جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ | 03 - 04 - 2026

Communist party of iran

در سمینار حضوریِ “خیزش انقلابی ایران، چشم اندازها و نقش زنان و طبقه کارگر” چه گذشت؟


ع ا – لندن

« نقد نباید از نتایج خود بهراسد.»

این جلسه که از  سوی اداره کننده ی آن صمد،  تا پایان، سمینار نامیده شد زیر نام  و زیر نام “همبستگی با مبارزات مردم ایران” با شرکت مریم نمازی- فعال حقوق زنان، نسرین ابراهیمی – راه کارگر، صلاح مازوجی- حزب کمونیست ایران و رحمان حسین زاده- حزب کمونیست کارگری (حکمتیست)  در روز شنبه چهاردهم ژانویه از ساعت 5 بعد از ظهر تا 10 شب در دو بخش: بخش نخست صحبت سخنران ها و در بخش دوم با بحث و پرسش و پاسخ ادامه داشت. بنا بر اعلام، سمینار به وسیله شبکه های اجتماعی نیز پخش می شد.

سمینار، به دلیل نا دقیق بودن تم و عنوان آن، آن­گونه که از یک گروه هم اندیش و هم کنش انتظار می رفت، به ارائه دستاوردها، نیازها،  توان و توازن و درجه ی سازمان یافتگی نیروهای درون آن و مهمتر از همه، بنمایه ها و رادیکالیسم مطالبات و نیز گستردگی جغرافیای آن، جهانی شدن شعار محوری ” زن، زندگی، آزادی”  – که بیش از دو دهه به کردهای منطقه محدود بود،- و نیز دیگر تفاوت های این خیزش انقلابی که به راستی اولین انقلاب نوین در ایران و، شاید، منطقه است که  قرن پانزدهم (1401) با آن آغاز می شود؛ به مثابه ی روند (روندهایی) که هنوز ادامه دارند، نپرداخت. خیزشی که در راه دراز و دشوار خود تا پیروزی و تحقق اولین استراتژی تعریف شده اش، یعنی، اسقاط و از سر راه بر داشتن جمهوری اسلامی به صورت “موضوعی و موضعی”  ادامه خواهد یافت.


وفا داری به موضوع سمینار در سطح تحلیل و تبیین در بخش نخست، یعنی، “خیزش انقلابی ایران،…” حتا در حد انتظار حاضران صورت نگرفت. در باره ی  چشم اندازها و نقش طبقه  کارگر و زنان، تصویر و تحلیلی از وضعییت و موقعیت نیروها عموما، و در این چهار ماه خصوصاً به دست داده نشد و بالطبع در باره ی راهکار و برنامه ای عملی نه برای جنبش انقلابی مردم در داخل و نه برای ما – که همبستگی با و پشتیبانی از این خیزش و انعکاس صدای آن ها در خارج اولویت ما است، – بحث و گفتگو نشد. نمی توانست بشود. بیشتر وقت و بحث  فقط معطوف به تأکید بر ضرورت تقابل تهدید انقلاب از سوی نیروی راست، و بطور مشخص سلطنت طلبان، متمرکز بود. در همین زمینه هم سیاستی تنظیم شده و روشن، عملی و مؤثر- که بتواند  به دو گانه سازی ( دو قطبی کردن اپوزیسیون) پایان دهد و یا کم رنگ کند – مورد بحث و بر رسی قرار نگرفت، که هیچ بلکه، به دوگانه سازی رادیکال و فراموش شدن هدف اصلی یعنی، از پا در آوردن جمهوری اسلامی هم منجر شد.

فاصله گرفتن از تم یا موضوع سمینار به گمان من از آن جا آغاز شد که دو استراتژی به جای این که هریک از آن ها در جای خود مورد گفتگو و تفاهم قرار گیرد، با هم در آمیخت. و نتوانست به برنامه ی مشترک سیاسی (ائتلاف) بین چپ و نیروهای مترقی و دموکرات علیه استبداد مستعد فرو ریختن – که از همه سو زیر ضرب نیروهای انقلاب قرار دارد- بینجامد. و از همه مهم تر توده ها زحمت کش و میانی زیر سلطه و تبلیغات بورژوازی و راست رها نباشند.

از سوی دیگر حتا به ضرورت بستر سازی برای گفتگو بین نیروهای چپ هم سو و همگرا که سال ها است که از پراکندگی و آفت انشعاب رنج می برند کوچکترین اشاره ای نشد.

نماینده ی حزب کمونیست کارگری (حکمتیست) در بخش دوم همراه با حس و صدایی قوی بر ” “کسب قدرت سیاسی” در همین مقطع اصرار و تأکید داشت بی که بر نیروهای مادی و ابزار لازم برای تحقق این ادعا  هیچ اشاره ای کرده باشد. تا آنجا که در بحث او مفروض بود حزب متبوعش  به تنهایی می خواهد و مدعی است که می تواند به نمایندگی از طبقه ی کارگر – بدون بیان طول فاصله ای که با طبقه ی کارگر دارد-  به تنهایی و بی مشارکت دیگر نیروهای اجتماعی، پروژه ی “تصرف قدرت سیاسی” را به سر انجام برساند.

تجربه ی تاریخی و تحلیل مشخص از شرایط مشخص ایران و جنبش انقلابی کنونی نشان می دهد که در همین مرحله و مقطع در ایران به عنوان کشوری متکثر با کشف فرایند هویت ملی مرکب و “متابولیسم جمعیتی ” مشخص، نیروهای اجتماعی از حوزه های مدنی متنوع و متعدد، فعالانی در میدان و زندان ها و خیابان هستند که برای خواست ها و مطالبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روشن مثل تأمین و تضمین حقوق فردی و اجتماعی – و در رأس آن ها مشارکت برابر و آگاهانه و آزادانه در اداره ی امور خود و جامعه (دموکراسی) مبارزه می کنند و با استفاده از تمام قدرت و ظرفیت در سامانه ها ی ارتباطی در حوزه ها و عرصه های مختلف رو در روی دیکتاتوری ایستاده اند؛ کنش گرانی که به قدرت خود آگاهند و شعار ” جمع ما قدرت ما است” تبلور اراده و اعمال آگاهانه ی قدرت و تشکل نسبی  آنها برای تأمین و تضمین مشارکت برابر جامعه در ساختمان آینده ی آزاد و دمکراتیک ایران است. در تحلیل جنبش انقلابی- که بیش از صد و بیست روز از آن می گذرد، و از این پس در شکل روندهای موضوعی و موضعی ادامه خواهد یافت، – در سمینار غیاب داشت. در حالی که انکار وجود نیروهای در گیر در روند انقلاب نوین جاری، علاوه بر تجزیه ی نیروهای حاضر در میدان، خطرها و تهدیدی جدی بر سر راه  انقلاب قرار دارد.

بر خورد اراده گرایانه و ادعای کسب قدرت سیاسی با تکیه بر ظرفیت و قدرت یک حزب، و حتا یک طبقه، نیابتی و وکالتی دیدن انقلاب و انحصار قدرت متمرکز آینده و اعمال آن برای ایجاد مانع های جدی بر سر راه تقسیم قدرت و تأمین و تضمین مشارکت نیروهای اجتماعی در یک جامعه ی متکثر آزاد و دموکراتیک است که بر آزادی های پایه ای انسان بنا شده است؛ امری که در صد سال گذشته مردم ایران بارها برای آن به پا خواسته و شکست خورده اند.

کمونیست ها و سوسیالیست و آنارشیست ها و تمام نیروهای ملی و دموکرات  تاریخاً موظف اند در این روند تقسیم و نهادینه کردن قدرت در کل جامعه (اجتماعی کردن قدرت) پیشقدم باشند. بویژه که هنوز در نیمه نخست پیروزی یعنی، “واژگونی دیکتاتوری” و تند پیچ گذر و گذار از آن هستیم.

به گمان من اگر موضوع سمینار مانند گذشته کلی و کلیشه وار نبود، شاید سخنرانان می توانستند بیشتر و دقیق تر  به روند جنبش انقلابی نوین بپردازند و نیروها، شعارها و  گسست و پیوست آن با حرکت های اعتراضی خونین دست کم دهه نود و ویژگی ها و خصوصیت ها و خصلت ها، قوت ها و کاستی های آن ها بپردازد و در پرتو تحلیل آن مبارزات و اعتراضات “نقش ما به عنوان نیرو/ نیروهای موجود”  را تعریف و تبیین کند و برنامه و راهکاری قابل اجرا پیش روی اپوزیسیون چپ و زنان و کارگران و دیگر طبقات در گیر در روند انقلاب جاری قرار دهد. انقلابی که با همه ی دستاوردهای اش اما، از درون و بیرون با خطرات جدی رو به رواست.  

در پایان بر این باورم که اگر پایه سمینارهایی از این دست بر تحلیل همه جانبه ی شرایط مشخص جامعه قرار گیرد و ضرورت های هر مرحله و مقطع درک شود، راهکار و سبک کار و ساختاری مناسب و متناسب و منعطف از آن استنتاج و استنباط می شود و ما در کنش نه گرفتار چرخه ی معیوب تکرار خود می شویم! نه از هم و هدف دور می افتیم و نه دست خالی همدیگر و سالن را ترک می کنیم!

23/01/16

ع ا – لندن*  نویسنده، فروتنانه، از هر گونه نظر اعم از  نقد و  تکمیل و تصحیح استقبال می کند. و باور دارد که  بازنگری در “سبک کار” گذشته، در این بزنگاه تاریخ، یک ضرورت است. به غلبه بر پراکندگی، به فرا رفتن از گروه فشار، به گفتمان سازی بلوک چپ و سوسیالیستی و  تبدیل شدن به یک جریان نیرو مند اجتماعی (آلترناتیو) بیندیشیم. ما می توانیم “خورشید را بجنبانیم” اگر خود را فتح کنیم

اشتراک در شبکه های اجتماعی: