زمینگیر کردن ماشین کشتار جمهوری اسلامی در گرو چیست؟
دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴

رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی برای مقابله با موج خیزش اخیر از همان روزهای اول با استقرار نیروهای امنیتی، پلیس و گارد ویژه در شهرهای مختلف و مناطقی که به کانون این اعتراضات تبدیل شده اند، یک حکومت نظامی اعلام نشده را به اجرا گذاشت. تا پانزدهمین روز این اعتراضات در نتیجه یورش نیروهای سرکوبگر رژیم به صف معترضان و به گلوله بستن آنها تاکنون بیش از۵۴۰ تن از معترضان جان خود را از دست داده، صدها نفر زخمی و بیش از ده هزار و هفت صد نفر دستگیر و روانه زندان شده اند. نیروهای سرکوبگر رژیم بویژه از روز سیزدهم اعتراضات با قطع اینترنت، قساوت و وحشیگری را به اوج خود رسانده اند. سران و فرماندهان حکومت اسلامی که نمی توانند ابعاد جنایات هولناکی که انجام داده اند را پنهان نمایند، «اغتشاشگران مسلح» را عامل این کشتار معرفی می کنند. روز یکشنبه ۲۱ دی ماه انتشار و دست به دست شده تصاویر و ویدیوهایی از پیکر بیجان معترضان در کهریزک تهران و خانوداده هایی که با دلهره و نگرانی در پی پیدا کردن نشانی از عزیزان خود بودند صحنه هایی از این جنایات هولناک را به نمایش گذاشت. همزمان با انتشار این تصاویر و ویدیوها، قطع خطوط اینترنت نگرانی از خطر گسترش چنین کشتاری را دامن زده است.
تردیدی نیست که توانایی رژیم در سرکوب خونین و دست زدن به چنین جنایات هولناکی، از موانع اصلی سر راه توده ای شدن این جنبش انقلابی است. اما کلید عبور از این مانع نیز در دست خود توده های مردم است. برای نمونه اگر توده مردم معترض در تهران و دیگر شهرهای ایران همزمان در چندین نقطه شهر و در ابعاد چندین هزار نفری به خیابان بیایند، و هوشیارانه شگردها و نیرنگ های نیروهای امنیتی جهت تبدیل کردن اعتراضات به جنگ و گریز خیابانی را خنثی کنند، نه تنها می توانند قدرت سرکوب مزدوران جمهوری اسلامی را بطور مؤثری خنثی نمایند، بلکه قادر خواهند بود انسجام آنها را در هم کوبند. در همین راستا لازم است فعالین جنبشهای اجتماعی با کار سازمانگرانه و بکار گرفتن ابتکارات و تجارب خود در زمینه اطلاع رسانی از طریق شبکههای اجتماعی و … با آماده کردن و بسیج گسترده تودهای برای اعتراضات، پیشروی این جنبش اعتراضی را تضمین کنند. در این مسیر ضروری است که مردم کاملا هوشیار باشند و اجازه ندهند که دستگاه امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی با میدان دادن به گروهی سلطنت طلب مرتجع، مبارزه آزادیخواهانه و برابری طلبانه آنها را به انحراف برده و همین شگرد را در خدمت لطمه زدن به اعتبار مبارزات مردم و تشدید سرکوب آنان بکار گیرند.
یکی دیگر از ملزومات پیشروی و پیروزی این جنبش اعتراضی به میدان آمدن طبقه کارگر در کارخانه ها، مجتمع ها و مراکز کلیدی تولیدی و خدماتی با اعتصابات یکپارچه و سراسری و با تلفیق خواسته های اقتصادی و سیاسی، از جمله خواست پایان دادن به سرکوب اعتراضات، آزادی کلیه دستگیرشدگان و زندانیان سیاسی و لغو مجازات اعدام و است. طبقه کارگر به رغم موانع عدیده ای که سر راه دارد، با تکیه بر دستاوردهای مبارزات تاکنونی، با تکیه بر وجود رهبران کاردانی که دارد، با تکیه بر تجربه شکل دادن به کمیته های اعتصاب و کمیته های کارخانه که جوانه ها و نطفه های شوراهای کارگری هستند و با تکیه بر تجاربی که در سازماندهی صدها اعتصاب شکوهمند دارد، می تواند با برپایی اعتصابات سراسری خود به این جنبش اعتراضی بپیوندند و با پیوستن خود ماشین سرکوب و کشتار رژیم اسلامی را زمینگیر کنند. پیوستن طبقه کارگر در بعد اجتماعی به این اعترضات در همانحال می تواند بستر مناسبی برای ارتقای سازمایابی و ایجاد تشکل های طبقاتی و توده ای و تحزب یابی کارگران فراهم آورد.
از دیگر از شرایط تضمین پیشروی و پیروزی این جنبش در گرو گستراندن استراتژی و چشم انداز سیاسی روشن و انقلابی، سازمانیابی و شکل دادن به عنصر رهبری سراسری است. بنابراین نباید وعده پیروزی سهل و آسان را به توده ها داد، بلکه باید عملاٌ در راه پاسخ دادن به نیازهای واقعی این جنبش و تأمین ملزومات به شکست کشاندن حزب پادگانی سپاه پاسداران و سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی گام برداشت و توده ها را به دشواری های این راه پر سنگلاخ آگاه ساخت.
این جنبش فقط یک جنبش سلبی برای سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. توده های به پاخاسته علیه فقر و فلاکت اقتصادی، علیه نابرابری ها، محرومیت ها و تبعیض هایی پا به میدان اعتراض و مبارزه گذاشته اند که ریشه در مناسبات سرمایه داری ایران دارند. به این اعتبار این جنبش نه فقط هدف سرنگونی جمهوری اسلامی را در پیش روی خود قرار داده، بلکه بنا به ماهیت خواسته هایش جنبشی ضد سرمایه داری است. مردم به حق به امکانات نهفته در ایران برای برپایی جامعه ای آزاد، برابر و مرفه چشم دوخته اند. باید تصویر روشنی از حکومتی که بعد از جمهوری اسلامی سر کار می آید را به میان مردم برد. بنابراین باید افق سوسیالیستی، افق حکومت شورایی کارگران و فرودستان و شوراهای مردم را در برابر این جنبش قرار داد. باید سعی کرد شعارهایی از نوع” نان، کار، آزادی، اداره شورایی”، “آزادی، برابری، اداره شورایی” که از جانب معترضان در این جنبش انقلابی طرح شده اند را با کمپین های سیاسی- تبلیغی هر چه توده ای تر کرد. باید تبیین روشنی را از این شعارها و معنای واقعی آزادی و برابری و اداره شورایی را به میان توده ها ببریم.
باید پیگیرانه و به طور تعطیل ناپذیر، در مورد مخاطرات پروژه های امپریالیستی رژیم چنجی و دست به دست شدن قدرت از بالای سر مردم هشدار داد و مواضع و استراتژی سیاسی بخش های مختلف اپوزیسیون بورژوایی ایران برای به بیراهه بردن و به شکست کشاندن این جنبش را برای مردم روشن کرد. باید تناقض برنامه های اقتصادی آنان که همان سرمایه داری مبتنی بر الگوی بازار آزاد و نئولیبرالیسم با مدیریت غیر اسلامی است را با وعده هایی که به مردم در زمینه برابری سیاسی و حقوقی و برابری زن و مرد می دهند را آشکارا نشان داد. آنها که بدیل شان سرمایه داری با مدیریت غیر اسلامی است نمی توانند وعده آزادی و رفاه به مردم بدهند. سرمایه داری با مدیریت غیر اسلامی هم یک حکومت استبدادی است.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1