شعر: اُفق را بنگر!
شنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۱
حسن حسام

برای محسن شکاریِ سربِدار
طناب گفت:
به مادر بگو ببخشاید
مأمورم و معذور!
محسن گفت:
چرا من ؟!
طناب گفت:
برای عبرت دیگران
محسن گفت:
دیگران بیشمارند
مهلتی تا آفتاب رخ بنماید
طناب گفت:
در این مِه سنگین ، آفتاب کجا بود؟!
محسن گفت:
اُفق را بنگر!
پاریس 12/12/2022
