دانشگاه میدان مقاومت و مبارزه
چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۴

در هفتهی گذشته، برای چهارمین شب پیاپی، دانشجویان خوابگاه دانش دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی، حیاطها و راهروهای خود را به صحنهی اعتراض و مطالبهگری بدل کردند. صدای شعارها در میان دیوارهای خوابگاه پیچید: «دانشگاه پولکی، شهریه زورکی»، «تا حقمو نداده، هر شب همین بساطه»،«دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد». در سوی دیگر شهر، در دانشگاه الزهرا، دختران دانشجو زیر انبوهی از نظارتها، گیتهای چهرهنگاری، تذکرات حجاب، و تحقیرهای روزمره در سلف و خوابگاه، از ابتداییترین حقوق انسانی خود محروماند. درِ غربی دانشگاه بسته شده، ورود بعد از ساعت ۱۰ شب ممنوع است، و دانشجویان حتی در زمان استراحت باید از نگاه حراست بگریزند. در چنین شرایطی، دانشگاه نه پناهگاه آموزش، بلکه زندانی زنانه است که در آن، کنترل بدن و ذهن همزمان اعمال میشود. این دو رخداد، در ظاهر جدا از هماند؛ اما در بطن خود، از بحران در نظام آموزش عالی ایران سخن می گویند. بحرانی که کارگران خدماتی دانشگاهها را به بردگان پیمانکاری بدل کرده و دانشجویان را به مشتریانِ بیقدرت یک کالای گرانقیمت به نام «آموزش».
در سالهای اخیر، دانشگاه به آزمایشگاهی از سیاستهای نئولیبرالی رژیم بدل شده است. دولت، با واگذاری ارائه خدمات رفاهی و آموزشی به پیمانکاران خصوصی، به تدریج از مسئولیت اجتماعی خود عقبنشسته است. سلفها پولی شدهاند، خوابگاهها به بنگاههای سودآور بدل گشتهاند و حتی خدمات نظافت، تأسیسات و فضای سبز، به شرکتهای پیمانکاری سپرده شده است. کارگران دانشگاهها – از نظافتچیان خوابگاهها تا آشپزهای سلف – با قراردادهای موقت کمتر از یکسال کار میکنند و در تابستانها بیکار میمانند. هیچ تضمینی برای تمدید قراردادشان وجود ندارد و کوچکترین اعتراض میتواند به اخراج بینجامد. آنان در محیطی کار میکنند که نه از دستگاه تهویه در تابستان خبری هست، نه از وسایل گرمایشی در زمستان. کار با مواد شیمیایی، خستگی مداوم، و دستمزدهایی که کفاف زندگی را نمیدهد، چهرهی بینقاب استثمار است.
اما این استثمار محدود به کارگران خدماتی نیست؛ دانشجویان نیز در قالبی دیگر قربانی همین منطقاند. شهریهها افزایش مییابد، خدمات حذف میشود و مسئولان با وقاحت از «کسری بودجه» سخن میگویند، در حالی که بودجهی نصب گیتهای امنیتی و دوربینها بهسرعت تأمین میشود. در دانشگاه الزهرا، حتی ورود به سلف زیر نگاه حراست انجام میشود؛ نظارتی که بهجای امنیت، تنها سلطه را بازتولید میکند. تحت حاکمیت رژیم سرمایه داری اسلامی آموزش رایگان نیست. غذا، خوابگاه، سرویس، حتی تنفس آزاد. در چنین شرایطی، آموزش دیگر حق عمومی نیست، بلکه امتیازی طبقاتی است. این همان «سلب مالکیت از تودهها» در عرصهی آگاهی است؛ فرآیندی که در آن دانش، تجربه و حتی رؤیا، به کالا تبدیل میشود. اما کالاییسازی آموزش نیز در دل خود آگاهی مقاومت را میزاید.
وقتی دانشجو از خود میپرسد «سرویس حذف شده، پولش کجا خرج شده؟»، در حقیقت از توزیع ناعادلانهی ثروت جامعه در ساختار دانشگاه میپرسد. این لحظه، لحظهی زایش آگاهی است. در دانشگاه مسئولان، با زبان دین و اخلاق، انضباط مورد نظر خود را تحمیل میکنند؛ دانشگاه بدل به پادگان و زندان میشود، و حراست، بازوی ایدئولوژیک نظم سرمایهداری در پوشش دینی است. این نظم، آگاهانه طراحی شده تا ذهن دانشجویان بویژه زن دانشجو را از تفکر و اعتراض باز دارد. اما تجربه نشان داده است که فشار، همیشه بذر مقاومت میکارد. دختران الزهرا با سکوتهای آگاهانه و بیانیههای جمعی، راهی تازه از مبارزه را گشودهاند؛ مبارزهای که از بدن آغاز میشود و به جامعه میرسد. سرمایهداری برای بقا نیازمند بازتولید نیروی کار است، و دانشگاه در این چرخه نقش مرکزی دارد: آموزش مهارتهای لازم، تربیت ذهنهای مطیع، و تولید رؤیاهای سازگار با بازار. اما هنگامی که جمهوری اسلامی در گرداب بحران دست و پا می زند، بحران بودجه، فساد اداری و نهادینه شده به اوج می رسد، این فرآیند دچار اختلال میشود.
دانشگاههای ایران امروز دقیقاً در چنین بحران بازتولیدی قرار دارند. کارگران خدماتی موقت و دانشجویان معترض، دو سوی یک تناقضاند. آنان که باید نظم را بازتولید کنند، خود به نیروی برهمزنندهی آن بدل شدهاند. شعارهای شبانهی خواجه نصیر، پژواک همین شکاف است. اعتراضات اخیر، هرچند از مسائل رفاهی آغاز شدهاند، اما بهسرعت به طرح مطالبات سیاسی انجامیدهاند. شعار «نه پادگان نه بنگاه، درود بر دانشگاه» بیان روشنی است از بازپسگیری معنای آموزش از چنگال سرمایه. بااینحال، تجربهی جنبشهای گذشته نشان داده است که بدون سازمانیابی، این خشمها فرسوده میشوند. آنچه امروز ضروری است، پیوند جنبش دانشجویان با جنبش کارگران است؛ پیوندی که از سطح همدلی به سطح عمل مشترک برسد. آگاهی واقعی، تنها در پراتیک جمعی شکل میگیرد. دانشجویان زمانی انقلابی میشوند و می توانند پرچم مطالبات دمکراتیک جامعه را در دانشگاه برافرازند که افق انقلابی، افق سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و دگرگونی بنیادی نظام سرمایه داری را در پیش روی خود قرار دهند. جنبش دانشجویی زمانی می تواند پیشروی خود را تضمین کند که اتحاد با جنبش کارگری و دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی را عمق استراتژیک ببخشد.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1 (http://www.instagram.com/Peshrawcpiran1)
https://t.me/KomalaCpiranTv
