنبش «زن، زندگی، آزادی» فضایی را برای زنان بلوچ فراهم کرد تا از مرزهای خانه و خانواده خارج شوند و در آن شرکت کنند.. زنان بلوچ با بازپسگرفتن فضاهای عمومی (بین مردم، و فمنیستهای سنتی) با علم بر اینکه سالها توسط گروههای مرکزگرا طرد شده، تضعیف شده و به رسمیت شناخته نشدهاند، و با وارد کردن امر شخصی در امر سیاسی، تصاویر کلیشهای کاذب زن سنتی بدون عاملیت را از بین بردند.
آنچه در این یک سال گذشت روایتی شجاعانه، تکاندهنده از زنان بلوچ را رقم زد. نقش زنان بلوچ در جنبش ژینا با جریانهای اعتراضی در بلوچستان، چه در زمان گذشته، چه حال، متفاوت است؛ این بار زنان نه تنها تلاش میکنند تا حقوق برابر را مطالبه کنند بلکه حتی حوزههای خصوصی زندگی را که در آن مرد/پدرسالاری حاکم است به چالش میکشند.
“بلوچ زالبولانی زرمبش” درباره مناسبات و تحولی که در جنبش زنان بلوچ. به بار نشسته، بر این باورند کهخیزش زنان بلوچ نه تنها از سوی گروهها و محافل محافظهکار سنتی-مذهبی، بلوچ/ غیربلوچ مورد حمله قرار میگیرد بلکه توسط بسیاری از فمینیستهای سنتی نیز مورد انتقاد است. از این رو، کنشگری زنان بلوچ که بر به چالشکشیدن حوزه عمومی-اجتماعی-حقوقی(حاکمیت) تمرکز دارد با به چالشکشیدن حوزه مقدس(خانواده-مذهب) مرحله کاملا جدیدی را در مبارزه زنان بلوچ آغاز کرده است.
به نظر میرسد جنبش زنان بلوچ تلاشی را آغاز کرده برای دستوپنجه نرمکردن با مفهوم هویتهای چندگانه و درک این واقعیت که زنان مقولهای انتزاعی را تشکیل نمیدهند که خارج از تفاوت و نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی-سیاسی وجود داشته باشند. آنها فراتر از زنبودن به طبقه، نژاد، مذهب، ملیت و سرزمین تعلق دارند. تفاوت قدرت و دسترسی به منابع از مکانهای متفاوت طبقه-نژاد-ملیت ومذهب ناشی میشود. و از آنجایی که مردان بلوچ نیز در این دستهبندیها قرار میگیرند، مبارزه برای برابری و آزادی یک مقوله پیچیده است. بلوچ زالبولانی زرمبش میگوید:زنان بلوچ در جنبش «زن، زندگی، آزادی» تاروپود مرزبندیهای محدودکننده و خفقانآور را با تقاضای بازنگری در ساختارهای بنیادی پاره کردند. ساختارهایی که زن بلوچ را سرکوب و تحت سلطه خود قرار میدهد. در این مسیر، زنان بلوچ علاوه بر خیابان، از رسانههای اجتماعی هم برای گسترش مبارزه خود بهره بردند و گروهها، کمپینها و دادخواهی فراگیر و مطالبات زنان بلوچ در ایران را شکل دادند. با اینهمه به باور “بلوچ زالبولانی زرمبش” چالشهای زیادی برای پایداری و رشد آنها به عنوان یک «جنبش» تثبیتشده وجود دارد. برای تبدیلشدن به یک جنبش به معنای واقعی کلمه، و برای اینکه یک مبارزه مداوم به تغیبر اجتماعی-سیاسی منجر شود، کنشگران بلوچ به همکاری مداوم و تعامل متقابل با سایر گروهها در ابعاد بزرگتر نیاز دارند.بلوچستان بهعنوان یکی از تحتستمترین و به حاشیهراندهترین مناطق، نیازمند تغییر اساسی در ساختارهای اجتماعی-اقتصادی-سیاسی و فرهنگی است که در آن مرد/ پدرسالاری اجرا نشود. همچنین نیازمند از بین بردن ساختارهایی است که به استثمار جنسی-اقتصادی زنان و گروههایی منجر میشوند که خود را بهعنوان زن-کوئیر یا دیگر گروههای جنسی و جنسیتی تعریف میکنند. زنان بلوچ باید در تمام سطوح تصمیمگیری مشارکت داشته باشند. چشمانداز آینده زنان بلوچ با فرصتهایی که در اختیار آنها قرار داده میشود ارتباط تنگاتنگی دارد، برای حصول این امر در وهله اول باید مردسالاری طایفهای-دینی-حکومتی که یک ساختار محافظهکارانه است برچیده شود. عدالت اجتماعی، دفع هر گونه استثمار و در دسترسبودن آموزش، بهداشت و فرصتهای اقتصادی برابر، ابزارهای مختلفی برای هدایت این امر هستند.
