جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ | 03 - 04 - 2026

Communist party of iran

رژیم بیش از هر چیز از اعتصابات کارگری گسترده و سراسری می‌ترسد!


مصاحبه با گروهی از فعالان کارگری ایران


مصاحبه “نشریه کالدیراچ، ماهنامه سوسیالیستی انقلابی جنبش کالدیراچ” در ترکیه
با گروهی از فعالان کارگری ایران از کانال دفتر روابط  بین الملل حزب کمونیست ایران

توضیح: در این مصاحبه با گروهی از فعالان کارگری ایران، ما در مورد وضعیت فعلی جنبش کارگری در کشور، نقش اتحادیه‌های کارگری و ارتباط و همبستگی آنها با مبارزه طبقاتی گسترده‌تر در منطقه بحث کردیم. فعالان از طریق تجربیات خود، توسعه آگاهی طبقاتی در میان کارگران را مورد بررسی و ارزیابی کردند. در این مصاحبه فعالین از جمله به این مسئله که حملات ایالات متحده و اسرائیل چگونه توسط کارگران و جامعه درک شده است و پیامدهای سیاسی داخلی این حملات را خاطر نشان کرده اند. آنها همچنین بر اهمیت استقلال مالی جنبش‌های کارگری تأکید کرده و دیدگاه‌های متفاوت خود را در مورد چندین حزب و جنبش، از جمله حزبی از ایران که قبلاً با آن مصاحبه‌ای انجام داده بودیم، به اشتراک گذاشتند. در حالی که این ارزیابی‌ها متعلق به خود فعالان است، مصاحبه چارچوب مهمی را برای درک مباحث داخلی در جنبش کارگری در ایران در اختیار ما قرار داد.


سئوال: وضعیت فعلی جنبش کارگری و میزان فعالیت‌های آنان چگونه است؟ چه نوع اقدامات و مطالباتی رایج تر و برجسته تر است؟


پاسخ: حدود یک دهه است که در ایران اعتراضات کارگری گسترش یافته و در طی یک سال حدود دوهزار اعتصاب کارگری را انجام گرفته است. این اعتصابات در کارخانه ها و مجتمع های صنعتی بزرگ و و متوسط انجام شده و از کارگاه های کوچک کمتر اطلاعی در دست است. به دلیل سانسور شدید و فقدان اطلاعات آزاد، تعداد کارگران که در این دو هزار اعتصاب سالانه شرکت دارند مشخص نیست. مطالبات بیشتر اقتصادی است و بیشتر اعتصابات به ترتیب، با مطالبه افزایش دستمزد، پرداخت دستمزدهای معوقه، لغو قراردادهای موقت و بهبود شرایط محیط کار انجام گرفته است.

با توجه به جنبش های وسیع خیابانی مردم در یک دهه گذشته علیه حکومت، توازن قوا به طور نسبی، نسبت به قبل به نفع کارگران تغییر کرده، اما نیروهای امنیتی هنوز هم به دستگیری فعالین کارگری و اخراج آنها از کار، به دلیل فعالیت هایشان، اقدام می کنند و سرکوب همچنان عامل اصلی بازدارندگی در مقابل پیشروی جنبش کارگری است.

روحیه ضد سرمایه داری و بخصوص ضد حکومتی در بین کارگران زیاد است و در جریان برخی اعتصابات کارگران با برگزاری تجمع علیه کارفرما یا برخی مقامات و نهادهای حکومت شعار می دهند.

با وجود تبلیغات شدید و پرهزینه مذهبی بین کارگران و مردم،  مذهب در بین کارگران کمرنگتر از گذشته شده است. بخشی از کارگران اصلا مذهبی نیستند و بخشی دیگر تعصبات مذهبی ندارند و بخش کوچکتری هنوز باورهای مذهبی محکمی دارند. کارگران پیشرو و بخش‌های متشکل عموما چپ رادیکال هستند و گرایش راست در جنبش کارگری ایران به شدت ضعیف است و به حاشیه رانده شده. البته مبارزه با رفرمیسم در جنبش کارگری همچنان وجود دارد.

طی یک دهه گذشته وضعیت معیشتی کارگران به شدت بدتر شده و آنها چند مرتبه زیر خط فقر قرار گرفته اند. تورم و بیکاری به شدت وجود دارد و یکی از عوامل بازدارنده مبارزات کارگران ترس از بیکار شدن و افتادن به ورطه فقر مطلق است.


سئوال: آیا می توانید وضعیت فعلی سازمان‌ها و اتحادیه های کارگری را شرح دهید؟ اتحادیه‌های رسمی در رابطه با رژیم چگونه عمل می کنند و اتحادیه‌های مستقل تا چه حد می‌توانند سازماندهی شوند؟


پاسخ: در ایران تقریبا هیچ تشکل و اتحادیه و سندیکای مستقل رسمی – قانونی – وجود ندارد و رژیم آنها را به رسمیت نمی شناسد. پس از سرکوب‌های شدید و قتل‌عام‌های گسترده در ایران در دهه 80  میلادی که بسیاری از فعالین کارگری و کمونیست ها کشته یا زندانی شدند و یا به خارج کشور رفتند، رکود شدیدی در مبارزات کارگران بوجود آمده و تقریبا تمام تشکل‌های کارگری از بین رفته بودند، بار دیگر از دهه 90 میلادی مبارزات و اعتصابات آغاز شد. ابتدا در اعتراض به خصوصی سازی و اخراج‌ها و سپس موارد دیگر را نیز در بر گرفت. به موازات این مبارزات  فعالیت برای ایجاد تشکل‌های کارگری نیز شروع شد. دو دیدگاه چپ و محافظه کارانه – راست – در این مورد وجود داشت. دیدگاه چپ اعتقاد داشت با وجود به رسمیت شناخته نشدن و قانونی نبودن تشکل‌های کارگری از طرف رژیم، می توان آنها را ایجاد کرد و با حمایت کارگران، آنها را حفظ کرد. دیدگاه دوم اعتقاد داشت که چنین اقدامی ممکن نیست و با شکست روبرو خواهد شد و در نتیجه فعالیت برای قانونی شدن و یا فعالیت در نهادهای حکومتی قانونی را باید دنبال کرد. در نهایت جناح چپ دست بالا پیدا کرد و بخش هایی از کارگران متشکل شدند. سندیکای رانندگان اتوبوس شهری تهران ایجاد شد، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه راه اندازی شد. برخی از فعالین کارگری از محیط‌های کار مختلف تشکل هایی ایجاد کردند، مثل کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل کارگری، اتحادیه آزاد کارگران و …

دو تشکل بزرگ دیگر هم ایجاد شد که ما آنها را بخش‌هایی از طبقه کارگر می دانیم. معلمان موفق شدند کانون های صنفی ایجاد کنند که شورایی در راس آن انتخاب کردند. آنها در واقع یک اتحادیه و تشکل سراسری معلمان هستند که هزاران معلم در آن عضو هستند و اعتصابات، تجمعات و اعتراضات زیادی انجام دادند.

دیگر تشکل قابل توجه بازنشستگان هستند که عموما کارگران بازنشسته هستند. آنها هر سال تجمعات متعددی برپا می کنند و انجمن‌های صنفی ایجاد کردند که خود شکلی از اتحادیه یا سندیکا است. آنها هر سال ده ها تجمع اعتراضی خیابانی با مطالبه افزایش دستمزد و حمایت از دیگر کارگران برگزار می کنند. به طور واقعی می توان گفت بازنشستگان در ایران یکی از پیشروترین و فعال‌ترین بازنشستکان متشکل و مبارز در جهان هستند.

نوع دیگری از تشکل که در ایران و در محیط های کار وجود دارد، کمیته‌های کارگری مخفی هستند. به دلیل افزایش سرکوب در جنبش کارگری بسیاری از کارگران رو به ایجاد تشکل‌های مخفی در محیط کار کرده اند تا از این طریق اعتصابات و مبارزات خود را سازمان دهند. برخی از آنها قوی هستند و اعتصابات بزرگی راه انداختند، مثل شورای سازمانده مبارزات کارگران پیمانی نفت، که ساختاری مخفی دارند و کمیته های بی نام و نشان زیادی که در محیط های کار فعالیت می کنند.

در واقع تلفیق کار مخفی و علنی در جنبش کارگری ایران کاملا وجود دارد و البته با توجه به شرایط و موقعیت کارگران در محیط های کار متفاوت و با توجه به توازن قوا رویکردهای مخفی و یا علنی متفاوتی را کارگران انتخاب می کنند. کار مخفی یا علنی و یا چگونگی تلفیق آنها همواره مورد بحث و گاه اختلاف بین فعالین جنبش کارگری بوده است.

بخش سازمان یافته کارگران بخش کوچکی از کارگران را به نسبت کل طبقه کارگر در بر می گیرد و این مسئله فقط به دلیل سرکوب و ممنوعیت تشکل‌های کارگری است. اما همین حد از متشکل شدن نیز توانسته تاثیرات قابل توجهی بر پیشروی جنبش کارگری داشته باشد و همچنین استراتژی ایجاد تشکل های کارگری به نیروی خود کارگران همچنان در دستور کار فعالین کارگری است و با وجود تمام موانع پیش می رود.


سئوال: رژیم چگونه از اتحادیه‌های رسمی برای جلوگیری از اقدامات کارگران و حفظ حکومت خود استفاده می کند؟ آیا فعالیت های جاسوسی از سوی اتحادیه‌ها علیه کارگران وجود دارد؟ آنها چگونه نارضایتی کارگران را مدیریت می کنند؟


پاسخ: در ایران چند تشکل دست ساز حکومتی وجود دارد – خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار – که البته مدت زیادی است این تشکل ها بین کارگران اعتبار ندارند و فعالین کارگری و سوسیالیست‌ها به شدت علیه آنها افشاگری کرده اند. اعضای آنها عوامل حکومتی هستند اما این تشکل‌ها به چند دلیل هنوز برای حکومت کاربرد دارند. در سیستم تعیین دستمزد سالانه که در قانون کار ذکر شده است، یک سیستم سه جانبه گرایی وجود دارد. یعنی نمایندگانی از طرف کارفرما، کارگران و دولت در پایان هر سال شمسی در یک نشست و مذاکره و با توجه به تورم باید دستمزد حداقلی کارگران را برای سال آینده تعیین کنند. در این مکانیزم، دولت نیز کارفرمای بزرگی است و به اصطلاح نماینده کارگران نیز از همان تشکل‌های حکومتی هستند و در واقع “سه به هیچ”. این مکانیزم به نفع سرمایه داران است و برای کارگران اعتباری ندارد. دوم اینکه این نمایندگان تشکل‌های حکومتی به عنوان نماینده کارگران ایران هر سال در سازمان جهانی کار شرکت می‌کند و سیاست حکومت را آنجا پیش می برند. سوم اینکه آنها هر ساله مراسم روز کارگر را با حمایت و امکانات حکومت برپا می‌کنند و سعی دارند کارگران را زیر چتر خود داشته باشند و چهارم اینکه به شکل غیرعلنی با عوامل حکومتی برای شناسایی فعالین کارگری همکاری می کنند.

یکی از روش های دیگر حکومت که علیه تشکل های کارگری به کار گرفته می شود، نفوذ در آنها و یا موازی سازی است. تجربیاتی در این موارد وجود دارد. با نفوذ در سندیکای نیشکر هفت تپه و تفرقه انداختن، موفق شدند که این سندیکا را تا حدود قابل توجهی تضعیف کنند. همین روش در مورد سندیکای رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران نیز انجام شد که با انسجام آنها و آگاهی بیشتر رهبران آنها، عوامل حکومتی موفق به این کار نشدند و پروژه امنیتی شکست خورد.

همانطور که گفته شد تشکل‌های دست ساز حکومت پایه اجتماعی بین کارگران ندارند، اما به هر شکل همچنان به جنبش کارگری ضربه می زنند.


سئوال: سطح آگاهی طبقاتی در میان کارگران را چگونه ارزیابی می کنید؟ خواسته‌های تغییر رژیم چقدر با خواسته های سوسیالیستی، انقلابی و ضد سرمایه داری تلاقی یا همزیستی دارند؟


پاسخ: تقریبا تمام تشکل های موجود در جنبش کارگری به جز تشکل معلمان رویکرد چپ دارند. تشکل معلمان گرایشات مختلف چپ راست و میانه  دارند.

افق دید در بین بیشتر فعالین کارگری ایجاد شوراهای سراسری کارگری در شرایطی است که وضعیت انقلابی باشد و استبداد عقب رانده شده باشد و ایجاد شوراها در شرایط مناسب بین فعالین کارگری در ایران از طرفداران زیادی برخوردار است. به عبارتی دیگر رویکرد شورایی در بین فعالین کارگری و چپ ها طرفداران بسیاری دارد و آلترناتیو اکثریت آنها حکومت شورایی است.

اکثریت ده‌ها میلیونی طبقه کارگر ایران متشکل نیستند و این پدیده نه به دلیل ناآگاهی کارگران در ایران بلکه به دلیل سرکوب و استبداد شدید است. حدود چهل و شش سال قبل – پس از انقلابی که به سرنگونی رژیم سلطنتی منجر شد –  با وجود اینکه جنبش کارگری بسیار عقب‌تر از شرایط کنونی بود اما با آزادی نسبی و موقتی که بوجود آمد هزاران شورا، سندیکا و اتحادیه کارگری ایجاد شدند و اکنون آگاهی و پی بردن به ضرورت تشکل کارگری به مراتب بین کارگران بیشتر از گذشته است.

در ایران بسیاری از بخش‌های بورژوازی در اپوزیسیون هستند. انواع جریانات لیبرالی، سلطنت طلبان، و حتی نیروهای اصلاح طلب حکومتی که سعی دارند خود را در قالب اپوزیسیون معرفی کنند. با رشد جنبش کارگری و افزایش اعتصابات و ایجاد چند تشکل کارگری، این نیروها به اشکال مختلفی تلاش کردند در جنبش کارگری و بین تشکل‌ها و فعالین آنها جای پایی پیدا کنند. از سال 2005 “سولیداریتی سنتر” که یک نهاد مالی آمریکایی است برای به اصطلاح کمک به تشکل‌های مستقل، با پیشنهادات مالی به تشکل‌ها و فعالین کارگری سعی کرد برخی را به خود نزدیک کند، که منجر به جدال و مباحث زیادی در مورد مسئله کمک‌های مالی در جنبش کارگری ایران شد. در نهایت با نقد مارکسیست‌ها و فعالین کارگری، استقلال مالی برای جنبش کارگری به عنوان یک پرنسیب در بین اکثر تشکل‌ها و فعالین کارگری پذیرفته شد و این یک موفقیت مهم برای جنبش کارگری ایران بود. البته بودند و هستند جریانات و اشخاصی که در این مورد پرنسیبی ندارند. مثلا حزب کمونیست کارگری که طرفداران معدودی نیز در جنبش کارگری دارد، نه تنها به استقلال مالی طبقه کارگر اعتقادی ندارد، بلکه همواره با سلطنت طلبان در خارج کشور آکسیون‌های مشترک برگزار می کند و با دیگر نیروهای چپ و کمونیست همکاری و اتحاد عمل ندارد.

دیگر جریانات لیبرال، سلطنت طلب و اصلاح طلبان حکومتی نیز فعالیت بسیاری برای نفوذ در جنبش کارگری کردند که با افشاگری‌های فعال احزاب و سازمان‌های کمونیست و بسیاری از فعالین آگاه جنبش کارگری، نتوانستند کاری پیش ببرند و آنها در جنبش کارگری بسیار ضعیف هستند. البته هنوز جریانات و افراد رفرمیست و راست هستند که همواره خطری برای جنبش کارگری به حساب می آیند.

آگاهی و نا آگاهی مولفه ای نسبی است و به این اعتبار جنبش کارگری ایران نیز از جنبه‌هایی که بالا ذکر شد آگاهی نسبی دارد. کارگرانی که متشکل هستند و یا به ضرورت مبارزه متشکل و جمعی حتی در شرایط استبدادی پی برده اند، از درجه ای از آگاهی برخوردارند و یا پذیرش استقلال مالی در بین تشکل های فعالین کارگری و مرزبندی نسبی با جریانات دست راستی و گرایش به شوراها بیانگر سطحی از آگاهی بین فعالین کارگری در این مورد است. همه اینها درجات قابل توجهی از آگاهی طبقاتی است. بیشتر کارگران ایران یا از مذهب عبور کرده اند و یا به درجات کمتری  تعصبات مذهبی در آنها یافت می شود.  

اما از سوی دیگر ده‌ها میلیون کارگر هستند که هنوز به دلیل استبداد شدید، اقدام به متشکل شدن و سازماندهی خود نکرده اند. کارگران ایران همانند عموم مردم، از رژیم جمهوری اسلامی متنفر و خواهان سرنگونی آن هستند ولی بدیل مشخصی برای جایگزینی آن ندارند. گفتیم که در بین فعالین متشکل جنبش کارگری گرایش به چپ وجود دارد، اما توده های میلیونی کارگران یا گرایشات سیاسی به مثابه یک آلترناتیو برای خود ندارند و یا تحت تاثیر بسیاری از رسانه‌های اپوزیسیون راست هستند. در واقع هژمونی یک آلترناتیو در بدنه طبقه کارگر – چه چپ و چه راست – همانند جامعه وجود ندارد و جدال آلترناتیوها در بدنه طبقه کارگر همچنان جریان دارد اما بخش های متشکل که چشم انداز بیشتر شدن آنها وجود دارد، عموما از سطح آگاهی قابل توجهی برخوردارند.


سئوال: مبارزه طبقه کارگر تا چه حد استراتژی و سرنوشت خود را با مبارزات طبقه کارگر در کل منطقه منطبق ارزیابی می کند؟ آنها چقدر فکر می کنند که با مشکلات مشابهی که از علل یکسانی ناشی می شوند، به ویژه در مورد حاکمیت سرمایه داری – امپریالیستی در منطقه مواجه هستند؟ و آیا حملات و تهدیدات اخیر آمریکا و اسراییل هیچ نوع تغییری در مورد نگرش نظرات نسبت به رژیم ایجاد کرده است؟


پاسخ: به دلیل رشد ناموزن سرمایه داری در منطقه  و شرایط بسیار متفاوت طبقه کارگر در کشو‌های خاورمیانه و همچنین فقدان یک آلترناتیو سوسیالیستی یا کارگری در منطقه، ارتباطات و اطلاعات کمتری بین فعالین طبقه کارگر با دیگر کارگران در کشور‌های پیرامونی وجود دارد، اما فعالین کارگری در ایران همواره  به مناسبت‌های مختلف و از جمله اول ماه می از کارگران مهاجر افغانستانی در ایران حمایت کرده اند و خواهان حق و حقوق برابر برای آنها بوده اند. در ارتباط با مسئله فلسطین و اسراییل فعالین جنبش کارگری و سوسیالیست‌ها عموما بر حق تعیین سرنوشت فلسطینیان تاکید داشته اند اما در بدنه طبقه کارگر بخشا به دلیل حمایت و هزینه کردن رژیم برای جریانات ارتجاعی حماس و حزب الله لبنان، دافعه ای نسبت به جنبش فلسطین وجود داشت که خود را در قالب شعار “فلسطین و رها کن فکری به حال ما کن” و یا “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران” گاه شنیده می شد. که با شروع جنگ غزه و جنایات گسترده اسراییل این دید منفی نسبت به فلسطینیان کنار رفت و بیشتر کارگران حساب مردم فلسطین را از جریانی مثل حماس و جمهوری اسلامی جدا می کنند.

در جریان جنگ دوازده روزه و حمله آمریکا و اسراییل، سلطنت طلبان انتظار داشتند کارگران و مردم علیه رژیم بپا خیزند و در کنار مهاجمین قرار بگیرند، ولی توده‌های کارگر و مردم نه در کنار جریاناتی که امید به “رژیم چنج” از طریق حملات نظامی داشتند، نایستادند. از سوی دیگر نگاه کارگران نسبت به رژیم جمهوری اسلامی در جریان حملات نظامی اسراییل و آمریکا اصلا تغییری نکرد و آنها همچنان رژیم جمهوری اسلامی را دشمن اصلی خود می دانند.

تقریبا تمام تشکل‌های کارگری و مردمی مستقل، با دادن اطلاعیه‌هایی هر دو طرف جنگ – آمریکا و اسراییل از یکسو و جمهوری اسلامی – را محکوم کردند و موضع ضد جنگ گرفتند. عموم کارگران و مردم حاضر نیستند برای جمهوری اسلامی وارد هیچ جنگی بشوند. آنها این جنگ را بین رژیم های سرمایه داری ارزیابی کردند و نه بین مردم. عموم فعالین کارگری و مارکسیست‌ها مبارزه با امپریالیسم را در قالب مبارزه با سرمایه داری تعریف می کنند و اینها را از هم جدا نمی کنند.


سئوال: حملات و تهدید‌های اخیر آمریکا و اسراییل چه تغییراتی در صورت امکان، در نگرش و نظرات طبقه حاکم، ملاها و دولت نسبت به مردم ایجاد کرده است؟ به نظر می‌رسد قوانین جدیدی در مورد حجاب اجباری وجود دارد. این تحولات را چگونه ارزیابی می کنید و آیا اقدامات مشابهی از سوی رژیم صورت گرفته است؟


پاسخ: رژیم و دستگاه‌های سرکوب بلافاصله پس از جنگ دوازده روزه، اقدام به بازداشت حدودا دو هزار نفر کردند که بخشی از آنها فعالین کارگری بودند. حکومت به شدت از پتانسیل اعتراضی و نارضایتی کارگران و مردم با خبر است و سعی دارد از فضای جنگی برای سرکوب بیشتر بهره ببرد. فعالیت‌های کارگری محدودتر و سخت‌تر شده است. رژیم بیش از همه از کارگران و اعتصابات سراسری و گسترده هراس دارد. در مورد حجاب اجباری پس از جنبش گسترده سال 2021- 2022 رژیم تا حدودی عقب نشینی کرده است و بخشی از زنان بدون حجاب اجباری در خیابان ها تردد می کنند.

وضعیت اقتصادی روز به روز بدتر می شود و زمینه اعتراضات و اعتصابات گسترده زیاد است و رژیم بیشتر خود را متمرکز به روی مهار آنها کرده است. در واقع حکومت بیشتر از جنبش کارگران و مردم می هراسد و نه از حملات مجدد آمریکا و اسراییل. در طی چند دهه سرکوب در ایران رژیم چند صد هزار نیروهای با تجربه و مجهز برای سرکوب را پرورش داده و همواره آماده برای مقابله با جنبش کارگری و مردمی هستند و هنوز توازن قوا به طور وسیعی به نفع کارگران تغییر نکرده است.


سئوال: چه نوع همبستگی منطقه ای را در میان کارگران در منطقه امکان پذیر می‌دانید؟


پاسخ: وجود تشکلی که نمایندگان کارگری از کشورهای مختلف منطقه بتوانند در آن حضور پیدا کنند، با هم همفکری کنند، اطلاعیه و بیانیه های مشترک بدهند و موضع ضد سرمایه داری مشترکی داشته باشند، می تواند به تقویت جنبش کارگری در همه کشورهای منطقه و منجر به اتحاد و همبستگی بین آنها بشود. ارتباطات بسیار محدود است و کارگران از نوع مبارزه و فعالیت‌های هم در منطقه بی خبرند. تشکلی لازم است که پلاتفرمی ضد سرمایه داری داشته باشد و علنا فعالیت کند و نام و نشان های مشخصی داشته باشد. همچنین چنین تشکلی می تواند صندوق مالی کارگری داشته باشد و به کارگران اعتصابی و یا اخراج شده به دلیل فعالیت های کارگری، کمک کند.

حتی اگر تشکل های کارگری در منطقه در ارتباط با هم باشند و موضع مشترک علیه جنگ‌ها و سرکوب های کارگران بگیرند نیز مفید است و به همبستگی کارگری و پشتیبانی از یکدیگر کمک می کند.


تعدادی از فعالین کارگری ایران

اکتبر 2025

اشتراک در شبکه های اجتماعی: