جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴ | 20 - 02 - 2026

Communist party of iran

در چهلم جانباختگان اعتراضات دی ماه؛ دانشگاه ها از جان‌باختگان تجلیل کردند

روز ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، هم‌زمان با فرارسیدن چهلم جان‌باختگان حوادث خونین
دی‌ماه، دانشگاه‌های ایران بار دیگر به صحنه‌ی اعتراض و دادخواهی بدل شدند؛
اعتراض‌هایی که یک ویژگی مشترک داشتند: ردِ عادی‌سازی و تأکید بر ادامه مبارزه.
در حالی که در بسیاری از دانشگاه‌ها مدیریت‌ها کوشیدند با انتقال کلاس‌ها به فضای
مجازی تصویری از روال عادی بسازند، دانشجویان با تحریم هماهنگ کلاس‌ها،
بیانیه‌ها، تجمع‌های دانشگاهی و حضور در مراسم‌های یادبود، نشان دادند که
دانشگاه—در بزنگاه‌های تاریخی—نه فقط محل درس، که میدان حافظه، مقاومت و
مطالبه‌گری است.
در شیراز، دانشجویان دانشکده دامپزشکی دانشگاه شیراز با تحریم هماهنگ کلاس‌های
آنلاین، سیاست عادی‌سازی را مستقیماً نشانه گرفتند. آنچه رخ داد، صرفاً غیبت فردی
از کلاس نبود؛ نوعی نافرمانی مدنی جمعی بود که در متنِ کوتاه اما مشترکِ دانشجویان
در چت‌باکسها شکل بیانیه به خود گرفت: به حرمت خون هم‌وطنان، از شرکت در کلاس

معذوریم. همین جمله، کلاس مجازی را از کارکرد آموزشیِ معمول خارج کرد و آن را به
صحنه‌ی اعلام موضع و همبستگی تبدیل ساخت.
در بیرجند، دانشجویان دانشگاه صنعتی بیرجند با صدور بیانیه‌ای برای چهلم
کشته‌شدگان دی‌ماه، بر پیوستگی یاد و مطالبه انگشت گذاشتند: خون با گذر زمان
بی‌رنگ نمی‌شود… درد با سکوت التیام نمی‌یابد… و حقیقت با انکار از میان
نمی‌رود. در این بیانیه، نامِ سورنا رباط‌جزی—دانشجوی مهندسی
کامپیوتر—به‌عنوان یکی از چهره‌های به‌یادماندنی این روزها ذکر شد؛ نشانه‌ای از
آن‌که دانشجویان، چهلم را نه پایان سوگ که تداومِ یک عهد می‌دانند.
در مشهد، دانشگاه فردوسی یکی از کانون‌های برجسته‌ی تجمعات بود. دانشجویان
دانشکده مهندسی در مراسمی یادِ محمدمهدی سالاری و پارسا صفار را گرامی داشتند و
هم‌زمان در صحن دانشگاه تجمع و شعاردهی شکل گرفت. شعارهایی مانند دانشجو
بیدار است، از قاتل بیزار است، هر یه نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه، «دانشجو داد
بزن، حقتو فریاد بزن و آزادی، آزادی فضای دانشگاه را به میدان اعتراضِ علنی بدل
کرد؛ اعتراض‌هایی که در آن، یاد جان‌باختگان با مطالبه‌ی آزادی و نفی خشونت
دولتی گره خورده بود. در همین شهر، در چهلم فائزه حسین‌نژاد—دانشجوی مامایی
دانشگاه آزاد مشهد—نیز شعار هر یه نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه به‌عنوان یکی از
پرطنین‌ترین شعارهای دادخواهی تکرار شد.
در تهران، دانشجویان دانشگاه علم و فرهنگ در بیانیه‌ای با لحنی تندتر، چهلم را به
“انقلابمان برای حق زندگی” پیوند زدند و نوشتند که صدایشان را بلندتر می‌کنند تا
“زندگی” را از بند دیوصفتان جانی آزاد کنند. در دانشگاه شهید بهشتی نیز جمعی از
دانشجویان دانشکده علوم زیستی و فناوری با تأکید بر این‌که جای دانشجو زندان
نیست، تحریم کلاس‌ها را به‌عنوان کنشی سیاسی و اخلاقی صورت‌بندی کردند و گفتند:
حضور عادی در کلاس‌های درس در شرایطی که هیچ‌چیز عادی نیست، خیانت به خون
پاک جانباختگان و چشم بستن بر مظلومیت همکلاسی‌های دربندمان است.
در رشت، بیانیه‌ی دانشجویان دانشگاه آزاد رشت با تمرکز بر مطالبه‌ی مشخص آزادی
زندانیان سیاسی، به‌ویژه دانشجویان بازداشت‌شده، منتشر شد. این بیانیه با زبانی
حقوقی‌تر یادآوری کرد که دانشگاه جای اندیشه، نقد و گفت‌وگو است و برخورد امنیتی
با مطالبات مدنی، نه تنها بحران را حل نمی‌کند، بلکه شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌سازد.
محور اصلی این متن، دفاع از حقِ اظهار نظر و اعتراضِ مسالمت‌آمیز و پایان‌دادن به
چرخه‌ی بازداشت، محرومیت و تهدید دانشجویان بود.
در اصفهان، دو بیانیه بازتاب وسیعی یافت. دانشجویان دانشگاه اصفهان در متنی
شاعرانه و سیاسی، یادآوری کردند که چهل روز پیش… به پا خواستیم و مسئولان
دانشگاه را به‌خاطر سکوت در برابر وضعیت جامعه، بی‌توجهی به حقوق دانشجویان

معترض و زندانی، و تلاش برای عادی‌سازی از طریق کلاس‌های مجازی محکوم
کردند. آنان اعتصاب در کلاس‌های مجازی و همبستگی با دیگر دانشگاه‌ها را سخنِ
این‌بار دانستند و نوشتند: ما دیگر سکوت نخواهیم کرد؛ زیرا دادِ مادران، پایانِ سکوت
است و حضور، از مزارها آغاز می‌شود. در کنار این، دانشجویان دانشگاه علوم
پزشکی اصفهان نیز با جمله‌ای کوتاه اما پرمعنا یادآور شدند: «حقیقت را نمی‌توان در
سردخانه‌ها بایگانی کرد.»
در یاسوج، سوگنامه اعتراضی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یاسوج به زبان
صریح‌تری رسید: کشتن جوانان این سرزمین نه نظم است، نه امنیت و نه قانون؛ بلکه
تنها قتل آینده است. این جمله، عصاره‌ی آن خشم و اندوهی است که در بسیاری از
دانشگاه‌ها و شهرها جاری بود: سوگ، به نقد ساختار سرکوب پیوند می‌خورد و مرگ
جوانان، به‌عنوان نابود کردن امکانِ آینده، معنا می‌شود.
در شهسوار، سخنان مادر سورن گلگون در مراسم چهلم فرزندش—سورنا، نوجوان
۱۸ ساله و دانشجو—به یکی از روایت‌های پرانعکاس این روزها تبدیل شد. او گفت:
سورنا بر دشمن پیروز شد؛ پیروزی‌ای که نه در معنای بازگشتِ جان، بلکه در رسوا
کردنِ قاتل و رساندن صدا به گوشه‌گوشه جهان تعریف می‌شود. این لحن، همان
روحیه‌ی دادخواهیِ مادران را نشان می‌داد؛ دادخواهی‌ای که از سوگ عبور می‌کند و
به مطالبه‌ی حقیقت و عدالت بدل می‌شود.
در کرمانشاه نیز مراسم زنده‌یاد دانیال دیانی—دانشجوی حقوق دانشگاه رازی—با
شعارهایی چون آزادی، آزادی، آزادی و مرگ بر خامنه‌ای همراه شد؛ شعاری که نشان
می‌دهد در برخی نقاط، یادبودها بلافاصله به کنش سیاسیِ آشکار پیوند می‌خورند و
مراسم، به صحنه‌ی بیان مستقیم خشم عمومی تبدیل می‌شود.

اشتراک در شبکه های اجتماعی: