جمعه ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ | 13 - 03 - 2026

Communist party of iran

رقص بر ویرانه‌های جنگ؛ شادی دیاسپورای سلطنت طلب برای تداوم درگیری!

از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائيل علیه ایران، در شبکه‌های اجتماعی دو تصویر
کاملا متفاوت از یک واقعیت مشترک دیده می‌شود؛ تصاویری که از دو جهان متفاوت
روایت می‌شوند: اندوه و نگرانی عده‌ای در مقابل رقص و شادی عده‌ای دیگر.
از زمان آغاز جنگ  در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، کاربران بسیاری در داخل کشور در
شبکه‌های اجتماعی از روزها و شب‌هایی نوشته‌اند که با اضطراب و نگرانی
می‌گذرند. برخی از صدای انفجارها، نگرانی برای امنیت خانواده‌ها و ترس کودکان
نوشته‌اند. برخی دیگر از نگرانی از آینده، گسترش دامنه جنگ و روند فرسایشی آن
گفته‌اند.
همزمان، نهادهای حقوق بشری از افزایش شمار قربانیان جنگ خبر داده‌اند. طبق
گزارش‌های منتشر شده، هزاران نفر در جریان حملات کشته شده‌اند که در میان آنها
غیرنظامیان نیز دیده می‌شوند. تخریب برخی زیرساخت‌ها بر فضای اضطراب افزوده
است.
اما در حالی که مردم داخل ایران در وحشت حملات هوایی مداوم به‌سر می‌برند،
تصاویر و ویدئوهایی از شهرهای اروپایی و آمریکایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر
می‌شود که بخشی از دیاسپورای سلطنت طلب را در خیابان‌های شهرهای اروپایی و
آمریکایی در حال برگزاری تجمعاتی همراه با رقص و آواز نشان می‌دهد.
این تضاد رفتاری، موجی از نقدهای تند را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخته است.
منتقدان در توئیتر با هشتگ‌هایی نظیر #بی‌وطن و #جنگ‌طلبی، این رفتار را “وقاحت
اخلاقی” و “سادیسم سیاسی” نامیده‌اند. کاربری در ایکس (توئیتر سابق) می‌نویسد:
چطور می‌توان با دیدن موشک‌باران وطنی که ادعای رهایی‌اش را دارید، رقصید؟
این تضاد واکنش‌ها، بار دیگر شکاف عمیق در تجربه‌ها و نگاه‌های بخش‌های
مختلف جامعه ایرانی را آشکار کرده است؛ شکافی که اکنون در سایه جنگ و خشونت،
بیش از هر زمان دیگری در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود.

بسیاری از کاربران در نقد این رفتار نوشته‌اند که هیچ اختلاف سیاسی‌ای نمی‌تواند
شادی از جنگ را توجیه کند: جنگ یعنی مرگ غیرنظامیان. هیچ آزادی‌ای از دل
موشک و بمب به دست نمی‌آید. و این که حتی اگر مخالف جمهوری اسلامی باشیم،
شادی از جنگ یعنی نادیده گرفتن جان انسان‌ها.
به عقیده متخصصان سلامت روان، برای فهم این واکنش‌ها ابتدا باید پیچیدگی‌های
روانشناسی “دیاسپورای ایرانی” را کالبدشکافی کرد.
به گفته حاتمی جامعه‌شناس ، در این میان گروه‌هایی از اپوزیسیون با امید و حتی
تشویق به مداخله خارجی، جنگ را تنها راه گذار از جمهوری اسلامی را فرصتی
تاریخی تلقی کردند و فاجعه جنگ را با رهایی یکسان دانستند.
اورال حاتمی ابراز شادمانی از جنگ را نشانه یک آسیب عمیق‌تر می‌داند: این رفتار
مسئله “فقر اخلاق اجتماعی” را به عنوان یک واقعیت جامعه‌شناختی عیان کرد؛ آسیبی
که اتفاقا محصول سیاست‌های فرهنگی، اجتماعی و آموزشی است. این تخریب آنقدر
عمیق است که برخی از قربانیان آن در خارج از کشور، با اینکه در جوامع مدرن و
دموکراتیک زندگی می‌کنند، نتوانسته‌اند آن را ترمیم کنند.
اورال حاتمی در پایان بر مسئولیت اخلاقی اپوزیسیون تأکید می‌کند: حتی اگر جنگ را
جبر تاریخی رژیم بدانیم، باز هم نمی‌توان وقوع آن را جشن گرفت. خوشحالی از جنگ
به معنای پذیرش این واقعیت هولناک است که “کشتن مشروع است”. این عدم پذیرش
مسئولیتی اخلاقی در مقابل مردم رنج‌دیده داخل کشور است. جنگ یک ابزار انتزاعی
نیست؛ قربانیان آن مردم عادی هستند که نه در تصمیم‌گیری نقشی دارند و نه توان فرار
یکی از چالش‌برانگیزترین بخش‌های این جنگ، بی‌تفاوتی برخی از ایرانیان نسبت به
نابودی زیرساخت‌های ملی است.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: