سناریو بی آبروکردن مولانا، تا بی آبرو بودن خامنه ای در اعتراضات بلوچستان
جمعه ۱۱ آذر ۱۴۰۱

افشای محتوای پاراگراف بولتن خبری فوق سری حسین سلامی فرمانده سپاه پاسدارن که در آن توصیۀ خامنه ای مبتنی بر عدم بازداشت و بی آبرو کردن مولوی عبدالحمید امام جمعه زاهدان، شرکت کنندگان در جمعۀ اعتراضی ١٢ آذر زاهدان و دیگر شهرهای بلوچستان در حمایت از مولوی عبدالحمید به واکنش تند واداشت. در این روز، با وجود تیراندازی مأموران امنیتی شمار معترضان تظاهرکننده چشم گیر و بیشتر از جمعه های پیشین بود، و طنین شعار مرگ بر خامنه ای، رسا تر از گذشته به گوش میرسید. زنان بلوچ نیز همراه با تظاهرات جمعه در ابعاد گسترده به خیابان آمدند و شعار: چه بی حجاب، چه باحجاب – میرویم به سوی انقلاب، سر دادند. مولوی عبدالحمید نیز در خطابه های خود، خامنه ای را مورد انتقاد قرار داد و بطور ضمنی اظهار داشت عزت شخصی او اهدایی حکومت نیست و اگر عزتی وجود دارد به خاطر اعتراض به فقر و دفاع از حقوق مظلومین بوده است. مولوی عبدالحمید، در بخشی دیگر از سخنانش: از مقامهای جمهوری اسلامی خواست از صدور احکام محاربه برای معترضان خودداری کنند و تاکید کرد که حقوق همه مردم، حتی بهاییان، باید رعایت شود. وی تأکید نمود که حق و حقوق همه ایرانیها از هر مذهب و قومی باید رعایت شود. زیراهمه ایرانی هستیم و یکی هستیم، از زرتشتی تا دراویش و همه ادیان، حتی بهایی هم انسان است و ایرانی است و حقوق دارد و باید حقوقش رعایت شود.
مولوی عبدالحمید بازداشتشدگان اعتراضات را “اسیر” نامید و گفت برخورد با آنها مشمول قوانین و رویه اسرا است و نباید با خشونت با آنها برخورد شود. وی افزود: محاربه، مبتنی بر اقدام مسلحانه است. اعتراض با سنگ و چوب و داد و بیداد محاربه نیست.
امام جمعه اهل سنت زاهدان به قضات نیز توصیه کرد حق را ناحق و ناحق را حق نکنند» و به راحتی حکم اعدام و محاربه صادر نکنند.
وی معترض را با «محارب و مفسد» متفاوت دانست و گفت که مردم حالا اعتراضی دارند، ۴۴ سال ملت تحمل کردند، حالا اعتراضی پیش آمده شما هم تحملشان کنید.
وی چندین بار خواستار خودداری حاکمیت از زدن و کشتن و زندانی کردن معترضان شد و اضافه کرد حتی: قوانین نیز در صورت اشتباه بودن، باید بر اساس خواست ملت تغییر کنند.
