شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ | 04 - 04 - 2026

Communist party of iran

شعرى براى گردان شوان


ابراهيم حيدرى

برای رفقای #گردان_شوان

یک گردان عشق …

زآاان گاە …
کە داس مرگ، برتن هستی ساقەی نیستان
بە درو درآمد،
سالیانیست، سالیانیست …
کە این نیزارها درشتی میشوند و
نبردی سرخ را مینویسند …

و نجوای رود، زوزەی باد
رقص گندمزاران،
با آهنگ صدای خش خش
درختان، گون و بلوط و بید
فریادش میزنند و می سرایند
و باز میگویند …

*

کە زین خط زنان و مردانی سرخ
در آن هنگام،
کە شب بە راە بود خورشید وار
شصت و هشت ستارە،
بر سینەی آب، نقرە فام صیقل خوردە
در نگاە افسردەی غروب آفتاب
نیستان آشفتە،
بە نظارە افول آخرین ستارەهایش،
با رود * ” سیروان ” بە دریا میسپارد …
و نیستان،
فسانەی عشق را بە زندگی آموخت.

در آن فرا سپیدە
کە ماندە در فضا بوی آتش و دود و باروت
گاز شیمیایی، چون بوی تند سیر تازە !
بر پیکر سوختە و تاول زدە
یک گردان عشق
رفقای ما، گردان شوان

*

هر سال بهاران،
هر روز، مرغان مهاجر،
کوچ تا کوچ، شام تا بام
بر آسمان سرخ نیزار
یکایک نامشان را
بر گوش شرم جهان بانک بر میزنند …
و زمین بە پاسخ
با لالەهای سرخ از درون سر بر میآورد.

و هر روز ز سپیدە
دهقانان، ماهیگیران، مسافران، رهگذران،
کودکان در راە مدرسە
در لابەلای صدای صفیر گلولەها
انفجار نارنجک و بوی تند سیر تازە …!

هنوز، میشنوند
سرود و فریاد زنان و مردان سرخ،
کە میخواندند
و آنها، همصدا آنرا نجوا میکنند.
با گردان عشق
آزادی، برابری، سوسیالیسم …


*( سیروان نام رودی است در کردستان )

اشتراک در شبکه های اجتماعی: