روزنامه لوموند: نظام اسلامی ایران از درون پوسیده و فروپاشی آن دور نیست!
پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱

روزنامۀ لوموند در شمارۀ امروز خود، پنجشنبه ١٢ آبان، مطلبی به چاپ رسانده است تحت عنوان خیزش مردم ایران به روایت نویسندگان
در این اظهارات شورا مکارامی، انسان شناس و عضو مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه حکومت جمهوری اسلامی ایران را به حکومت مُردگان و زامبیها تشبیه کرده و سپیده فارسی، سینماگر و وبلاگنویس، از نسل جوانانی که در خیابان های امروز ایران اعتراض می کنند به عنوان نسلی بیدار و مبتکر و مهارناپذیر از سوی نظام اسلامی یاد نموده است. او گفته است که قدرت این جوانان از خشمی میجوشد که طی یک قرن زنان ایران نسل به نسل به آنان منتقل کردهاند. نسل جوان کنونی به گفتۀ سپیده فارسی هر آنچه که در حریم خصوصی انجام میداده و می گفته اکنون در حوزه عمومی، در ملاء عام و در خیابان میگوید و انجام می دهد. این نسل که هیچ حافظۀ مستقیمی درباره سقوط سلطنت در ایران ندارد نه با جسمی که بر آن تحمیل شده، که با جسمی که می خواهد باشد و با انگارههای خاص خود در خیابانها و حوزه عمومی ظاهر میشود. عمل انقلابی این نسل تجسم بخشیدن به همین انگارهها است.
آرمین مولوی، شاعر و ناشر در تهران که از نام مستعار استفاده کرده به لوموند گفته است : در قیاس با اعتراض های پیشین به ویژه جنبش سبز، این بار با طغیانی سراسری در تمام شهرهای ایران روبرو هستیم که نام برخی شان را من هرگز نشنیده بودم. به گفتۀ او از این پس ستون فقرات نظام اسلامی به لرزه افتاده است و نظام اسلامی قدرتی از درون پوسیده و فرسوده و متکی بر بیماران سرمست از خشونت است.
به گفتۀ آرمین مولوی، در مقابل این نظام پوسیده و فرسوده علاوه بر زنان و دانشجویان، کارگران و کشاورزان، همۀ طبقات اجتماعی و برای اولین بار حتی همۀ اقوام ایرانی از کرد و بلوچ تا آذری و عرب و گیلک با یکدیگر متحد شدهاند و با مشت های گره کرده در کنار یکدیگر و در دستههای کوچک علیه نظام اسلامی می رزمند. آرمین مولوی سپس افزوده است که اصلاح در این نظام ناممکن است و بسیاری از زنان در تمام شهرها حجاب از سربرداشتهاند.
او در جای دیگری از سخنان خود افزوده است که در مقابل تظاهرات های کثیر و متحرک – به جای اعتراض های مرکزی و گسترده – نیروی سرکوب رژیم اسلامی مستأصل شده است و “توحش آن تنها جمعیت معترضان را تحریک میکند.” به گفتۀ آرمین مولوی، دیگر هیچکس در ایران حاضر به عقبنشینی نیست و در مقابل یورش سرکوبگران، تظاهرکنندگان مسیر و مکان اعتراض خود را تغییر می دهند و آتش اعتراض را در مکانی دیگر برمی افروزند.”
شاعر مقیم تهران افزوده است : همۀ جوانان کمتر از سی سال با محاسبۀ همۀ خطرات در خیابانها حضور می یابند : اقتصاد کشور مُرده است. در ده سال آینده بخشهای گستردهای از ایران در نتیجۀ بحران آب در مناطق شرق و جنوب-شرق کشور غیرقابل زیست خواهند بود. در شهرهای کوچک به غیر از اینترنت تقریباً دیگر هیچ امکان تماسی با جهان بیرون باقی نمانده و افزوده شدن ممنوعیت های بی شمار، همین زندگی سخت را به شکنجه تبدیل کرده است. جوانان امروز ایران خوب میدانند که دیگر جوانان در اقصی نقاط جهان چگونه زندگی میکنند.
.
