جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ | 03 - 04 - 2026

Communist party of iran

«دیواندره و سه دهه خاطرات» برنبشته شده با کِلکِ جان، انبانی از کلمه‌ها نیست!


عباس منصوران

تاریخ این برهه، به بیان رفیق سرفراز، ‌ابراهیم رستمی، داستان راستین و مسئولانه‌ای‌است از سه دهه‌ی پرشور، پرامید و خونبار با آرزوهای شیرین و سوخته و دوباره رسته از درون خاکستر. مبارزه‌ای سرشار از شور زندگی برای رهایی از ستم دوگانه طبقاتی -اتنیکی و شوق برای برابری و خودرهایی و خونین از آن‌سوی که با وحشیانه‌ترین شیوه به دست حکومت اسلامی، سرکوب و به خون و خاکستر کشانیده شد اما هنوز از زمین سوخته پر می‌کشد چون ققنوس و می‌روید و جوانه می‌زند چون بلوط کُه‌دنا.


ابراهیم رستمی از خانواده‌ای ستمدیده و تهی‌دست از منطقه‌ دیواندره،‌ همانند بسیاری از جویندگان کار از کردستان آواره‌ی کار در دوردست‌ها تا تهرانِ دوران شاه می‌شود، به کردستان بازمی گردد، کودکی و نوجوانی را تجربه نمی‌کند تا نان آور خانواده شود، ‌دانشسرای راهنمایی را می‌گذراند، آموزگار می‌شود و سال ۱۳۵۸ در کردستان به جنبش انقلابی‌ و مقاومت و به کومه‌له می‌پیوندد، در تجربه‌ی قدرت شورایی درمناطق آزاد کردستان در شمار سازمان‌دهندگان است. به جوله‌های سیاسی و نظامی می‌شتابد تا تهی دستان را به دانش مبارزاتی و رهایی خویش آشنا سازد. او اینک از اعضا حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان آن (کومه له) است.


سال ۶۳ مدرسه حزبی و پارتیزانی و جنگ با حکومت اسلامی و در سوی دیگر اوج یابی جنگ تحمیلی با حزب دمکرات علیه کومه‌له و حزب کمونیست ایران، شاهد جانباختن صدها رفیق از جمله رفیق رزمنده‌اش ثانیه بهرامی و اشرف پناهنده‌ها و آزاده شریفی‌ها و صدها رفیق زن سوسیالیست به دست دشمنان طبقه کارگر و بمباران‌‌ها و کمین‌های حکومت اسلامی است.


کتاب  دیواندره،‌ در سه دهه،  تاریخ رزم و مقاومت آرمان گرایان عاشقی است که در سرزمینی پرچم سرخ را برافراشتند و سوسیالیسم و برابری و رهایی زنان را سرودِ‌ خویش ساختند که ملی گرایان و کلان زمینداران و شیخ ها و بیگ‌ها و آقاها و ارتجاع و مذهب فرمانروا بودند، رستمی‌ها برخاسته بودند تا در برابر آنها و واپس‌ماندگی و ستم طبقاتی و ملی، دنیای دیگری برپا شود. تاریخ سه دهه شبانه روز در آتش و انفجار و مین و  کتاب و اعلامیه و گشت سیاسی، عاشقانه از این کوه‌پایه به آنسوی از جنوب تا شمال و شرق و غرب کردستان، آنچنان زنده و صادقانه بیان می‌شود که خوانندگان را به همراه خویش بر قایق اندیشه و رویا می‌نشاند و می‌برد تا رؤیا و همراه می‌شوی در عاشقانه‌ترین سروده‌هایی که تاریخ و آرزومندی‌های زاگرسیان رزمنده را نه روایت‌گر، که گویی زندگی می‌کنی.


تاریخ سه دهه،‌ بر خلاف بسیاری از روایتگران، به نکاتی تلخ نیز اشاره می‌کند که غمبارانه رخ دادند که نباید رخ می‌نمودند و سرزنش‌ می‌شوند، و افسوس نه به فرد بلکه ‌به یک بینش واپس‌مانده که با سنت یک جامعه مزمن بود و‌ می‌بایست زدوده می‌شد،‌ اما فرمان به خشونت و خون داده شد تا جان عاشقی در هم کوبیده شود. این اشاره‌ها به باورم از برجستگی‌های تاریخ سه دهه که تاریخ سی دهه می‌تواند باشد.


تمامی برگهای نزدیک به هزار صفحه‌ای این تاریخ،‌ مسئولانه با مراجعه به رفقای بازمانده مستند شده، همراه با به یادماندنی‌ترین نگاره‌‌های رفقای زن و مرد و مکان‌ها و روستاها و پایگاه‌ها و مقرها و سنگرها تا جاودانه‌گی‌اشان را در تاریخ به ثبت رسانیده و برای پردازش راستگویانه‌ی این تاریخ‌نامه، سفرها کرده و تلاش ورزیده تا هرچه مسئولانه‌تر رخدادها را به‌ کتاب آورد.


از تسخیر صدها پایگاه دشمن گرفته تا آزادسازی گستره‌‌ای پهناور، مستند سازی شده که همه‌ی باشندگان فرودست اما دلاور روستاهای کار و زندگی و امیدهای سوخته و برآمده، به ‌سان قهرمانان آن بوده‌ و باشند و همه‌ی پارتیزان‌‌ها که پیشمرگه‌‌‌های رهایی بودند، پیشتازان آن. در این تاریخ، افراد، قهرمان نیستند،‌ همه‌ی رزمندگان در انقلاب و بهاری درخون نشسته، بالنده و پرورانیده می‌شوند تا با خودیابی و خیزش برای تعیین سرنوشت خویش در مناسباتی که از ستمبری و خواری و بهره‌کشی نشانی نباشد در شادی و غم شریک همدیگر و شورایی باشند.


ثبت و مکتوب‌گری تاریخ این دوره با پردازش ابراهیم رستمی که وظیفه‌ی آنرا از سوی هزاران رفیق جانباخته و شاهدان زنده و خانوداه‌هایی میلیونی در کردستان و دیگر رزمندگان سوسیالیست پیوسته به این جنبش در سنگر خونین کردستان به گونه‌ای ستودنی، وظیفه مندانه به انجام رسانیده. این وظیفه، ‌مسئولانه و وفادارانه به رفقای هم رزم و ستمت‌ستیزان دیاری سربلند دستاوردی ارزنده و در خور سپاس است که نسل‌‌ها از‌آن برخوردار خواهند شد.


با دریغ و صدها بار دریغ، رخدادها،‌ عملیات، شکست‌ها و پیروزی‌ها، آزمون و خطاها و فاجعه‌ها و شکوهمندی‌های، تاریخ این سه دهه و اینک با ورود به دهه‌ی‌پنجم این تاریخ سرشار از فراز و نشیب اگر در کومه‌له و حزب هیچگاه به ارزیابی،‌ و نقد و کشف گرفته نشد،‌ دستکم  اینک با مرور این تاریخ و دیگر تاریخ‌نگاری‌های دیگر نگاره‌ندگان باید مورد ارزیابی  قرار گیرد. این مسئولیت به عهده‌ی هر انسانی است که دل در گرو انسان دارد. کمتر کسی از رده‌ی مسئولان زحمت حتا پرداختن به یک عملیات و آزمون و خطاها به خود داد، چه رسد به ارزیابی و تحلیل حماسه ای همانند مقاومت در کردستان.


این تاریخ برنبشته شده با کِلکِ جان، انبانی از کلمه‌ها نیست، بل‌که ‌زندگی و یاد و نجوا و بیان هزاران جان‌ شیفته است. و از همین روی گرامی و اگر قرار است  کرشمه‌ی کلام را به کار بریم، کاریسما در پیکره‌ی جمعی و هویت انسان  سوسیالیست اندیش. این است که باید هنگام مرور این حماسه‌گران، گویی در حضورشان در زنجیره‌های زاگرسِ لاله گون، نان را همسفره می‌شوی و فشنگ و نارنجک و عشق را برای رزم رهایی تقسیم می‌کنی. در این سفر سرشار از آزمون و تجربه و یادها است که همسفره و همراه می‌شوی با هزاران جان برکف و رزمنده که سوداگران راه و همراهان و هم پیمان‌هایی‌اند تا جان و هستی خویش و هرآنچه را که در کف اخلاص،‌ در دل و اندیشه‌ی بی خش  و زنگار دارند به مبادله بگذارند تا رهروی راهی باشند  تا برابری و اشتراک و خودگردانی شورایی و سوسیالیسم را در برابر، برای همه‌گان به بار آید. جغرافیای دیواندره دانشگاهی است به گستره‌ی یک منطقه در دامنه‌ی زاگرس با سه دهه شبانه روز مبارزه،‌ که فراگیری و مرور درس‌ها و تجربه‌ها و داستان‌هایش نه تنها درس‌‌آموزی برای کردستان‌ها بلکه برای سراسر ایران و آنانکه به زبان فارسی می‌‌خوانند نیز و بلکه باید کتاب مرجعی برای انسان‌هایی باشد که به مبارزه علیه ستم طبقاتی می‌اندیشند و به پراتکی می‌پردازند.


دیواندره و سه دهه خاطرات، سرایشی است زیبا،‌ آموزنده  که در هر برگش می توان رئالیسم بی مانندی را دریافت و زیست، همراه و در کنار رزمندگانی با هزاران نبرد تن به تن، پارتیزانی، مبارزه و محاصره، دلاوری، عشق، فداکاری، رفاقت و شجاعت که با آگاهی همراه،‌‌ و فضیلت‌مندانه به سوی سوسیالیسم، شادی،‌ زیبایی و رفاقت به اشتراک،‌ پیام این تاریخ است.

۱۹ تیرماه ۱۴۰۱

اشتراک در شبکه های اجتماعی:

تگ ها :

ديواندره