یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴ | 18 - 01 - 2026

Communist party of iran

زن، سالمندی و فقر، تحت حاکمیت جمهوری اسلامی 


رشد جمعیت سالمندان در ایران و جهان، در نگاه نخست، محصول پیشرفت‌های بهداشتی و افزایش طول عمر انسان‌ها است، اما در بطن این روند تشدید  تضادهای طبقاتی، تبعیض‌های جنسیتی و پیامد  سیاست‌های نئولیبرالی که از اواخر قرن بیستم شتاب گرفته‌اند،  بیانگر واقعیاتی تلخ هستند. سالمندی برای اکثریت کارگران و زحمتکشان به‌جای آن‌که دوره‌ی آرامش و امنیت باشد، به مرحله‌ای از زندگی بدل شده که در آن فقر، بیماری و انزوا،  آرامش را از این انسانها سلب می کند. در مورد زنان سالمند، فقر  زمخت تر و عریان‌تر از همیشه خود را نشان می دهد.


نظام سرمایه‌داری، که تولید و بازتولید اجتماعی را درخدمت انباشت سرمایه قرار می‌دهد، توانایی ذاتی در تضمین رفاه عمومی ندارد. حتی افزایش طول عمر ــ که بخشی از آن محصول پیشرفت علمی و تکنولوژیک و رفاه نسبی  است، به جای آنکه منجر به گسترش امنیت اجتماعی شود، به بحران جدیدی برای طبقه‌ی کارگر بدل شده است. این بحران در سه بُعد اساسی خود را نشان می‌دهد. فروپاشی نظام‌های حمایتی از طریق خصوصی‌سازی بیمه و خدمات بازنشستگی؛ انتقال بار مراقبت از دولت به خانواده و در نهایت به دوش زنان؛ کالایی‌سازی مراقبت و تبدیل نیازهای سالمندی به عرصه‌ای برای سودجویی سرمایه. در ایران نیز، این بحران به شکلی حادتر جریان دارد. سیاست های  سرمایه دارانه رژیم جمهوری اسلامی نسبت به مسئله تأمین رفاه اجتماعی،  همراه با فساد ساختاری و پیامد  تحریم‌های اقتصادی، شرایطی را رقم زده که اکثریت بازنشستگان در فقر نسبی یا مطلق به‌سر می‌برند. آمار رسمی نشان می‌دهد که ۶۱ درصد سالمندان در فقر نسبی، ۳۲ درصد در فقر مطلق و ۱۷ درصد در فقر بسیار شدید زندگی می‌کنند.  


در ایران، زنان سالمند بیش از مردان با محرومیت اقتصادی و اجتماعی مواجه‌اند. این وضعیت، ریشه در ساختارهای تبعیض‌آمیز قوانین کار و خانواده دارد. نابرابری در دستمزدها، فقدان بیمه‌ی تکمیلی و محدودیت‌های جنسیتی در اشتغال باعث شده است که زنان سالمند در موارد بسیاری حتی توان تأمین نیازهای اولیه را نداشته  باشند. این فقر، تنها اقتصادی نیست؛ بلکه با تبعیض جنسیتی نهادینه شده ‌بویژه در قوانین گره خورده است. زنان سالمند مطلقه یا بیوه، در فرهنگی که ارزش‌گذاری زنان را به نقش همسری و مادری تقلیل می‌دهد، بیشتر به حاشیه رانده می‌شوند. احتمال ازدواج مجدد برای آنان اندک است و محدودیت‌های جنسیتی مانند حجاب اجباری نیز دایره‌ی مشارکت اجتماعی‌شان را تنگ‌تر می کند. سرمایه‌داری، به‌ویژه در فاز نئولیبرالی، به تجزیه‌ی پیوندهای جمعی و فروکاستن روابط انسانی به مبادلات کالایی دامن می‌زند. این روند، برای سالمندان به‌خصوص در شهرهای بزرگ، به انزوای اجتماعی گسترده منجر شده است.مهاجرت جوانان، کوچک‌شدن خانواده‌ها و کاهش تعاملات محلی، سالمندان را به انزوایی ناخواسته سوق داده است.


در ایران، کاهش متوسط اعضای خانواده از ۲.۵ نفر به حدود ۲ نفر، و افزایش نرخ زندگی تک‌نفره در میان سالمندان  گویای همین روند است. انزوای اجتماعی نه‌تنها پیامد اقتصادی دارد، بلکه سلامت روان سالمندان را به‌شدت تهدید می کند. نرخ رو به رشد خودکشی در میان سالمندان ایران، به‌رغم پنهان‌کاری آماری، هشداردهنده است. سیاست‌های رژیم جمهوری اسلامی که  بر مبنای حفظ نظم طبقاتی و جنسیتی شکل گرفته زنان سالمند را بیشتر تحت فشار قرار داده است. رژیم اسلامی  نه ‌تنها در گسترش بیمه‌های پایه و تکمیلی و تأمین مسکن مناسب برای سالمندان کوتاهی کرده، بلکه  از تأمین حداقل نیازمندی های  بازنشستگان، که در شرایط تورمی یک نیاز حیاتی است، جلوگیری می کند. این سیاست‌ها، در عمل به معنای رها کردن سالمندان در بازار آزاد و تسلیم آنان به منطق سود و زیان سرمایه‌داری است؛ منطقی که ارزش انسان را تنها بر اساس توان تولید ارزش اضافی می سنجد. 


سرمایه داری در سالهای اخیر  دسترسی به مهارت‌های دیجیتال را به یکی از شروط مشارکت اجتماعی بدل کرده است. اما عدم مهارت سالمندان در این زمینه،  به‌ویژه زنان عملاً آنان را از خدمات، اطلاعات و ارتباطات ضروری محروم می‌سازد. این محرومیت، در کشوری مانند ایران که خدمات عمومی روزبه‌روز دیجیتالی‌تر می‌شود، به‌معنای حذف مستقیم سالمندان از دسترسی برابر است. سالمندی و سن بازنشستگی  در ایران امروز، برای اکثریت کارگران و زحمتکشان، تجربه‌ای است آمیخته با فقر، بیماری انزوا و تبعیض برای زنان سالمند، این تجربه با فشار مضاعف ستم جنسیتی و تبعیض قانونی همراه است. این وضعیت نتیجه‌ی مستقیم منطق سرمایه‌داری و ساختارهای طبقاتی و جنسیتی حاکم است.  در برابر این وضعیت، تنها یک راه باقی می‌ماند، سازمان‌یابی طبقاتی و مبارزه‌ی متحدانه کارگران، بازنشستگان، زنان و جوانان برای ساختن جامعه‌ای که در آن سالمندی به ‌معنای رهایی از  رنج و فقر و بهره‌مندی از کرامت انسانی باشد.


سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1 (http://www.instagram.com/Peshrawcpiran1)
https://t.me/KomalaCpiranTv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: