در چنین روزهایی اواخر تیر ۱۴۰۰، در پی افزایش ناگهانی دشواریهای ناشی از کمبود آب، قیام تشنگان شروع شد!
چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۴

درچنین روزهایی اواخر تیر ۱۴۰۰، در پی افزایش ناگهانی دشواریهای ناشی از کمبود آب در چندین نقطه از جمله هورحویزه (هورالعظیم) که منجر به تشدید تلف شدن آبزیان و دامها و خشکی زمینها و نابودی محصولات کشاورزی شده بود، قیام مردم عرب آغاز گردید که به نامهای #انتفاضه تموز و #قیام تشنگان معروف شد.
از ابتدای ماه تاثیرات کمبود آب و خشکاندن زمینها در نتیجه تاسیس سدها، پروژههای انتقال آب و کشت صنعتی آب بر، در نقاط مختلف بروز پیدا کرد وموجب تشنگی دامها و دشواریهای جدی برای مردم این منطقه شده بود. در تاریخ ١٧ تیر خلف مهلهل، کشاورز و شیخ عشیره مراونه به همراهی عدهای از روستائیان جهت اعتراض به سازمان آب و برق استان خوزستان رفتند و او با اشاره به اقدامات دولت که موجب راندن ایشان از زمینهایشان می شود گفت: «اینجا وطن ماست. از آن کوچ نخواهیم کرد.» همچنین روز جمعه ١٨ تیر ، بازدید عدهای از فعالین محیط زیست و خبرنگاران از سد کرخه، منجر به درگیری مدیرعامل این سد با ناصر عبیات یکی از فعالین عرب شد.
روز شنبه ١٩ تیر در پی فراخوانی برای تجمع اعتراضی ملت عرب در مقابل ساختمان استانداری شهر اهواز، جمعیتی در اعتراض به بی آبی و بنای سدهای متعدد و سیاستهای عرب ستیزانه گردهم آمدند و با شعار «کلا کلا لتهجیر» (نه به کوچ دادن) به سیاستهای تغییر بافت جمعیتی معترض شدند.
پس از این تجمع شماری از معترضین از بازداشت شدند اما روز بعد از آن تجمع دیگری در خفاجیه (سوسنگرد) و روزهای بعد اعتراضاتی در حمیدیه و اهواز و معشورو بستان و محمره درگرفت و شب ۲۴ قیامی با بستن جادهها از سمت مردم و تیرانداری هوایی و شلیک گاز اشک آور از سمت نیروهای امنیتی آغاز شد. شب ٢۵ ام نیروهای امنیتی به روی مردم آتش گشودند که منجر به کشته شدن مصطفى نعيماوى(عساكره) در فلاحیه ( شادگان) و قاسم خضيرى(ناصرى) در کوت عبدالله در جنوب شرقی شهر اهواز شد و تعدادی نیز مجروح و در بیمارستان بستری و عده ای بازداشت شدند. با ادامه اعتراضات، موجی از بازداشتهای گسترده بین شهروندان و فعالین عرب خصوصاً آنهایی که سابقه حبس یا حضور در تظاهراتی را داشته اند، آغاز شد.
در چهارمین شب اعتراضات در ٢٧ ام تیر ماه، خشونت ماموران مسلح و خشم مردم هم شدت یافت و از ٢٨ ام با افزایش بازداشتها برخی از روستاها به طور کلی محاصره شدند. ٢٩ تیر حمزه فریسات در حی الثوره اهواز با تیر مستقیم کشته شد. در این روز که روز ششم اعتراضات بود، مردم شهر ایذه نیز به خیابان آمدند و پس از آن در شهرهای مسجدسلیمان، رامهرمز، بهبهان، اندیمشک، شوشتر، هویزه، شادگان، حمیدیه، خرمشهر، بستان، دزفول، یزدان شهر، شاهینشهر، الیگودرز، کرمانشاه، گناوه، تهران، تبریز، بجنورد، سقز، فردیس، کرج تظاهرات بسیاری علیه حکومت و همچنین در همبستگی با مردم «خوزستان» با شعار های «الشعب یرید اسقاط النظام»، «آذربایجانا اویاخدی، خوزستانا دایاخدی»، «آبان فرزند ندارد، خوزستان آب ندارد»، «الشط عطشان یرید مای»، «مرگ بر ستمگر، درود بر کارگر» برگزار شد.
بسیاری از فعالین و معترضین اما به طرق مختلف و در بیانیهها و نوشتههایشان، این اشاره مکرر به عنوان خوزستان را بدون اشاره به هویت عرب و نیز خلاصه کردن مساله به کمبود آب را، نادیده گرفتن یکی از ابعاد اصلی این قیام دانسته و مبارزه خود را نه تنها برای مساله آب بلکه علیه تغییر بافت جمعیتی، سلب مالکیت زمینها و ستم ملی، نژادی و ساختاریئی میدانند که سرزمین و مردمشان را نابود کرده است. آنها با وقوف به جریان نژادپرستی که صدای عرب را بایکوت میکند و آنها را تجزیه طلب میداند، خواستار حق تعیین سرنوشت ملت عرب در این منطقه هستند.
@TarTaKar
