دربارهی کمیتهها و شبکههای مخفی مبارزه!
پنجشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۱
نیما مهاجر
با شروع خیزش انقلابی ژینا مبحث سازماندهی و سازماندهی مخفی با تب و تاب بیشتری دنبال میشود. خیزش تودهای «ژن ژیان ئازادی» اگر چه خصلتهای مستقل و ویژهی خود را دارد اما از خواستگاه مشترک با خیزشهای قبلی نیز مبرا نیست و تکامل شکل سازماندهی در این دوره به تجارب گذشته متکی است. نویسنده در ۲۶ بهمن ۱۴۰۰ مطلبی تحت عنوان «جزوهی بهار» منتشر کرد که تلاشی بود در جهت تقویت وجه متشکل خیزشهای تودهای در مقابل وجه خودانگیختگی این خیزشها. مطالعهی این جزوه را به رفقا پیشنهاد میکنم. اخیرا شاهد بحث سازماندهی به شکل نسبتا منسجمی در «نشریهی ستیز» هستیم. به همین دلیل تصمیم گرفتم دیدگاه خود را در مورد اشکال مختلف سازماندهی مخفی، نیمهمخفی و علنی در این نشریه به اشتراک بگذارم، هر چند در مطالب قبلی که در آرشیو سایت آزادی بیان قرار دارد نظر خود را مفصلتر مطرح کردهام. مسئلهی سازماندهی بیش از هر چیز به شکل حاکمیت سرمایه و توازن قوای موجود در جامعه بستگی دارد. شکل استبدادی حاکمیت جمهوری اسلامی و سلطهی بیش از صد سال استبداد شاه و شیخ امکان تبلیغ، ترویج، آموزش، آگاهی بخشی، کادرپروری و تشکلیابی آزادانه را از کمونیستها گرفته است، این شرایط توازن قوا را به سود طبقهی حاکم و به زیان کارگران و زحمتکشان رقم زده است. به همهی اینها تحمیل فقر و سرکوب و تحمیق و فریب از سوی بورژوازی را هم بیافزایید. در کنار این واقعیت نباید فراموش کرد که مشعل مبارزهی طبقاتی هیچگاه خاموش نشده و همچنان بر افق و آمال ستمدیدگان نور میتاباند. جامعهی ایران علاوه بر خیزشهای انقلابی فرودستان شاهد مبارزات سازمانیافته در چهارچوب جنبشهای مطالباتی کارگران، معلمان، بازنشستگان و… بوده است. مخصوصا معلمان و اخیرا بازنشستگان نشان دادهاند که سازماندهی تشکلهای مستقل و اعتراضات سراسری حتی زیر چکمههای استبداد هم غیر ممکن نیست. کارگران نیز در بازههای زمانی مختلف اعتصابات گستردهای را در بخشهای فولاد، نیشکر، پتروشیمی و نفت سازمان دادهاند اما همچنان از فقدان هماهنگی سراسری رنج میبرند.
همهی این مبارزات و بعضا (در مورد معلمان) سازماندهیهای حول آن به صورت علنی به حکومت سرمایه تحمیل شده است. با این حال با توجه به توازن قوای موجود و شکل استبدادی و سرکوبگرانهی حکومت که هیچگونه حق اعتراض، اعتصاب، تشکلیابی و آزادی بیان و نشر عقاید را به رسمیت نمیشناسد همچنان سازماندهی مخفی از اهمیت بالایی برخوردار است. خصوصا زمانی که پلیس سرمایه آگاهانه به دنبال شناسایی و ازکارانداختن عناصر آگاه و سازمانده در صفوف کارگران و دیگر مزدبگیران است. در جریان انقلاب ژینا پیشرفتهای موثری در سطح سازماندهی مخفی زنان و مردان در محلات، مدارس، دانشگاه و کارخانه را شاهد بودیم. گروههای زیادی تحت نامهای هسته، شبکه، کمیته و… ایجاد شدند که به امر رهبری و دخالتگری در اعتراضات و اعتصابات پرداختند. سازماندهی این گروهها یکی از دستاوردهای مهم مبارزات سراسری مردم ایران برای ایجاد جامعهای آزاد، برابر و دمکراتیک است. این گروههای مخفی ضمن محافظت از خود در برابر پلیس سرمایه توانستهاند امور مبارزاتی خود را در میان تودهها به پیش ببرند. در حقیقت با بهرهگیری از رسانههای اجتماعی و ارتباطات چهره به چهرهی روزانه امر تبلیغ، ترویج، آموزش، آگاهی بخشی و کادرپروری را پی بگیرند و با دخالتگری و تعیین شعارها در اعتراضات خیابانی به آن ابعاد تودهای ببخشند. شورای سازماندهی کارگران پیمانی نفت که همچون کمیتههای متعدد و مخفی کارخانه عمل میکند در این دوره به سازماندهی اعتصاب پرداختند. اما این گروهها هستههای روشنفکرانی جدا از بدنهی کارگران و تودههای ستمدیده نیستند که به بهانهی مخفی بودن به یک فرقهی پرت افتاده از تودهی کار و زحمت تبدیل شوند. همین حقیقت در مورد نشریه هم صدق میکند و یک نشریه زمانی به هدف واقعی خود دست مییابد که نظرات پیشروان و سازماندگان جنبش را بازتاب دهد. اهمیت کمیته یا نشریهی مخفی در آن است که بتوانند به پرورش کادرهای بیشتر و تودهایتر شدن اعتراضات و اعتصابات کمک کنند. در حقیقت هدف نهایی از تشکیل کمیتهها و شبکههای مخفی هم همین است. این کمیتههای مخفی کوچک لازم است در نهایت به رشد آگاهی، کادرپروری و ایجاد تشکل در مقیاس فراگیر و تودهای یاری برسانند تا بتوانند توازن قوا را در سطح علنی بهبود بخشند. این هرگز به معنی علنی کاری و لو دادن همهی روابط و برنامهها نیست، نباید فراموش کرد که در علنیترین کار هم همواره مسائل مهمی برای مخفی کاری باقی میماند. هنر تلفیق کار علنی و کار مخفی اینجا مشخص میشود.
برای مثال کمیتههای مخفی کارخانه در نهایت باید بتوانند اکثریت کارگران را با خود همراه کنند و یک اعتصاب علنی را سازمان بدهند اما ملزومات آن اعتصاب به صورت مخفی و نیمهمخفی فراهم میشود و سازماندهندگان آن هرگز علنی نمیشوند. کمیتههای دانشجویی هم باید بتوانند در نهایت با سازمان دادن تجمعهای تودهای در مقابل دانشگاه و زندانها به صورت علنی نیروی اجتماعی را بسیج کنند و از مبارزان و همکلاسیهای زندانی خود دفاع کنند در حالی خود به عنوان یک کمیته همچنان مخفی میمانند. همانطور که معلمان و بازنشستگان توانستند توازن قوای لازم برای تحمیل تشکلها و مبارزات علنی و سراسری خود را بدست بیاورند. در یک کلام، سازماندهی مخفی نهایتا در خدمت تحمیل تشکلهای تودهای به صورت علنی در کارخانه و خارج از کارخانه قرار میگیرد. هر چقدر به موقعیت انقلابی نزدیکتر میشویم تشکلیابی کارگری-تودهای ممکنتر و ضروریتر میشود. (در مطالب «تشکلیابی کارگری-تودهای در شرایط سرکوب سیاسی» و «ضرورت تلفیق کار مخفی با کار علنی و توده ای کردن اعتراضات»
در آرشیو سایت آزادی بیان بیشتر به این موضوع پرداختهام).
اسفند 1401
