رسانه و شبکههای اجتماعی، میدان نبرد نسل Z
یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
نیما مهاجر
مطلب پنجم
امروزه علاوه بر شناخت جامعهی انسانی، لازم است جامعهی دیجیتال را نیز به خوبی بشناسیم چرا که بخش مهمی از هویت نسل Z از طریق مصرف دیجیتال (برند، فشن، تکنولوژی) شکل میگیرد. به همین دلیل است که برای فهم نسل Z و کارگران جوان باید به «رفتار دیجیتال» نگاه کنیم؛ یعنی جایی که اقتصاد سیاسی رسانه، روانشناسی جمعی، سوژهبودگی مدرن و مبارزه طبقاتی با هم تلاقی پیدا میکنند. در جامعهی دیجیتال نیز تضاد طبقاتی حکم میکند. نابرابری اقتصادی تعیین میکند چه کسی چه ابزاری دارد، چه محتوایی مصرف میکند و چگونه دیده میشود. نسل Z هویتاش را در فضای دیجیتال میسازد، اما طبقهاش تعیین میکند چه بخشی از این هویت «قابل تحقق» است. با این حال، تحلیل رفتار کاربران آنلاین اهمیت زیادی دارد از این جهت که برای نسل Z و آلفا، دادههای واقعی برگرفته از رفتار آنلاین گاهی حتی مهمتر از مصاحبههای سنتی است.
تحلیل ساختار اجتماعی، ارزشها، هویت و رفتار جمعی نسلهای جدید، همچنین درک ویژگیهای شخصیتی، انگیزشی و شناختی نسل Z و آلفا به مسائلی از این قبیل گره خورده است: تحلیل رفتار آنلاین و رفتار دیجیتال، تعامل انسانماشین، تحلیل تأثیر فناوری بر جامعه جوان، فهم زبان تصویری، طنز، میمها، موسیقی و صدای روایتها در فرهنگ دیجیتال نسل Z و آلفا، شناخت مهارتهای این نسلها، بررسی تأثیر هوش مصنوعی، گجتها و رسانهها بر سبک زندگی جوانان و نوجوانان. علاوه بر این موارد که در یک کلام تحلیل نحوه شکلگیری هویت آنلاین و مصرف رسانهای نسلهای جدید را دربرمیگیرد و از طریق استخراج و آنالیز داده از شبکههای اجتماعی، اپلیکیشنها، و ترندهای آنلاین نسل Z و آلفا صورت میپذیرد، پیشبینی آینده فرهنگی و شغلی و دورنمای ارتباطات اجتماعی نسلهای جدید به شناخت دقیق از ابزارهای آخرالزمانی مورد استفادهی این نسل احتیاج دارد. ابزارهایی مانند دوربینهای حرفهای و هدستهای واقعیت مجازی، انیمیشنها و بازیهای رایانهای، گجت های پوشیدنی برای سلامت و ورزش، اینترنت اشیا و ابزارها و تکنولوژیهایی که بر شکلدهی کاراکتر نسل جوان تاثیرات عمیقی دارد.
واقعیتهای مصرف رسانهای در ایران
امروزه سایتها، خبرگزاریها و شبکههای اجتماعی بازدیدکنندگان خیلی بیشتری نسبت به شبکههای ماهوارهای و حتی صدا و سیمای میلی رژیم اسلامی دارند. شبکههای اجتماعی بە عنوان یک تم و پلتفرم جهانی نه تنها بر کلتور، اخلاق و طرز فکر بشری تاثیر گذاشته است بلکه تاثیراتی عمیق بر روی زبان برجای میگذارد. تغییرات در زبان امروزه بهعنوان یک بدیل بی بازگشت به اثبات رسیده و همچون یک فرهنگ جدید به رسمیت شناخته میشوند و مورد استفاده عموم مخصوصا نسل جدید قرار میگیرند.
یک نظرسنجی از Iranian Students Polling Agency (ISPA) در می ۲۰۲۴ نشان داد که دانشجویان ایرانی روزانه بهطور متوسط ۲۳۳ دقیقه (حدود ۳٫۹ ساعت) را صرف پیامرسانها و شبکههای اجتماعی میکنند. همان نظرسنجی نشان میدهد که روزانه ۸۹.۵٪ دانشجویان در تلگرام، ۸۵.۷٪ در اینستاگرام، ، حدود ۶۶٫۷٪ در واتساپ، ۵۰٫۴٪ در یوتیوب و ۹٫۷٪ در تیکتاک فعالیت دارند.
این آمارها با وجود شدت فیلترها و محدودیتها به ثبت رسیده است و نشان میدهد که بیشتر کاربران از ابزارهای عبور از فیلتر (VPN) یا پروکسی استفاده میکنند. جوانان و جامعهی ایرانی هرگز به پلتفرمهای داخلی اعتماد نکردهاند.
گزارشهای استخراج شده از یک مطالعه نشان میدهد که میانگین استفاده از شبکههای اجتماعی برای کاربران ایرانی ۴٫۰ ± ۳٫۹ ساعت در روز گزارش شده است (افراد ۱۰ تا ۶۵ ساله). آمار ساعت استفاده روزانه از گوشیهای هوشمند در جریان اپیدمی کرونا، خیلی بیشتر گزارش شده و نشان میدهد که نوجوانان ایرانی بهطور متوسط ۶٫۸۵ ساعت به صفحههای نمایش چشم دوختهاند. مطالعات اشاره دارند که بیشترین انگیزه استفاده از شبکههای اجتماعی در ایران «ارتباط با دیگران» (۴۸٫۹٪) و «دریافت اخبار» (۴۰٫۷٪) است.
یافتههای پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات نیز بە ما میگوید که عادتهای مطالعهی مردم ایران تغییر کرده است؛ آنها ۳ برابر بیشتر از کتاب، در شبکههای اجتماعی متن میخوانند. مردم در ایران روزانه به طور متوسط ۷۰.۴ دقیقه متن علمی و تحلیلی در شبکههای اجتماعی میخوانند که این میزان تقریباً سه برابر ۲۵.۵ دقیقه مطالعه کتابهای غیردرسی است. این پدیده به Micro-learning یا یادگیری خرد معروف است و نشان میدهد کاربران تشنه دانستن هستند، اما نه در فرمت کلاسیک کتاب کاغذی. علت این تغییر آن است که مردم سعی دارند از زمانهای کوتاه نیز بهترین استفاده را ببرند، همچنین شبکههای اجتماعی محتوا را به صورت رایگان در اختیارشان میگذارد.
جنگ روایتها: از سلطنتطلبان تا جمهوری اسلامی
اهمیت شبکههای اجتماعی از دید جریانات سیاسی پنهان نمانده است. مدتهاست که اپوزسیون بورژوازی و به طور مشخص سلطنتطلبان تلاش میکنند از شبکههای اجتماعی به نفع آلترناتیوسازی مدنظر خودشان استفاده کنند. آماری که در شبکهی اجتماعی لینکدین منتشر شده نشان میدهد که سلبریتیهای متحد فاشیستهای پهلوی، جزو موفقترین افراد در بکارگیری پلتفرمهای مجازی بودهاند. علی کریمی به خاطر داشتن اکانت توییتری در رتبهی سوم این آمار قرار گرفته است، اینستاگرام گلشیفته فراهانی در ردهی دهم، اینستاگرام مهناز افشار در رده پانزدهم، اینستاگرام خود رضا پهلوی در ردهی شانزدهم و اینستاگرام فرح پهلوی در ردهی چهل و سوم این آمار قرار گرفته است. سلطنت طلبان به این ظرفیتها اکتفا نکردهاند و تمام تلاششان را برای مهندسی افکار عمومی به کمک فیکنیوز و دروغ پردازی بکار بردهاند.
بنابر گزارشی که کانال تلگرامی رادیو زمانه منتشر کرده است، روزنامه اسرائیلی هاآرتص گزارش مفصلی درباره وجود شبکهای مجازی برای تبلیغ سلطنت در ایران و توجیه حملات اسرائیل، از جمله به زندان اوین منتشر کرده است. این شبکه به نوشته این روزنامه از سوی اسرائیل تأمین مالی و مدیریت میشود.
در گزارش هاآرتص درباره کارزار دفاع از سلطنت آمده است: این کارزار تصویر عمومی پهلوی را ترویج میکند و ندای بازگرداندن سلطنت را با هشتگ KingRezaPahlavi تقویت میکند. این کارزار متکی بر “آواتارها” یا شخصیتهای جعلی آنلاین است که در رسانههای اجتماعی خود را بهعنوان شهروندان ایرانی جا میزنند. اینها اولین بار توسط محققان رسانههای اجتماعی در اسرائیل و خارج از کشور کشف شدند. کارزار و شبکه تبلیغ پهلوی شامل حسابهای جعلی در پلاتفرمهایی مانند X (توئیتر سابق) و اینستاگرام بوده و از ابزارهای هوش مصنوعی برای کمک به انتشار روایت های کلیدی، نگارش پیامهای خود و تولید محتوا استفاده کرده است. مشخص است که سلطنتطلبان بدون داشتن پایههای اجتماعی واقعی راه به جایی نمیبرند و موقعیت رضا پهلوی و فاشیستهای سلطنت طلب پس از جنگ ۱۲ روزه و افشای پروژه اسرائیلی بازگشت سلطنت توسط نشریه هاآرتص چاپ اسرائیل، به شکل چشم گیری نزول کرده است.
بکار بردن این ابزارها برای مهندسی افکار عمومی فقط به اپوزسیون بورژوازی برنمیگردد. جمهوری اسلامی هم از سلبریتیهای فوتبالیست و کشتیگیر و وزنهبردار و کاراتهکار یه عده مزدور ساخته و آنها را در مجلس و شورای شهر تهران و فدراسیونها بکار میگیرد. در هنگام مضحکههای انتخاباتی نیز چهرههای مشهور بازیگران (کسانی که در فضای مجازی دنبال کنندگان زیادی دارند) را به دلقکهای مبلغ تبدیل میکند. افرادی مانند علیرضا دبیر، هادی ساعی، حسین رضازاده، مهدی امیری، مهدی طارمی و مهناز افشار تا قبل مهاجرت از این جملهاند. رژیم اسلامی حتی از سلبریتیسازیهای سلطنت طلب هم به نفع خود استفاده میکند و با بزرگ نشان دادن سلطنتطلبان سعی میکند قیامهای تودهای از جنس خیزش انقلابی ژینا را بیاعتبار سازد.
قدرت روایت تصویری: محتوای سریع، ویدیو، میم، بازی
در کل چون میزان استفاده روزانه از محتواهای اینترنتی بالا است، فرایند مصرف محتوا بسیار فراگیر و سریع شده است؛ بنابراین تأثیرگذاری محتواهایی که سریع قابل فهم، همراه با تصویر، داستان و احساساند بیشتر است. تصویر و مخصوصا ویدیو بهتر از هر نوع محتوای دیگری، احساس ایجاد میکند و در واقع میتواند اثر داستانی و احساسی داشته باشد. برای توضیح عینیتر در مورد نوع محتوا به دو مثال میم و گیمیفیکیشن میپردازم.
میم (Meme) یک نوع زبان غیررسمی و احساسیِ بیان دیدگاههای اجتماعی است که توسط نسل نوین بکار میرود. میمها یک واحد فرهنگی یا تصویری هستند که با سرعت زیاد در فضای آنلاین منتشر میشوند. این نوع محتوا در واقع، چیزی بین طنز و اعتراض، بین غم و شوخی است که معمولاً با کمک نقد اجتماعی یا احساسات جمعی، اطلاعات فرهنگی را منتقل میکند.
جوانان و نوجوانان وقتی از نابرابری یا محدودیتها خسته میشوند، بهجای مقاله یا شعار سیاسی، یک تصویر خلاقانه با متن کوتاه منتشر میکنند که برای همه قابل فهم است.
یک میم معمولاً شامل سه بخش است:
تصویر (Visual): اغلب از صحنهای شناختهشده، کارتون، یا سکانس فیلم استفاده میشود.
متن (Caption): جمله یا دیالوگی طنزآمیز یا انتقادی.
زمینه فرهنگی (Context): چیزی که مخاطب میدونه (اتفاق سیاسی، فرهنگی، یا اجتماعی اخیر).
از نظر نسل زد میمها ابزار مهمی برای بیان اعتراض غیرمستقیم (بدون خطر زیاد)، ایجاد همبستگی جمعی و انتقال احساس مشترک با هدف ساختن روایت مستقل مردمی در برابر روایت رسمی حکومتها است.
استفاده از میم در ایران از سال ۱۳۹۸ ترند شد و در جریان اعتراضات تهیدستان شهری در آبان ماه مضامین سیاسی و اجتماعی پیدا کرد. در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، میمها پر از طنز تلخ و استعارههای بصری در واکنش به فقر، اختلاف طبقاتی یا سانسور، مانند یک سلاح نرم عمل کردند. میمهای ایرانی ترکیبی از فارسی، فینگلیش، و تصاویر بومی هستند. مثلا جوانان با استفاده از این ابزار محتوایی کانسپتهایی مانند «فرهنگ امل» vs «فرهنگ مدرن»، «لاکچری بودن» در مقابل «پول نداشتن برای اینترنت»، «بچگی با دوچرخه» vs «بچگی با پابجی و آیفون» را منتقل میکنند. در یک کلام میم؛ زبان جدید اعتراض و فرهنگ نسل Z در ایران است.
یکی دیگر از ابزارهای محتواساز و تاثیرگذار بر نسل جوان و نوجوان، بازیهای هستند. اصطلاح گیمیفیکیشن یعنی استفاده از ابزارها و مکانیزم، جنبههای زیباییشناسانه و تفکرِ بازی برای درگیر کردن انسانها، برانگیختن آنها به رفتارهای مشخص، تشویق به یادگیری و حل مسئله. مفهوم بازیسازی مدتی است که در آموزش مدرن وجود دارد. Duolingo و Minecraft دو نمونه موفق از گیمیفیکیشن هستند. Duolingo با بیش از ۵۰۰ میلیون کاربر در سراسر جهان یکی از بهترین برنامههای یادگیری زبان است که به خوبی هرچهتمامتر از تکنیکهای گیمیفیکیشن استفاده میکند.
نتیجهگیری
شبکههای اجتماعی، نسل Z و کارگران جوان را در مرکز جنگ روایتهای طبقاتی در فضای دیجیتال قرار داده است. با وجود این ابزارها، سانسور و ممیزی حاکمیت دیگر مثل سابق کارکردی ندارد. امروزه هویت و ارزشهای نسل Z را فقط سیاستهای ارتجاعی صدا و سیمای رسمی یا آموزش و پرورش رژیم اسلامی نمیسازد و کارگران جوان نیز میتوانند بدون داشتن رسانههای پرهزینه، صدایشان را به گوش همطبقهایهای خود برسانند.
شبکههای اجتماعی برای نسل Z به میدان نبرد طبقاتی و ایدئولوژیک تبدیل شده است. حکومتها و اپوزیسیونهای بورژوایی در این میدان به دنبال تاج گذاری و وکالت گرفتن از ملت یا ساختن امت مهدوی واحد و مقلدان بی ارادهی مرجع تقلید هستند. اما میان این دو نیروی بورژوایی، روایت سومی وجود دارد: روایت نسل Z. روایتی که سلطه و سرکوب و استثمار نمیخواهد؛ «نه سلطنت، نه رهبری، آزادی و برابری».
نسل Z در این میدان به دنبال ساختن «آینده» است. آیندهای که در آن سرنوشت جامعه به دست تودهها ساخته میشود و همگان در مسیر تحقق جهانی بهتر قدم برمیدارند. این آینده از جنس پادشاهی یا ولایت فقیه سرمایهداران نیست؛ از جنس همان شعاری است که در خیابان متولد شد: «زن، زندگی، آزادی».
