دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ | 29 - 06 - 2026

Communist party of iran

سوداگران جنگ


نویسنده Armin Ghassim برگردان شروين احمدي


در یک روز عادی، اغلب پیرمردی در ورودی بازار بزرگ تهران می‌ایستد با یک قفس پر از گنجشک‌هایی که پشت میله‌هایش، سرکشانه به این سو و آن سو می‌پرند. رهگذران با پرداخت پول کمی می‌توانند یکی از پرندگان را آزاد کنند. مرد ریش‌سفید، گنجشک خوش‌بخت را با دقت از قفس بیرون آورده و رهایش می‌کند. این آیین قرار است برای بازدیدکنندگان بازار فال نیک و برای گنجشک، آزادی به ارمغان بیاورد.

تصور دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در نقش آن پیرمرد بازار، هرچند دشوار می‌نماید، اما استیصال بسیاری از ایرانیان آنچنان شدید بود که سخنان این دو را جدی گرفتند: به دنبال بمباران‌های ایالات متحده و اسرائیل، مردم ایران قیام خواهند کرد و نظام سرنگون می‌شود. این، روایت غالب در آغاز جنگ در اواخر فوریه بود.


اکنون، ترامپ مدعی است که نظام عملاً سرنگون گشته، زیرا رهبران ارشد آن کشته شده‌اند. از سوی دیگر، نتانیاهو همچنان گاه‌به‌گاه امید به پایان جمهوری اسلامی را زنده نگه می‌دارد. نخست‌وزیر اسرائیل همواره از تاریخ و فرهنگ ایران تمجید می‌کند؛ اما تنها آن بخش‌هایی از این تاریخ و فرهنگ را می‌ستاید که با دیدگاه او همخوانی دارد، یعنی هر آنچه با اسلام پیوندی ندارد.

نتانیاهو با این گفتمان، به‌دنبال اغوای قشر خاصی از ایرانیان داخل کشور و بویژه دیاسپورا است. تظاهرات گسترده آنان با پرچم‌های اسرائیل و آمریکا چشمگیر بوده، به ویژه در مقایسه با نادر بودن اعتراضات عمومی مردم اروپا و ایالات متحده علیه جنگی که آشکارا غیرقانونی و تجاوزکارانه است، همچون آنچه در مورد جنگ امریکا علیه عراق در سال ۲۰۰۳ رخ داد.


پیش از آغاز جنگ در بهار امسال، حتی بسیج گسترده‌ای از دیاسپورای ایرانی در حمایت از حملات به میهن خود گردهمایی تشکیل دادند. یکی از چهره‌های شاخص این جنبش، رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران، است. بسیاری از ایرانیان، دلتنگ روزگار پدر وی، محمد رضا شاه، هستند؛ چرا که او اگرچه به شدت خودکامه بود، اما قاطعانه در کنار غرب ایستاد و از پیشرفت اقتصادی پشتیبانی کرد.


بنابراین، بررسی دقیق‌تر ظهور ناگهانی پسر پهلوی اهمیت دارد، زیرا تا پیش از موج اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶، او در هیچ یک از تظاهرات بزرگ دهه‌های گذشته نقشی مهم ایفا نکرده بود. برای سلطنت‌طلبان متعصب، او همواره جانشین مشروع پدرش بود که در سال ۱۹۸۰ درگذشت. او در طول زمان، با گفتمان هواداری از دموکراسی، توانست بر تعداد پیروان خود بیفزاید، اما هرگز نتوانست تأثیر چشمگیری، چه در داخل ایران و چه در خارج از کشور، بر جنبش مردم بگذارد.

سپس او به فکر اتحاد با اسرائیل افتاد. در آوریل ۲۰۲۳، رضا پهلوی در اورشلیم با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، دیدار کرد. آنان به همراه همسرانشان در برابر دوربین‌ها لبخند زدند. پهلوی اعلام کرد که پس از سرنگونی جمهوری اسلامی، ایران اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت. برای کسی که مدعی است تنها می‌خواهد در گذار کشورش « به دموکراسی» نقش بازی کند، این تعهدی نسبتاً سنگین بود.

رضا پهلوی را گیلا گاملیل، وزیر اطلاعات اسرائیل، به این کشور دعوت کرد که در طول این سفر میزبان وی نیز بود(۱). در دوره وزارت گاملیل، طرحی برای «اسکان مجدد» فلسطینیان در اردوگاه‌هایی متشکل از چادر در شبه‌جزیره سینا پیشنهاد شد. گاملیل همچنین جزو ۱۴ عضو دولت نتانیاهو بود که در ژوئیه ۲۰۲۵ خواستار الحاق فوری کرانه باختری شدند.


رضا پهلوی در جریان سفر آوریل ۲۰۲۳ خود، «اتحاد استراتژیک» بین ایران و اسرائیل را دفاع کرد و از آن زمان تاکنون در مورد اقدامات اسرائیل در غزه سکوت اختیار کرده است. ولیعهد سابق که در جریان حملات اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ نیز خاموش ماند، از سوی تل‌آویو – در صورت تغییر رژیم – به عنوان گزینه رهبری ایران مطرح شده است. در واقع، به گزارش روزنامه اسرائیلی هاآرتص، پس از جنگ دوازده روزه، کارزارهای آنلاین فارسی‌زبان که از اسرائیل ساماندهی می‌شد، حضور رسانه‌ای روزافزونی را برای رضا پهلوی تضمین کردند(۲). بر اساس این گزارش، از آن زمان به بعد، تعداد فزاینده‌ای از حساب‌های جعلی و محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی درباره پهلوی در رسانه‌های اجتماعی کاربران ایرانی ظاهر شد.


از زمان جنگ دوازده ‌روزه، شبکه خبری بسیار تأثیرگذار ایران‌اینترنشنال نیز به حمایت از پهلوی پرداخته است. این شبکه طرفدار اسرائیل، سخاوتمندانه از سوی منابعی کاملاً پنهان تأمین مالی می‌شود. از زمان تأسیس آن در لندن در سال ۲۰۱۷، بیش از ۵۰۰ میلیون پوند هزینه ادامه‌کاری آن با ضرری معادل صدها میلیون پوند شده است. با وجود چنین ضرری ایران‌اینترنشنال همچنان به پخش برنامه‌های خود ادامه می‌دهد. گاردین از کمک‌های مالی «خصوصی» عربستان سعودی به این شبکه خبر داده است(۳). این کانال از طریق ماهواره پخش می‌شود، بنابراین حتی در زمان قطع اینترنت در ایران نیز قابل دسترسی است و تنها در اینستاگرام تقریباً ۲۰ میلیون دنبال‌کننده دارد.

ایران‌اینترنشنال آشکارا دستور کار سیاسی پهلوی را تبلیغ می‌کند. به عنوان مثال، این شبکه یک کد QR منتشر می‌کند که به نیروهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی امکان می‌دهد به مخالفان بپیوندند. رضا پهلوی در ژوئیه ۲۰۲۵، در مصاحبه با پولیتیکو (رسانه متعلق به اشپرینگر)، ادعا کرد که ۵۰ هزار نفر از آنان قبلاً به اردوگاه او پیوسته‌اند.


هنگامی که موجی از اعتراضات در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ در واکنش به بحران اقتصادی و ارزی آغاز شد، نیروهای اسرائیلی و آمریکایی به سرعت وارد عمل شدند. حساب رسمی فارسی‌زبان موساد در ۲۹ دسامبر در X نوشت: «با هم به خیابان‌ها بیایید. زمان آن فرا رسیده است. ما حامی شما هستیم. نه تنها از دور و با کلمات، بلکه در صحنه نیز با شما همراهیم.»

در آستانه سال نو میلادی ۲۰۲۶ (که ایران آن را جشن نمی‌گیرد)، مایک پمپئو، وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده و رئیس سابق سیا، در X به «همه ایرانیان در خیابان‌ها و مأموران موساد در کنار آن‌ها» سال نو را تبریک گفت. در ۲ ژانویه، ترامپ اعلام کرد که در صورت کشتار معترضان توسط نظام، آمریکا «به کمک آنان خواهد آمد.»

با تشدید اعتراضات، رضا پهلوی فرصت را مناسب دید و خواستار تظاهرات خیابانی در ۸ و ۹ ژانویه شد. ایران‌اینترنشنال پیام‌های او را مانند رسانه‌ای دولتی پخش کرد. در حالی که چهره‌های مخالف و اتحادیه‌های کارگری در ایران خواستار اعتصاب بودند، پهلوی از غیرنظامیان غیرمسلح خواست تا آشکارا با نیروهای مسلح و آماده شلیک نظام مقابله کنند. او با تأکید بر پیام ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد که «کمک در راه است». در نتیجه، یک کشتار وسیع رخ داد که حتی در تاریخ جمهوری اسلامی نیز بی‌سابقه بود.


به گفته نظام، تعداد کشته‌شدگان ۳۱۱۷ نفر است. هرانا، سازمان حقوق بشر ایرانی مستقر در ایالات متحده، از ۷۰۰۷ کشته خبر می‌دهد؛ رسانه‌های دیگر از جمله ایران‌اینترنشنال، آمار فزاینده‌ای گزارش کرده و از ۴۰ هزار کشته سخن می‌گویند. برخلاف هرانا که نام و شماره ملی بیشتر قربانیان را ارائه کرده، آن‌هایی که از ده‌ها هزار کشته می‌گویند، هیچ داده موثقی در دست ندارند. خود پهلوی گاهی از ۴۰ هزار و گاهی از ۵۰ هزار کشته یاد می‌کند. یک پزشک آلمانی-ایرانی در مصاحبه با مجله تایم گفته بود حداقل ۳۰ هزار کشته وجود داشته، او کسی است که سال‌هاست که به عنوان مشاور رضا پهلوی فعالیت می‌کند(۴). این ارقام به طرزی بزه‌کارانه دستکاری می‌شوند و بالا هستند. شکی نیست که جمهوری اسلامی برای تضمین بقای خود، از ریختن خون بیشتر ابایی ندارد، اما هرچه آمار کشته‌شدگان ژانویه بالاتر باشد، توجیه این جنگ آسان‌تر می‌شود.

در همین حال، دیگر هیچ خبری از آن ۵۰ هزار نیروی نظامی که ادعا می‌شد به پهلوی پیوسته‌اند، نشد. با این حال، نفوذ پهلوی بر اعتراضات غیرقابل انکار بود، هرچند نه به اندازه‌ای که ایران‌اینترنشنال ادعا می‌کرد. مطالعه‌ای درباره پوشش رسانه‌ای اعتراضات نشان داد که فقط در ۱۷ درصد از ویدیوهای اعتراضی منتشره در رسانه‌های اجتماعی، اشاره‌ای به پهلوی، مانند حضور کلمه «شاه» در شعارها، وجود داشت. با این حال، ایران‌اینترنشنال این رقم را ۸۱ درصد گزارش کرد. برای هواداران پهلوی – و برای مخاطبان وفادار ایران‌اینترنشنال در سراسر جهان – این به معنی آن بود که پسر شاه رهبر مخالفان است و هر کس که طرفدار او نباشد، حتماً طرفدار نظام است.

در هفته‌های پس از کشتار، ایرانیان خارج‌نشین با در دست داشتن پوسترهای پهلوی در خیابان‌های تورنتو، لندن و برلین راهپیمایی کردند. آنان اغلب پرچم‌های اسرائیل و ایالات متحده را نیز حمل می‌کردند. برای این تظاهرکنندگان، کشتار ژانویه آخرین مدرک بود که جمهوری اسلامی را فقط می‌توان از طریق نظامی و با کمک ایالات متحده و اسرائیل ساقط کرد. بدین‌ترتیب، آنان عملاً به ترامپ و نتانیاهو مجوز اخلاقی برای جنگی می دادند که به ویژه نتانیاهو مدت‌ها در پی آن بود.


در آلمان، این تظاهرات در ۱۴ فوریه در مونیخ به اوج خود رسید – به مناسبت کنفرانس امنیتی مونیخ، جایی که رضا پهلوی سرانجام اجازه سخنرانی یافت، در حالی که در سال ۲۰۱۵ از دعوت به آن محروم شده بود. در این تجمع که با حضور ۱۵۰ هزار نفر در میدان ترزین‌ویز برگزار شد، تندروهای برجسته راست‌گرا مانند لیندسی گراهام، نماینده ایالات متحده، و آلیسیا آمبروسی، نماینده ایتالیا از حزب پسافاشیست برادران ایتالیا، در کنار پهلوی در فهرست سخنرانان جای داشتند. گراهام در میان تشویق جمعیت، وعده ترامپ را تکرار کرد: «کمک در راه است!»

هنوز در ماه فوریه، به انتقاد از چنین رویدادهایی، انگ توجیه رفتار نظام ایران زده می‌شد. حتی در گزارش‌های برخی روزنامه‌نگاران ایرانی-آلمانی نیز به ندرت این پرسش انتقادی مطرح می‌شد که دقیقاً چه نوع «کمکی» از ایالات متحده و اسرائیل درخواست شده و تا چه اندازه هدف تغییر رژیم واقع‌بینانه و قابل تحقق است.

کریستیان امانپور، خبرنگار سرشناس سی‌ان‌ان، شخصاً آنچه را که بر سر روزنامه‌نگارانی می‌آید که از رضا پهلوی پرسش‌های انتقادی می‌کنند، تجربه کرد. او پس از آنکه در مونیخ از پهلوی پرسید چگونه می‌خواهد بدون داشتن پایگاهی سازمان‌یافته در ایران، حکومت را سرنگون کند، و نیز نظر او درباره حمله هوادارانش به دیگر مخالفان حکومت مانند نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، چیست، قربانی خشم هواداران پهلوی شد که او را «لابی‌گر جمهوری اسلامی» خواندند و گفتند که باید «دهانش را ببندد.»

اما سرنوشت یک ایرانی در ونکوور از این هم بدتر بود. مسعود مسجودی که جرأت کرده بود از برنامه سیاسی پهلوی انتقاد کند، در ماه فوریه به قتل رسید. یک زوج ایرانی‌تبار از هواداران رضا پهلوی به اتهام این قتل بازداشت شده‌اند. در این میان، هیچ نشانه‌ای از آن آزادی وعده‌داده به چشم نمی‌خورد. مهم‌ترین دلیل آن است که نظام بار دیگر ثابت کرده که باثبات‌تر از آن چیزی است که اغلب در غرب درباره‌اش تصور می‌شود. در واقع، با نگاهی به تاریخ جمهوری اسلامی، می‌توان این موضوع را بهتر درک کرد و انتظار واقع‌بینانه‌تری داشت.

وقتی ترامپ با افتخار این دستاورد را برای خود قائل می‌شود که رهبران نظام را از میان برده است، ظاهراً تصور می‌کند که مرگ برای رهبران ایران به معنای شکست است. اما واقعیت برعکس است: آیت‌الله خامنه‌ای سالخورده نمی‌توانست آرزویی بهتر از کشته‌شدن به دست دشمنان دیرینه‌اش، یعنی اسرائیل و آمریکا، داشته باشد.


جنگ و «شهادت» همواره برای جمهوری اسلامی ابزاری برای تحکیم قدرتش بوده است. از دید این نظام، حمله آمریکا و اسرائیل، منتهای تأیید و اثبات ایدئولوژی آن محسوب می‌شود. جمهوری اسلامی، صرف‌نظر از حذف یا کشته شدن برخی چهره‌های رهبری، می‌تواند به عنوان یک نظام سیاسی از چنین شرایطی جان سالم به در ببرد.

صرف همین بقا نیز از سوی حکومت به عنوان پیروزی بزرگ جشن گرفته می‌شود؛ خیابان‌ها به نام «شهدا» نام‌گذاری می‌شوند و «خائنان» کیفر خواهند دید. البته با این کار نمی‌توان بسیاری از ایرانیان، به ویژه نسل جوان، را با نظام آشتی داد یا حمایتشان را جلب کرد.

اما حمله دشمنان دیرینه، یعنی آمریکا و اسرائیل، و واکنش قاطع حکومت، وفاداری حامیان جمهوری اسلامی را بیش از پیش تقویت خواهد کرد. و همین پایگاه وفادار، آن‌قدر نیرومند است که بتواند هرگونه شورش یا قیام احتمالی در کشور را سرکوب کند.

با این حال، شخصیتِ رضا پهلوی و نام دودمان او ممکن است به شدت آسیب ببیند. زیرا حتی پس از آنکه ترامپ از «نابودی تمدن ایران» سخن گفت، رضا پهلوی از او خواست که «کار را تمام کند». او تا امروز به خانواده‌های حداقل ۱۰۰ دانش‌آموز شهر میناب که در نخستین روز جنگ بر اثر بمباران آمریکا کشته شدند، تسلیت نگفته است؛ در حالی که به خانواده‌های سه سرباز آمریکایی که در آغاز حمله کشته شدند، بلافاصله تسلیت گفت.

اگر تغییر رژیم به نتیجه نرسد، نتانیاهو از پیش خود را از هرگونه مسئولیت مبرا کرده است. او در ۱۲ مارس، در گفت‌وگویی با روزنامه تایمز آو اسرائیل، در واکنش به نبود اعتراضات در ایران، با لحنی کنایه‌آمیز گفت: «می‌توان به مردم نشان داد که آب کجاست، اما نمی‌توان آنان را وادار به نوشیدن کرد». به گفته او، سرانجام یک حکومت «تنها از درون می‌تواند سرنگون شود». بر پایه این استدلال، مشکل از «آزادکنندگان» نیست، بلکه از بی‌مایگی مردم ایران است.


در ضمن، داستان «آزاد کردن» پرندگان در برابر بازار بزرگ تهران نیز نوعی فریب ماهرانه است. پیرمرد مهربان، هر بار گنجشک‌هایی را که با دریافت پول آزاد کرده است، دوباره در پارکی در همان نزدیکی اسیر می‌کند تا بار دیگر آن‌ها را به رهگذران خوش‌باور، به عنوان نماد فال نیک، بفروشد.

۱. رجوع کنید به هاآرتص، ۱۹ آوریل ۲۰۲۳.

*این مقاله در لوموند دیدلماتیک به زبان آلمانی در ماه ژوئن چاپ شده است

۲. گور مگیدو و عمر بنجاکوب، «عملیات نفوذ اسرائیل با هدف نصب رضا پهلوی به عنوان شاه ایران»، هاآرتص، ۳ اکتبر ۲۰۲۵.

۳. این پول قرار است از طریق شرکتی که مدیر آن از نزدیکان محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی است، منتقل شود. رجوع کنید به سعید کمالی دهقان، «نگرانی از ارتباط کانال تلویزیونی ایرانی مستقر در بریتانیا با عربستان سعودی»، گاردین، ۳۱ اکتبر ۲۰۱۸.

۴. رجوع کنید به ایران ژورنال، ۱۳ مارس ۲۰۲۶.

۵. مزدک آذر، «تحلیل عملکرد رسانه‌ای در پوشش اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶ در ایران»، ایران آکادمیا ژورنال، بهار ۲۰۲۶.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: