در روز پیشمرگ کومهله یاد رفیق سعید معینی اولین پیشمرگ جانباخته کومهله را گرامی میداریم!
سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲
مدیریت سایت

45 سال قبل، در روز 31 خردادماه سال 1357، سعید معینی قهرمان مقاومت در شکنجهگاههای رژیم شاه، از کادرهای برجستۀ کومهله، 8 ماه قبل از سقوط رژیم شاه، در نبرد با نیروهای رژیم جنایتکار عراق، در اطراف شهرک «ماوَت» در کردستان عراق جانباخت.
سعید معینی که خانواده و دوستانش او را «خانه» صدا میکردند، انسان وارستهای بود که همۀ زندگی خود را وقف خدمت به مردم زحمتکش و محروم و مبارزه در راه آرمان رهایی آنها نمود.
او در سال 1329 در یک خانوادۀ سیاسی و سرشناس شهر مهاباد متولد شد. پدر او از وزرای کابینۀ «قاضی محمد» در جمهوری خودمختار مهاباد در دورۀ جنگ جهانی دوم بود و دو برادرش سلیمان و عبدالله معینی در صفوف مبارزۀ مسلحانۀ سالهای 1346 و 1347 کردستان ایران جانباخته بودند.
رفیق سعید معینی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهرستان مهاباد به اتمام رساند و سپس برای ادامۀ تحصیل وارد «مدرسه عالی بازرگانی» تهران شد. تحصیل در این مدرسه با آرزوهایی که وی در سر میپروراند، خوانایی نداشت. او مبارزه در راه تحقق جامعۀ سوسیالیستی را هدف زندگی خود قرار داده بود. موقعیت تحصیلی جدید برای وی پوششی بود برای پیگیری آرمانهای سیاسیاش. اوقات او بیشتر در محلات کارگرنشین شهر تهران و مراکز کارگری اطراف این شهر سپری شد. حاصل این تلاش وی، پیوند عمیقی بود که با شمار نسبتاً زیادی از کارگران پیشرو برقرار کرده بود. این روابط بعد از پیوستن رفیق سعید به صفوف کومهله، به گسترش چشمگیر فعالیتهای کومهله در تهران منجر گردید.
وی در فصل تابستان به مهاباد برمیگشت و از این فرصت نیز برای برقراری ارتباط با کارگران و مردم زحمتکش در شهر و روستا، استفاده میکرد. اینک دیگر «خانه»ی عزیز به چهرهای محبوب در میان مردم زحمتکش شهر و نواحی اطراف مهاباد تبدیل شده بود. صمیمیت و سادگی رفتار، زبان ساده و دلچسب، چهرۀ خندان و روحیهبخش و شور و شوق انقلابی، همۀ اینها در کنار درک عمیق از سوسیالیسم علمی، از سعید معینی چهرۀ درخشانی برای آیندۀ جنبش کمونیستی ایران ساخته بود.
از سال 1354 او دیگر یک مبارز سیاسی حرفهای بود. در همین سال بود که به وسیلۀ پلیس سیاسی رژیم جنایتکار شاه در پارک شهر تهران به طور تصادفی و در حالی که جزوۀ دستنوشتهای به همراه داشت دستگیر شد. مدت 18 ماه تحت شدیدترین شکنجههای جسمی و روحی قرار گرفت. اما با ارادۀ محکم و پولادین در مقابل همۀ این فشارها قهرمانانه ایستادگی کرد و پاسخی را که روز اول به مزدوران رژیم شاه داده بود، روز آخر هم همان را تحویلشان داد، «دست نوشته را در پارک پیدا کرده ام،همین!»
بازجویان و شکنجهگران نه نام کسی را از او شنیدند و نه به تعلق تشکیلاتی او پی بردند. به دنبال این مقاومت طولانی و سرسختانه، سعید معینی به عنوان یکی از مقاومترین انقلابیون نزد زندانیان سیاسی ایران شهرت یافت.
رفیق سعید معینی بعد از آنکه ساواک رژیم شاه نتوانست کوچکترین اطلاعات سیاسی و تشکیلاتی از او به دست آورد، در مردادماه سال 1356، پس از دو سال و چند ماه از زندان آزاد شد. او بلافاصله با تشکیلات کومهله تماس گرفت و فعالیت و مبارزۀ کمونیستی و انقلابی خود را تداوم بخشید. مدتی را در تهران در شرکتهای ساختمانی به کارگری پرداخت و بسیاری از ارتباطات پیشین خود را پی گرفت. در همین دوره بود که رهبری کومهله تصمیم میگیرد که با «اتحادیۀ میهنی کردستان عراق» ارتباط برقرار کند. رفیق سعید کاندید برقرار کردن این ارتباط میشود، زیرا وی چهرۀ سرشناسی بود که در نخستین قدم میتوانست اعتماد رهبری اتحادیۀ میهنی را جلب کند، و کار ارتباط آسانتر میتوانست پیش برود. سعید معینی با شور و علاقه عازم کردستان عراق شد و به اولین واحد پیشمرگ اتحادیۀ میهنی در نزدیکی مرز پیوست. قرار بود که از طریق این واحد، به محل استقرار رهبری اتحادیۀ میهنی که در آن هنگام در کوهستانهای «قَندیل» مستقر بود، رسانده شود، اما بعد از مدت کوتاهی، این واحد در منطقۀ ماوَت مورد حملۀ نیروهای ارتش عراق قرار گرفت، و رفیق خانه معینی در جریان نبرد و مقاومت سختی که روی داد، جان خود را در راه آرمانهای والایش فدا نمود.
راهی که رفیق رزمنده و کمونیست سعید معینی به عنوان نخستین پیشمرگ کومهله پیمود، راهی شد که در دل جنبش انقلابی مردم کردستان، هزاران زن و مرد کارگر و زحمتکش جامعه، هزاران رزمندۀ کمونیست، رهرو پیگیر و ثابت قدم آن گشتند.
31 خرداد روز جانباختن رفیق سعید معینی اولین پیشمرگ کومهله، در تاریخ جنبش انقلابی کردستان به عنوان «روز پیشمرگ کومهله» نامگذاری شده است. این روز به یادمان میآورد که از زندگی و مبارزات سعید معینی و تمامی جانباختگان راه سوسیالیسم، درس وفاداری صادقانه و آگاهانه و رابطۀ فشرده و صمیمانه با کارگران و زحمتکشان را بیاموزیم و این پیوند را روز به روز مستحکمتر نماییم. رفیق سعید بر بنیاد چنین پشتوانهای بود که توانست 18 ماه شکنجۀ شدید و مداوم دژخیمان رژیم شاه را تحمل کند و دم برنیاورد و همچون کوهی استوار در میدان مبارزه علیه سرمایهداری و سرکوب و ستم و بیعدالتیهای این نظام ایستادگی کند.
یاد و خاطرۀ فداکاری و مبارزات رفیق سعید معینی را با ادامۀ راهش گرامی می داریم!
