دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ | 01 - 06 - 2026

Communist party of iran

درآمدهای نفتی در خدمت دستگاه سرکوب


در شرایطی که حاکمیت از «جنگ اقتصادی» سخن می‌گوید، داده‌های بودجه‌ای و معیشتی تصویری متفاوت از اولویت‌های واقعی رژیم جمهوری اسلامی ارائه می‌دهند. اگر وضعیت کنونی به‌مثابه جنگی اقتصادی صورت‌بندی شود، پرسش بنیادین این است که چرا منابع اصلی کشور، به‌جای تقویت تولید و بازتولید اجتماعی، به گسترش ظرفیت‌های نظامی و امنیتی اختصاص می‌یابد. این مسئله، بازتابی از جهت‌گیری طبقاتی جمهوری اسلامی و منطق درونی آن در مدیریت بحران است. بر اساس لایحه بودجه ۱۴۰۴، روزانه حدود ۴۲۰ هزار بشکه از مجموع ۱.۷۵ میلیون بشکه صادرات نفت یعنی معادل نزدیک به ۲۴ درصد کل صادرات به نیروهای مسلح اختصاص یافته است. ارزش این سهم حدود ۱۱ میلیارد یورو برآورد می‌شود. اما بودجه ای که به نیروهای نظامی و امنیتی و اطلاعاتی در سال ۱۴۰۵ اختصاص داده شده است بسیار بیشتر از این رقم است. این افزایش قابل‌توجه، در کنار رشد چشمگیر بودجه برخی دیگر نهادهای اطلاعاتی، نشان‌دهنده یک جابه‌جایی روشن در اولویت‌های تخصیص منابع است. این اختصاص بودجه بیانگر تقویت ظرفیت‌های نظامی دستگاه حاکم در مواجهه با بحران‌های داخلی و خارجی است.


در سوی دیگر این بودجه‌بندی، وضعیت معیشتی اکثریت مردم ایران قرار دارد. به اعتراف برخی از مقامات رژیم اسلامی، بخش بزرگی از جمعیت کشور برای تأمین حداقل نیازهای غذایی به انواع حمایت‌های کالایی و یارانه‌ای وابسته‌اند. هم‌زمان، خط فقر در کلان‌شهرهایی مانند تهران به سطوحی فراتر از درآمدهای معمول خانوارهای کارگری رسیده است. این شاخص‌ها، نشان‌دهنده فرسایش ظرفیت بازتولید نیروی کار در سطح اجتماعی‌اند. آنچه مشاهده می‌شود، نوعی بازتوزیع منابع ثروت جامعه به نفع حفظ و تثبیت نظام سیاسی حاکم است. نظمی که در آن، منافع طبقه حاکم و تداوم قدرت سیاسی این طبقه بر بازتولید رفاه اجتماعی اولویت دارد. در این چارچوب، مفهوم «جنگ اقتصادی» کارکردی ایدئولوژیک پیدا می‌کند. در حالی که مواجهه عقلانی با بحران اقتصادی مستلزم تقویت تولید، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و کاهش نابرابری است، در عمل شاهد نوعی نظامی‌سازی و امنیتی کردن مدیریت بحران هستیم. در همین چارچوب، افزایش حداقل دستمزد در سطحی بسیار پایین‌تر از نرخ تورم واقعی و جهش هزینه‌های زندگی، به سقوط قدرت خرید و تعمیق فشار بر نیروی کار منجر می‌شود.


برای درک عمق این روند، مفهوم «بازتولید اجتماعی» اهمیت اساسی دارد. هر نظام اقتصادی برای تداوم خود نیازمند بازتولید و تجدید قوای نیروی کار است؛ یعنی تأمین حداقلی از شرایط زندگی، تغذیه، مسکن، سلامت و آموزش. هنگامی که بخش بزرگی از جمعیت برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای معیشتی به حمایت‌های دولتی وابسته می‌شود، این نشانه‌ای از اختلال در سازوکارهای عادی بازتولید اجتماعی است. در چنین شرایطی، حمایت‌های حداقلی حکومتی، به‌مثابه مدیریت حداقلی بحران اجتماعی عمل می‌کنند. در چنین شرایطی اولویت اصلی دولت اختصاص بودجه کلان به ارگانهای نظامی و نهادهای امنیتی برای مدیریت و کنترل سیاسی و در یک کلام برای تقویت ماشین سرکوب جهت مواجهه باجنبش‌های اجتماعی و اعتراضات توده‌ای است.


وابستگی ساختاری به درآمدهای نفتی، در کنار شبکه‌های گسترده توزیع رانت، فساد نهادینه شده باعث شده بخش مهمی از منابع ثروت جامعه به جای تولید، در چرخه‌های غیرمولد گردش یابد. در چنین ساختاری، حتی افزایش درآمدهای ارزی نیز به گشایشی در زندگی مردم منجر نمی‌شود.  و در چنین شرایطی گسترش نابرابری  و فشار معیشتی، شکاف میان دولت و جامعه را تعمیق و بحران مشروعیت حکومت اسلامی را تشدید کرده است. بنابراین رشد بودجه‌های نظامی را نه فقط برای مقابله با تهدیدات خارجی، بلکه باید به‌عنوان پاسخی به نارضایتی‌های اجتماعی هم درک کرد. تناقض اصلی در این است که سیاست رسمی از «تاب‌آوری اقتصادی» سخن می‌گوید، در حالی که خود این سیاست‌ها به تضعیف بنیان‌های تاب‌آوری منجر می‌شوند.


جامعه‌ای که بخش عمده جمعیت آن درگیر تأمین نیازهای اولیه است، ظرفیت محدودی برای مواجهه با بحران‌های ساختاری دارد.  خروج از این وضعیت صرفاً از مسیر اصلاحات ممکن نیست. تا زمانی که توازن قدرت به نفع طبقات و باندهای مافیای حاکم برقرار است، تخصیص منابع نیز بازتاب همین توازن خواهد بود. آنچه امروز در ایران جریان دارد، بیش از آنکه یک «جنگ اقتصادی» به معنای متعارف باشد، شکلی از تعارض ساختاری درون جامعه است؛ تعارضی که در آن هزینه‌های سنگین بحران بر دوش طبقه کارگر و زحمتکشان قرار می‌گیرد، در حالی که بودجه های کلانی به سازوکارهای قدرت و امنیت اختصاص داده می‌شوند. در حالیکه، مسئله اصلی بازسازی ظرفیت‌های زندگی اجتماعی و دسترسی پایدار به کار، نان، مسکن، آموزش و پرورش و درمان و بهداشت رایگان است. هر سیاستی که این اولویت‌ها را به حاشیه براند، حتی اگر در زبان رسمی با مفاهیمی چون امنیت یا مقاومت در برابر دشمن خارجی توجیه شود، در عمل به بقای سلطه طبقه حاکم، فربه کردن حکومتی‌ها و سوق دادن هر چه بیشتر خانواده های کارگری و اکثریت مردم ایران به زندگی کردن در زیر خط فقر منجر می گردد.

سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله

https://cpiran.org

https://komala.co

https://t.me/peshrawcpiran

www.facebook.com/Peshrawcpiran

www.instagram.com/Peshrawcpiran1

https://t.me/KomalaCpiranTv

https://alternative-shorai.tv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: