سه شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴ | 13 - 01 - 2026

Communist party of iran

روانشناسی جنبش و استراتژی سوسیالیستی!


م مهرزاد


فشارهای شدید اقتصادی و اجتماعی بر کارگران و مردم به شدت افزایش یافته و تورم زندگی مردم را به روز سیاه نشانده است و بدین شکل بار دیگر جنبش توده ای خیابانی علیه رژیم به راه افتاد. از ابتدا اعتراضات کاملا ضد تمامیت حکومت و با مطالبه سرنگونی آغاز و ادامه یافته است. ابتدا شهر های کوچک و سپس کلان شهرها به این جنبش پیوستند و بدین شکل جنبش هر چند کاملا میلیونی و همه گیر نشده اما فراگیر و سراسری است. در جنبش های سال های 96، 98 و 1401 نیز گستردگی و سراسری بودن جنبش وجود داشت و  سرنگونی رژیم مطالبه اصلی مردم بود. این بار نیز همانند دفعات قبل جنبش به همراه اعتصابات سراسری کارگری نیست و کارگران در جنبش خیابانی حضور دارند و نه با صف مستقل خود در اعتصابات سراسری. با تمام تفاوت ها در جنبش های 96، 98 و1401 اما موارد ذکر شده به طور کلی در همه این جنبش ها وجود داشت و حتی جنبش زن زندگی آزادی نیز شعارها و مطالبات برای سرنگونی رژیم بود و حضور طبقه کارگر نیز مستقل نبود.


اما یک مولفه جنبش جاری کنونی را از جنبش های پیشین متمایز کرده است و آن اضافه شدن شعارهایی به نفع سلطنت طلبان در کنار شعارهای سرنگونی طلب است. در جنبش های پیشین از شعارهای سلطنت طلبان خبری نبود – به طور عمومی – و به هیچ آلترناتیو خاصی گرایش نداشت. در واقع در طی یک دهه گذشته هیچ آلترناتیوی هژمونی بر جنبش نداشت و خودبخودی بودن آن مشخصه غالب آن بود. طی سال های گذشته همواره ذهنیت عمومی توده ها در این جمله تبلور می یافت که “با رفتن رژیم چه جریانی بر سرکار می آید؟” که بیانگر فقدان آلترناتیو مقبول، شناخته شده و پذیرفته شده در جامعه بود. لیبرال ها با وجود افزایش تحرکات و فعالیت های خود، نتوانستند به یک انسجام سیاسی برسند. هر چند آنها همیشه نیرویی خطرناک برای جنبش کارگری و مردمی در اپوزیسیون راست بوده و هستند ولی طیف های گسترده و متفاوت درآنها، باعث تداوم تشتت در بین آنها و ناتوانی در ارائه یک آلترناتیو قدرتمند شد. چپ انقلابی در این سال ها که انسجام بیشتری یافت و در بخش های متشکل جامعه جای پا پیدا کرد و در قالب ” شورای نیروهای چپ و کمونیست” تبلور یافت اما به دلیل استبداد شدید بخش های متشکل درصد ناچیزی از جامعه و جنبش کارگری را تشکیل می دهند و در نهایت هنوز آلترناتیو چپ انقلابی در بین توده ها زیاد شناخته شده نیست.


اما با افزایش فشار های اقتصادی و اجتماعی ذهنیت توده ها که “با رفتن این ها که بر سر کار بیاید؟” به “فقط رژیم برود و هر کس بر سر کار بیاید” شیفت پیدا کرد. از بُعد روانشناسی اجتماعی در شرایطی که فشار بر توده ها بسیار شدید می شود و خلاء سیاسی وجود دارد، گرایش به سرنگونی بیش از آلترناتیو جایگزین آن، اهمیت می یابد و شرایط برای متوسل شدن به در دسترس تر بودن و شناخته شده ترین ها افزایش می یابد، هر چند که آن آلترناتیو در منطق آنها مقبولیت کاملی نداشته باشد. این ویژگی شرایط کنونی است که بخشی از جنبش را  به سمپاتی کور از سلطنت طلبان کشانده و شاهد شعار هایی به نفع آنها در تجمعات خیابانی هستیم. اینکه باند سلطنت طلبان با پروپاگاند، تقلب، جعل و غیره تلاش کرده و می کنند افکار عمومی را تحت تاثیر قرار بدهند و بزرگ نمایی سعی می کنند افکار عمومی را بیشتر تحت تاثیر قرار دهند – که از آنها انتظار هیچ پرنسیبی وجود ندارد – اما شکل گیری یک گرایش در جنبش خیابانی به نفع آنها و سردادن شعارهایی به نفع سلطنت طلبان واقعیتی است که وجود دارد و نمی شود آن را منکر شد. از سوی دیگر و از زاویه روانشناسی اجتماعی، وقتی جنبش جاری دارای ضعف هایی است – مثل فقدان سازماندهی گسترده و یا فقدان اعتصابات سراسری – و خود را در مقابل سد قوی استبداد می بیند که نمی تواند از آن عبور کند، گرایش به نیروی سومی پیدا می کند که بتواند تقویت کننده و امیدوار کننده باشد و به این اعتبار است که ترامپ و آمریکا نیز در بین مردم امیدواری ایجاد می کنند و به عبارتی دیگر اپوزیسیون راست و جریان ارتجاعی سلطنت طلب در جنبش تقویت می شوند. امید به اینکه با کمک نیروی آمریکا و امکانات سلطنت طلبان بتوان جمهوری اسلامی را به زیر کشید در مردم افزایش یافته است.  در واقع در یک تند پیچ سیاسی و اجتماعی و در فضای باز خالی و فقدان آلترناتیو قدرتمند، سلطنت طلبان توانستند از حریفان سبقت گرفته و از این فضا بهره ببرند. البته باید آگاه باشیم که سلطنت طلبان فاصله زیادی از ما نگرفته اند و ما نیز پتانسیل پیشروی داریم.


اکنون چه باید کرد؟ وظیفه ما سوسیالیست ها و آزادیخواهان مستقل و انقلابی چیست؟ و چگونه در این فضای جدید سیاسی استراتژی خود را باید دنبال کنیم؟


ابتدا باید این واقعیت را بپذیریم که سلطنت طلبان توانسته اند بخشی از جنبش را تحت تاثیر قرار بدهند. سوسیالیست ها مدت مدیدی است که به خطا به خطر سلطنت طلبان بها ندادند و آنها را سیستماتیک مورد نقد و افشا در رسانه های خود قرار ندادند، اما فعلا زمان بحث در مورد این آسیب شناسی نیست و ابتدا باید واقعیت سبقت گرفتن آنها و تاثیر گذاری آنها بر بخشی از جنبش توده ای را بپذیریم تا بتوانیم فکری برای آن بکنیم، چرا که هنوز هم در طیف چپ انقلابی متاسفانه مقاومتی را شاهدیم که این واقعیت آشکار را انکار می کند و بر ذهنی بودن و خود بزرگ بینی پافشاری دارد. سپس با تمام قوا و با برنامه ای دراز مدت و همه جانبه از طرف طیف گسترده نیروهای چپ انقلابی، تشکل های کارگری و فعالین کارگری، افراد مستقل سوسیالیست و آگاه و … مبارزه ای سیستماتیک و دراز مدت در کنار مبارزه با رژیم، در افشای سلطنت طلبان و اپوزیسیون راست انجام بدهیم. گرایش به سلطنت طلبان در جنبش، خودبخود از بین نخواهد رفت و با گسترش اعتراضات حتی می تواند دامنه آن نیز گسترده تر بشود چرا که مانع قوی و بزرگی در مقابل خود ندارد. ما در یک مبارزه دراز مدت و سازماندهی شده می توانیم گرایش به سلطنت طلبان را تضعیف کنیم و به سوی دو قطبی کردن جنبش پیش برویم. واضح است که با تضعیف استبداد بخش های متشکل جنبش تکثیر خواهند شد و این نقطه قوت گرایش سوسیالیستی است ولی تا آن زمان نمی توان دست روی دست گذاشت. نیاز به برنامه ریزی، تمرکز نیروها، افشاگری های سیستماتیک در رسانه ها، فعال کردن بحث در خیابان ها با جوانان و مردم معترض در جنبش خیابانی، فعال شدن تشکل ها و فعالین کارگری در افشای سلطنت طلبان و … هستیم. نباید دست روی دست گذاشت به امید اینکه در آینده شرایط به نفع ما تغییر خواهد کرد بلکه ضروری است تلاش کنیم در دل این جنبش آن را دو قطبی کرده تا در نهایت در تقابل دو قطب دست بالا پیدا کنیم. شرایط بحرانی است و کُند بودن ما و یا فقدان یک استراتژی مناسب می تواند عواقب جبران ناپذیری به دنبال داشته باشد.


پتانسیل مبارزه انقلابی در کردستان و تحت تاثیر قرار دادن جنبش سراسری از طریق جنبش در کردستان یکی از مواردی است که می تواند به ما کمک کند. هر چند که گرایش راست و ناسیونالیست نیز در کردستان فعال است اما به هر شکل گرایش سوسیالیستی و جنبش توده ای هیچ همراهی و سمپاتی به سلطنت طلبان ندارد و اگر جنبش توده ای در آنها با شعارهای مستقل و انقلابی به میدان بیاید، می تواند تا حدی جنبش سراسری را تحت تاثیر قرار داده و به سمت دو قطبی شدن سوق دهد. ضروری است در کنار شعارهای انقلابی علیه حکومت، شعارهایی با مضامین چپ و حتی ضد سلطنت و راست داده شود. جنبش توده ای کردستان می تواند نقش بسیاری در تقابل با جریان شکل گرفته سلطنت طلبان ایفا کند.


دیگر جنبشی که از پتانسیل لازم برای تقابل با گرایشات راست و مشخصا باند سیاه سلطنت طلبان را دارد، جنبش دانشجویی است که با برگزاری اکسیون های مستقل و با شعار های چپ و ضد سلطنت می تواند نقش بسزایی ایفا کند. غیر حضوری شدن دانشگاه ها جنبش دانشجویی را به حاشیه برده اما با تاکتیک های مناسب دانشجویان می توانند اکسیون های مستقل خود را برگزار کنند.


فعالین چپ و سوسیالیست یا کارگری و آزادیخواه مخالف جریان سلطنت طلبان نیز که این روزها با تناقض از یک سو شرکت در اعتراضات و از سوی دیگر وجود شعارهایی به نفع سلطنت طلبان، روبرو هستند و لذا ضروری است تلاش کنند تا صف هر چه مستقل تری از آکسیون های اعتراضی بوجود بیاورند که با جریانات راست و سلطنت طلب مرزبندی داشته و حداقل به روی سر دادن شعارها و اطلاعیه های مستقل و رادیکال توافق داشته باشند.

و در نهایت طیف وسیع و گسترده سوسیالیست ها چه متشکل و غیر متشکل از طریق مدیا ها به طورمستدل و به زبان توده ای و ساده، می توانند مردم را درگیر بحث ماهیت سلطنت طلبان کنند و با حوصله و بردباری حقیقت را در مورد ماهیت آنها و خطری که برای آینده و جنبش دارند روشن کنند. حضور گسترده و فعال ما در مدیاها در افشای ماهیت سلطنت طلبان موثر واقع خواهد شد و در مجموع گرایش راست را به چالش خواهد کشید.

و در نهایت با تاکید مجدد بر ضرورت استفاده احزاب و سازمان های سوسیالیسست از رسانه های خود برای افشاگری هر چه بیشتر و فعالتر و دراز مدت علیه سلطنت طلبان و دیگر جریانات لیبرال راست، و توضیح و تبلیغ آلترناتیو شورایی از زوایای مختلف، می توانند مردم را بیشتر تحت تاثیر قرار بدهند.


اینها اقداماتی است که به فوریت در دستور کار ما سوسیالیست ها و فعالین کارگری قرار دارد ولی ما می دانیم که تغییر توازن قوا تنها با به میدان آمدن طبقه کارگر به شکل اعتصابات گسترده و سراسری ممکن خواهد شد. حضور طبقه کارگر در میدان سیاست ایران و در متن اعتراضات خیابانی، هم توازن قوا علیه رژیم را تغییر خواهد داد و هم توازن قوا در تقابل با اپوزیسیون راست را به نفع گرایش کارگری که در ایران عموما چپ و رادیکال است تغییر خواهد داد. این مهم موضوعی نیست که بلافاصله و با اراده قادر به تحقق آن باشیم اما در هر شرایطی از کمک برای به میدان آمدن کارگران چه به وسیله سازماندهی و چه کمک به اعتصابات نباید غافل بشویم. هر چه جنبش دامنه وسیعتر و طولانی تری پیدا کند امکان حضور طبقه کارگر و فعالین آن بیشتر خواهد شد. با به میدان آمدن جنبش کارگری نیروی چپ چند برابر خواهد شد و تاثیرات خود را بر اعتراضات خیابانی و دیگر جنبش ها نیز به جای خواهد گذاشت. چنانچه استبداد همانند سال 57 در معرض سرنگونی قرار بگیرد و در موضع ضعف کامل باشد، بلافاصله امکان ایجاد شوراهای کارگری و سازماندهی گسترده در بدنه طبقه کارگر ایجاد خواهد شد.

وقتی صرفا جنبش توده ای در اعتراضات خیابانی تبلور پیدا می کند، سرکوبگری رژیم نیز بر این شیوه مبارزه متمرکز تر می گردد. سرکوب های وحشیانه حکومت هر چه بیشتر رنگ و بوی کشتار و به خود می گیرد چرا که این رژیم چیزی جز دستگاه عریض و طویل سرکوب برای مهار اعتراضات ندارد و بخصوص هنگامی که خود را در معرض سرنگونی ببیند، به خشونت بیشتر روی می آورد. دیگر ظرفیتی در اصلاح طلبان حکومتی برای فریب مردم وجود ندارد و رژیم به دلیل اینکه خود را در یکی از بدترین موقعیت های تاریخی می بیند با سرکوب هر چه بیشتر با جنبش خیابانی روبرو می شود. به طریق اولی این در شرایطی است که اعتصابات گسترده و سراسری وجود ندارد و رژیم از همین نقطه ضعف جنبش بهره می برد.


اکنون جدال بین آلترناتیوها وارد شرایط جدیدی شده است که از یک طرف جنبش توده ای گسترده ای به راه افتاده است و از سوی دیگر گرایش سلطنت طلبان جنبش را تهدید می کند و لذا بر بستر این شرایط خاص برای تحقق استراتژی سوسیالیستی سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و برقراری حکومت شورایی و سوسیالیستی نیاز به تاکتیک هایی جدید و متناسب با شرایط داریم. ما نمی توانیم صرفا با تکیه بر تاکتیک ها و فعالیت های سابق پیشروی خود را تضمین کنیم. در صورت تداوم جنبش خیابانی و شروع اعتصابات و تضعیف استبداد حاکم، باید بلافاصله دست به کار ایجاد شوراهای کارگران و زحمتکشان بشویم. شرایط بحرانی کنونی بر لبه تیغ قرار دارد و قابل پیش بینی نیست. هم چشم انداز سرکوب وجود دارد و هم چشم انداز گسترده تر شدن و لذا ما برای هر سناریویی باید آماده باشیم.

12 – 01 – 26

اشتراک در شبکه های اجتماعی: