سه ماه پس از آغاز جنگ با ایران؛ تردیدها درباره «پیروزی» ترامپ بالا گرفته است
یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵

به گزارش رویترز، ارتش آمریکا در ماههای گذشته توانسته ضربات سنگینی به تواناییهای نظامی ایران وارد کند؛ از جمله کاهش ذخایر موشکهای بالستیک، هدف قرار دادن بخش مهمی از نیروی دریایی و کشتن شماری از فرماندهان بلندپایه. اما اکنون روشنتر از گذشته شده است که موفقیتهای نظامی، الزاماً به معنای پیروزی سیاسی و راهبردی نیست. ایران همچنان کنترل و اهرم فشار خود بر تنگه هرمز را حفظ کرده، از دادن امتیازهای جدی در پرونده هستهای خودداری کرده و ساختار اصلی حکومت جمهوری اسلامی نیز پابرجا مانده است.
ترامپ بارها مدعی (پیروزی کامل) شده است، اما تحلیلگران میگویند این ادعا با واقعیتهای میدانی و سیاسی سازگار نیست. ایران، با وجود ضربات نظامی و فشار اقتصادی، توانسته نشان دهد که میتواند بر یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان فشار وارد کند؛ گذرگاهی که حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکند. همین موضوع به تهران اهرمی داده است که میتواند موقعیت آمریکا و متحدان عرب آن در خلیج فارس را پیچیدهتر کند.
آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده پیشین خاورمیانه در دولتهای جمهوریخواه و دموکرات آمریکا، به رویترز گفته است جنگی که قرار بود برای ترامپ یک پیروزی کوتاهمدت و سریع باشد، اکنون به سوی یک شکست راهبردی بلندمدت حرکت میکند. از نگاه او، مشکل اصلی ترامپ این است که هنوز پایان روشنی برای جنگ تعریف نکرده و نمیداند چگونه میتواند از بحران خارج شود، بیآنکه عقبنشینی از مواضع حداکثریاش تلقی شود.
کاخ سفید همچنان از عملکرد دولت دفاع میکند. اولیویا ولز، سخنگوی کاخ سفید، گفته است آمریکا در «عملیات خشم حماسی» به همه اهداف نظامی خود رسیده یا حتی از آن فراتر رفته است و ترامپ «همه کارتها را در دست دارد». اما منتقدان میگویند مسئله اصلی دیگر فقط اهداف نظامی نیست، بلکه این است که آیا واشنگتن توانسته ایران را وادار به پذیرش خواستههای سیاسی خود کند یا نه.
ترامپ هنگام آغاز جنگ گفته بود هدفهای اصلی او بستن مسیر ایران به سوی سلاح هستهای، پایان دادن به توانایی تهران برای تهدید منطقه و منافع آمریکا، و آسانتر کردن سرنگونی حکومت ایران از سوی مردم این کشور است. اما به نوشته رویترز، هیچ نشانه روشنی وجود ندارد که این اهداف تحقق یافته باشند. برنامه هستهای ایران همچنان به نقطه پایان نرسیده، تهران بر حق غنیسازی اورانیوم برای اهدافی که «صلحآمیز» میخواند پافشاری میکند و به گفته مقامهای ایرانی، رهبر جمهوری اسلامی دستور داده ذخایر اورانیوم نزدیک به سطح تسلیحاتی از کشور خارج نشود.
یکی از نگرانیهای مهم تحلیلگران این است که جنگ، برخلاف ادعای واشنگتن، ممکن است ایران را نه از مسیر ساخت سلاح هستهای دورتر، بلکه به آن نزدیکتر کند. برخی کارشناسان هشدار دادهاند که جمهوری اسلامی ممکن است پس از تجربه حمله آمریکا و اسرائیل، به این نتیجه برسد که تنها داشتن بازدارندگی هستهای، مشابه کره شمالی، میتواند مانع حملات بعدی شود.
هدف دیگر ترامپ، یعنی توقف حمایت ایران از گروههای مسلح همپیمان در منطقه، نیز هنوز محقق نشده است. افزون بر این، دولت آمریکا اکنون با رهبرانی در تهران روبهروست که به نوشته رویترز، پس از کشته شدن برخی مقامهای پیشین، حتی سختگیرتر از گذشته ارزیابی میشوند. ایران نیز همچنان بخشی از توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کرده و میتواند برای همسایگان منطقهای و اسرائیل تهدید باقی بماند.
در داخل آمریکا نیز فشار بر ترامپ افزایش یافته است. قیمت بالای بنزین، کاهش محبوبیت رئیسجمهور، نزدیک شدن انتخابات میاندورهای کنگره و تردیدهای فزاینده در میان جمهوریخواهان، وضعیت او را دشوارتر کرده است. ترامپ که در کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود از مداخلههای نظامی غیرضروری پرهیز کند، اکنون خود را درگیر جنگی میبیند که میتواند به اعتبار سیاست خارجی او آسیب جدی بزند.
تحلیلگران میگویند رئیسجمهور آمریکا اکنون با دو راه دشوار روبهروست: یا باید توافقی ناقص را بهعنوان راه خروج از بحران بپذیرد، یا با حملات تازه و محدود نظامی بکوشد دوباره ادعای پیروزی کند؛ اقدامی که میتواند بحران را طولانیتر و خطرناکتر کند. برخی حتی احتمال دادهاند ترامپ برای تغییر دستور کار سیاسی، تمرکز خود را به کوبا منتقل کند، اما هشدار میدهند که او ممکن است دشواریهای هاوانا را نیز، مانند ایران، دستکم بگیرد.
با این حال، ترامپ هنوز مدافعانی دارد. الکساندر گری، مشاور پیشین او و مدیر شرکت مشاوره «استراتژیهای جهانی آمریکا»، میگوید ضربه وارد شده به تواناییهای نظامی ایران بهخودیخود یک موفقیت راهبردی است. به گفته او، جنگ موجب نزدیکتر شدن کشورهای خلیج فارس به آمریکا و فاصله گرفتن آنها از چین شده و سرنوشت برنامه هستهای ایران هنوز تعیین نشده است.
اما نشانههایی از ناتوانی ترامپ در کنترل روایت جنگ نیز آشکار شده است. او منتقدان خود را هدف حمله قرار داده و رسانهها را به «خیانت» متهم کرده است. این جنگ اکنون بیش از دو برابر سقف زمانی ششهفتهای طول کشیده که ترامپ هنگام آغاز آن در ۲۸ فوریه مطرح کرده بود. پایگاه سیاسی «ماگا» همچنان عمدتاً پشت او ایستاده، اما حمایت تقریباً یکپارچه جمهوریخواهان در کنگره دیگر به استحکام روزهای نخست نیست.
پیامدهای بینالمللی جنگ نیز برای واشنگتن سنگین بوده است. روابط آمریکا با متحدان سنتی اروپایی بیشتر فرسوده شده، زیرا بسیاری از آنها از همراهی با جنگی که در تصمیمگیری آن نقشی نداشتند خودداری کردهاند. همزمان چین و روسیه، به گفته تحلیلگران، از این جنگ درسهایی درباره محدودیتهای نظامی آمریکا در برابر تاکتیکهای نامتقارن ایران و کاهش ذخایر برخی تسلیحات آمریکایی گرفتهاند.
رابرت کیگان، پژوهشگر مؤسسه بروکینگز، در تفسیری در نشریه آتلانتیک نوشته است که نتیجه جنگ ایران میتواند حتی از عقبنشینیهای تحقیرآمیز آمریکا از ویتنام و افغانستان برای موقعیت جهانی واشنگتن زیانبارتر باشد، زیرا ایران برخلاف آن کشورها در یکی از اصلیترین میدانهای رقابت جهانی قرار دارد. به گفته او، بازگشت به وضعیت پیش از جنگ دیگر ممکن نیست و پیروزی نهایی آمریکا نیز بعید است بتواند آسیبی را که وارد شده جبران کند.
به این ترتیب، جنگی که ترامپ میخواست آن را نشانه قدرت و قاطعیت خود معرفی کند، اکنون به آزمونی خطرناک برای سیاست خارجی او تبدیل شده است؛ آزمونی که در آن پیروزی در نبردها هنوز نتوانسته به پیروزی در جنگ تبدیل شود.
