سوگند انقلاب
چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱

از روز دوشنبه چهاردهم تا شانزدهم آذر جامعه، هم نبردهای غرور آفرینی را شاهد بود و هم در ماتم عزیزانی نشست که از کودک خردسال تا بازنشستۀ کهنسال را در بر می گرفت. حضور توده های به پاخاسته در چهار گوشۀ کشور و بویژه رزمندگی دانشجویان در شانزدهم آذر، همراهی مدارس و بخش هایی از جنبش کارگری و اعتصاب عمومی کسبۀ بازارها پیشروی های ارزشمندی را نوید میداد. این، گوشه ای از تصویر خیزشی انقلابی است که حدود سه ماه از آغاز آن می گذرد.
در روز شانزدهم آذر دانشجویان دانشگاه علامه در صفوف متحد “نان، کار، آزادی، پوشش اختیاری”، “فرزند کارگرانیم، کنارشان میمانیم”، “دانشجو، کارگر، اتحاد، اتحاد” را فریاد زدند. یک روز قبل تر در پانزدهم آذر در مهاباد در مراسم چهلم شش تن از به خون غلطیدگان خیزش انقلابی، پدری که با تکیه بر عصایش بر سر قبر ایستاده بود چنین گفت: ” قسم به خون های ریخته شده سراسر ایران، قسم به آرزو و مرام مان، قسم به جگر سوخته مان، به نیروی خلق پراز کین قسم، به انقلاب سرخ کردستان قسم، تا آن وقت که جان داشته باشیم، تا آن وقت که انقلاب مردمان ریشۀ ستمکاران را از بیخ میکند، با اسلحه و تفنگ، با گلوله و زور، با چنگ و ناخن، با خنجر و شمشیر، شانه به شانه کنار مردم زحمتکش در راه انقلاب میرویم به پیش، جنازۀ متعفن قاتلان را با سیلاب خون از زمین پاک میکنیم، ریشۀ ستمکاران را از بیخ می بریم. این بار بر روی ویرانه های ارتجاع و سرمایه، بنیان می نهیم سوسیالیسم را برای همه دنیا” در پایان سخنان او تنها جمله ای که شنیده شد “زنده باد سوسیالیسم” بود. بدون تردید آرزوهای جاری در این سخنرانی آتشین پرچم رزمندگانی خواهد گشت که برای رهائی انسان هر روزه خیابان ها، دانشگاهها، مدارس و کارخانه را به میدان مبارزه برای به زیر کشیدن حکومت اسلامی سرمایه داران تبدیل کرده اند.
انقلاب فقط این نیست که ستمدیگان علیه ستمگران قیام میکنند، انقلاب فقط این نیست که در جانبی توحش وحشیانه به نمایش در میآید ودر جانب دیگر حماسه هائی که آفریده میشوند وجان های عزیزی که در خون میغلطند. انقلاب در عین حال زایش آرزوها و آمال ستمدیگان است. انقلاب در عین حال زایش ترانه ها وسرودهائی است که فقط در برهۀ این نبردهای پرشکوه ساخته میشوند. درست در جریان درگیری های مردم با نیروهای سرکوبگر در روز جمعه در کردستان تصویری به تابلو نقش می بندد که در آن طنابهای دار با گیسوان دختران انقلاب بافته شده اند و دختر جوانی این تصویر را به کلمات تبدیل میکند که “من هم خواهر کسی هستم … برادر جان جانت را در خاک کاشتند، اما میدانم دستانت در قلب سرزمینمان جوانه میزند، قسم به جان عزیزی که در خاک کاشتیم، دستان خواهرت، طناب دارشان میماند”.
درست در شرایطی که با مزدوران رژیم در همه جا، در خیابان و کارخانه، در دانشگاه و مدارس، در محلات و حتی در حال به خاک سپردن عزیزانمان و در مقابل زندانها می جنگیم، دشمن در خفا ماشین کشتارش را در زندانها به راه انداخته است. دژخیمان جمهوری اسلامی در پانزدهم آذر سه برادر را در زاهدان همزمان اعدام کردند. در روز پنجشنبه رژیم در مقابله با شکستی که در طول اعتصاب سه روزه خورده بود “محسن شکاری” جوان بیست وسه ساله را با عجله اعدام کرد که با موج خشم و اعتراض مردم روبرو شد. با وجود حضور انبوه نیروهای سرکوبگر هزاران نفر با دریافت خبر اعدام به طرف منزل محسن روانه شدند. این قتل وحشیانه بلافاصله با محکومیت سرتاسری تشکلهای کارگری، دانشجویان، دانش آموزان وهنرمندان در داخل کشور روبرو گردید وفراخوانهای متعددی برای اعتراض واعتصاب همگانی در روز اول هفته صادر شد. تعدادی از زندانیان سیاسی در بیانیه خود نوشتند “بدانید شعله های خشونت ونفرتی که به پا کرده اید، دامنتان را خواهد گرفت. به بند میکشید و نیآموخته اید که بند، زندانی را خاموش نمیکند. میکشید و گمان میکنید چوبۀ دار، صحنه اقتدار شماست. اما اعدام هر معترض نمایش استیصال ودرماندگیتان و قوام بیشتر معترضان است”. در خارج از کشور نیز بسیاری از سازمانهای جهانی حقوق بشر به این امر اعتراض کردند. سازمان عفو بین الملل خطاب به جامعۀ جهانی گفت که از جمهور اسلامی بخواهد که “تمام اعدام های برنامه ریزی شده را متوقف کند” این سازمان نوشت که جمهوری اسلامی از مجازات اعدام “به عنوان ابزار سرکوب سیاسی علیه معترضین” استفاده میکند. بدون شک اعدام مجید رضا رهنورد در ملاء عام نیز موج دیگری از خشم و اعتراض توده ها را به دنبال خواهد داشت.
آنچه که در روزهای ۱۴ و ۱۵ و ۱۶ آذر آموختیم را باید به مثابه تجاربی ارزنده با خود حمل کنیم. اگرچه دشمن ما خونخوار و وحشی است، ولی ما هم مصمم هستیم که آن را به زیر بکشیم. ما صدها برابرآنان هستیم، بنابراین باید در هیأت صدها وهزاران برابر آنان در چهار گوشۀ کشور ظاهر شویم. ما برای هستی میجنگیم وآنان برای نیستی. تردیدی نداریم که هستی از آن ما خواهد بود ونیستی از آن آنان. مهم این است که حتی برای یک لحظه هم فراموش نکنیم که رمز پیروزی ما در اتحاد تمام ستمدیدگان، در سازماندهی در محیط های زیست و کار، در ایجاد سازمان سراسری، در داشتن افق روشن و درک واقعی از سرنگونی رژیم اسلامی سرمایه داران و جایگزینی آن با یک بدیل انقلابی و سوسیالیستی خواهد بود. هر گونه راه میانه، هر گونه کنار آمدن با همه آنانی که منافع خود را در گرو حفظ همین نظام طبقاتی سرمایه داری میدانند، سبب خواهد گشت که تمام از خود گذشتگی ها، تمام فداکاری ها و تمام جانهای عزیزی را که از دست دادیم قربانی مطامع آنانی گردد که باز هم نظمی را برقرار خواهند کرد که کارگر استثمار شود، زن به مثابه یک کالا خرید و فروش شود، کودکان به جای رفتن به مدرسه به کارگاههای نمور کشیده شوند، دانشگاهها و مدارس در خدمت سود آوری صاحبان سرمایه قرار گیرد و صدها محنت دیگر که اکنو ن با همه آنها در جنگیم.
سخن روز شبکه تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومه له
