جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ | 03 - 04 - 2026

Communist party of iran

زنان آزاده عقب نخواهند نشست


بنا به گزارش ها از آغاز مهرماه دستکم هشت زن در شهرهای مختلف ایران به دست بستگان مرد خود به قتل رسیده اند. در اول مهر ماه، دختری شانزده ساله و اهل شهرستان ربط در سردشت توسط پدرش به‌ طور فجیعی به قتل می‌رسد. جسد این دختر نوجوان در حالی در سد سردشت کشف می‌شود که چشم‌ها و دهانش چسب زده شده و به پاهایش بلوک سیمانی بسته شده بود. شهروندان حین خالی کردن آب سد با جسد این دختر نوجوان مواجه می‌شوند و به پلیس خبر می‌دهند. پدر او در مورد انگیزه قتل دخترش اعتراف کرده که به خاطر دیر آمدن به خانه او را کشته است. همچنین اوائل مهرماه در شیراز یک پسر جوان، دختری را که گمان میکرد نامزدش است، به طور اشتباهی در خیابان با ضربات چاقو به قتل میرساند. در روز ششم مهرماه یک مرد ساکن مشهد زن خود را خفه میکند. او پس از به قتل رساندن همسرش جسد او را تکه تکه کرده و داخل چمدان میگذارد و چمدان را با خود به تهران برده و خود را به پلیس معرفی میکند. او در مورد انگیزه قتل اعتراف میکند که همسرش با مرد دیگری در ارتباط بوده است. در هفدهم مهرماه دختری هفده ساله در روستای مارغان از توابع شهرستان سردشت، توسط همسر و دو برادر ناتنی اش با اسلحه به قتل میرسد. این دختر نوجوان در سن دوازده سالگی به خواست خانواده با پسر عمویش ازدواج میکند، اما به خاطر مشکلات خانوادگی مجبور میشود به خانه پدری برگردد. درنهایت هم توسط همسر و دو برادر ناتنی خود کشته میشود. در هشتم مهرماه در یکی از روستاهای شهر خوی مردی با سلاح گرم، همسر، دختر و خواهر زن خود را به قتل میرساند و فرار میکند، اما چند روز بعد توسط پلیس بازداشت میشود. او نیز انگیزه اش را از این جنایت مسائل ناموسی عنوان کرده است. در نهم مهرماه دو مرد در اهواز زنی از بستگان خود را به خاطر اختلافات خانوادگی به قتل میرسانند. در یازدهم مهرماه زنی بیست وپنج ساله در باقرآباد از توابع استان مرکزی توسط دائی خود با اسلحه شکاری به قتل میرسد. در تاریخ سیزدهم مهر زنی بیست و یک ساله اهل روستای گولان سردشت که ازهمسر خود جدا و به خانه پدری برگشته بود، توسط عمو و پدرش به قتل میرسد. این جنایات که تحت نام قتل های ناموسی انجام می گیرند تنها نمونه های اندکی هستند که جامعه از وقوع آنها اطلاع پیدا کرده است. اینها تراژدی های منحصر به فردی نیستند. همه اینها تازه بخش ناچیزی از جنایاتی هستند که با تکیه به مذهب و سنتهای عقب مانده ارتجاعی و پدر- مردسالارانه اتفاق میافتند.


اگر در قوانین رژیم جمهوری اسلامی زن کالا است و نیمه مرد به حساب میآید، بنابراین جامعه بورژوائی به خود حق میدهد آنگونه که خود میخواهد با این کالا و این جنس نیمه مرد رفتار کند. اگر نظام سرمایه داری آگهی تجاری فروش کالاهایش را با تصویر زنان تزئین کرده و به در ودیوار آویزان میکند و زمانی او را در بازار پرسود تن فروشی به حراج میگذارد، در جامعه ایران که بیرون آمدگان از گورهای هزار و چهارصد سال پیش برمسند قدرت نشستەاند، به گونه دیگری با او رفتار میشود. زمانی او را در چادر و مقنعه می پیچند تا از چشم دیگران محفوظش نگه دارند، زمانی او را در چهار دیوار خانه و تحت فشار فرهنگ فرتوت مذهبی و مردسالارانه به بند می کشند و اگر در این میان زنی جرأت مقاومت و سرکشی داشت به قتل میرسد. و البته برای همه اینها دولت بورژوائی مذهبی قانون میگذراند و اوباشان را برای اجرای قانون به خیابان گسیل میدارد. در این جامعه به تباهی کشیده شده زن اگر رمقی جهت کشیدن بار سنگین بی اجر و مواجب کار خانگی ، توان تولید نیروی کار جدید برای سرمایه دار و تحمل ضرب و شتم شوهر و بستگان مرد خانه را نداشته و بیرون بزند، در اینصورت  باید پذیرای نگاههای تحقیر آمیز بستگان و همسایگان متعهد به “سنت، و ” ناموس” باشد. 


همه این جنایتها در جامعه ای صورت میگیرند که درآن پرشورترین خیزش انقلابی در بیش از چهاردهه گذشته را در همین سال گذشته  با پیشتازی زنان تجربه کرده است. خیزشی که تحولی تاریخی در آگاهی توده های مردم ایجاد کرده و مهمتری ارکان ایدئولوژیک رژیم مذهبی – سرمایه داری را مورد تعرض قرار داده است. با این وجود نظم مرد -پدرسالارانه با سبعیت بینظیری به سلاخی زنان میپردازد. 


اکنون دیگر چندان سخت نیست که فهمید چرا در شهریور ماه سال گذشته قتل دولتی ژینا موجب رخ دادن چنان انفجارعظیمی شد. همه آن زخمهائی را که زنان طی سال ها با خود حمل کرده بودند، همه آن تحقیرها، همه آن اسید پاشیدن ها به چهرەهایشان، زخم آن چاقوهایی که بر بدنشان فرود آمده بود، تعرض پی در پی اوباشان مدافعین “حجاب وعفاف”  بشکه ای از باروت را در خود ذخیره کرده بود  ومنتظر جرقه ای بود که این بشکه باروت را به انفجار بکشاند و قتل دولتی ژینا حکم این جرقه را داشت. جامعه با صدای بلند خطاب به حاکمین فریاد میزد که به گورهای هزاران ساله خود پناه ببرید. بهشت و جهنمتان از آن خودتان باد. زنان شجاعانه فریاد زدند که ما به ستوه آمده ایم و اجازه نخواهیم داد شما منادیان عقب مانده ترین سنتها بر ما حکم برانید. زنان با شجاعت بینظیری فریاد میزدند که بوی تعفن ازهمه احکام  و دستورات اسلامی شما برخاسته است و ما دیگر نمیخواهیم آنرا استشمام کنیم. این خیزش همزمان اعلان جنگ به همه آنهائی بود که هنوز هم تصور میکنند میتوانند با دشنه و گلوله از به اصطلاح ناموسشان نگهداری کنند. این جنگ را باید با تمام نیرو جهت نابود کردن همه  نابرابری های جنسیتی و همه تفکراتی که بر بنیاد این نابرابری شکل گرفته اند، به پیش برد.


سخن روز: شبکه تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومه له

https://alternative-shorai.tv

https://cpiran.org

https://komala.co

اشتراک در شبکه های اجتماعی: