جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ | 03 - 04 - 2026

Communist party of iran

خیزش عظیم توده ای علیه بودجهٔ ریاضتی در فرانسه


اعتصابات و اعتراضات سراسری اخیر در فرانسه علیه پیش‌نویس بودجهٔ ۲۰۲۶ با شرکت بیش از یک میلیون نفر از کارگران و زحمتکشان در روز پنجشنبه ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۵  یکی از بزرگ‌ترین جنبش های اعتراضی سال‌های اخیر در این کشور است. این اعتصاب و راهپیمایی پرشکوه در بیش از ۲۵۰ شهر و مراکز صنعتی برگزار گردید. در برابر این حرکت عظیم جمعی، دولت فرانسه ۸۰ هزار نیروی پلیس را در سراسر کشور بسیج و ده ها نفر از معترضان را دستگیر کرد، که خود گویای نگرانی طبقه حاکم از گستردگی و رادیکالیسم جنبش اعتراضی اخیر است. درگیری در چندین شهر میان تظاهرکنندگان و نیروهای سرکوب حکومتی، بار دیگر شکاف عمیق میان دولت بورژوازی و اکثریت مردم زحمتکش را نمایان ساخت.

اعتصاب‌کنندگان از بخش‌های گوناگون شامل آموزش، حمل‌ونقل، انرژی و خدمات عمومی به میدان آمدند. دانشجویان و جوان نقش فعالی در این اعتراضات داشتند و علیه نسل کشی دولت اسرائیل در غزه شعار سر دادند. این نشان‌دهنده‌ی آن است که اعتراضات محدود به یک بخش جنبش کارگری نیست، بلکه بازتاب خشم گسترده و انباشته‌ی کارگران و مزدبگیران و اقشار فرودست در سراسر جامعه است. مسئله فقط افزایش سن بازنشستگی یا کاهش خدمات اجتماعی نیست؛ این سیاست‌ها بخشی از یک برنامه کلان ریاضتی بورژوایی است که سود سرمایه‌داران را تضمین و هزینه‌های بحران سرمایه‌داری را بر دوش کارگران می‌گذارد. آنچه در فرانسه جریان دارد، یک اعتراض صرفاً اقتصادی نیست. این جنبش نشانه‌ی نفوذ روزافزون آگاهی طبقاتی است: بخش از کارگران دریافته‌اند که کاهش سطح زندگی، ناامنی شغلی و نابودی حقوق اجتماعی، نتیجه اجتناب‌ناپذیر بقای نظام سرمایه‌داری است که بحران به بخشی از موجودیت آن تبدیل شده است. حضور میلیونی در خیابان‌ها و پیوند اقشار مختلف مزدبگیران، ظرفیت بالقوه‌ای برای گذار از مقاومت پراکنده به مبارزه‌ای سیاسی و سراسری علیه کل نظام حاکم را آشکار کرده است.

رئیس‌جمهور امانوئل مکرون با سکوت و بی‌اعتنایی به مطالبات مردم، همان سیاستی را تکرار می‌کند که به خاطر آن در سال‌های گذشته به عنوان “رئیس‌جمهور ثروتمندان” شناخته شد: «پافشاری بر پیشبرد اصلاحات نئولیبرالی به رغم مخالفت شدید جنبش ها اجتماعی». سیاست‌های او در تداوم میراث سارکوزی و اولاند، چیزی جز تعرض پیگیر به حقوق تاریخی طبقه کارگر و گسترش قدرت سرمایه مالی نیست. بی‌اعتنایی دولت به اعتراضات، راهی آگاهانه برای نشان‌دادن اقتدار بورژوازی است. اما این اقتدار اکنون فقط بر سرکوب پلیسی استوار است. هر چه شکاف میان دولت و جامعه ژرف‌تر می‌شود، دولت ناگزیر به استفاده بیشتر از ابزار قهری خواهد بود. این منطق درونی دولت بورژوازی است که در لحظات بحران، نقاب “دموکراسی لیبرال” را کنار گذاشته و با چهره واقعی اقتدارگرای پلیسی ظاهر می‌شود.

یکی از مشخصه‌های مهم جنبش کنونی، نقش محدودکننده رهبری اتحادیه‌های رسمی است. در حالی که توده‌های کارگر ظرفیت بروز خشم انقلابی خود را دارند، اتحادیه‌ها غالباً تلاش می‌کنند مبارزه را در چارچوب “چانه‌زنی با دولت” نگه دارند. برگزاری راهپیمایی‌های زمان‌بندی شده، تاکید بر “اعتراضات مسالمت‌آمیز” و فقدان چشم‌انداز یک اعتصاب عمومی نامحدود، بیانگر این است که بوروکراسی اتحادیه‌ای از جهتی با دولت هم‌پیمان شده اند تا نگذارند این جنبش اعتصابی و اعتراضی به جنبشی سیاسی رادیکل برای به چالش کشیدن دولت بورژوایی تبدیل گردد. این نقطه تضاد اصلی میان پتانسیل واقعی طبقه کارگر و محدودیت‌های بوروکراسی اتحادیه‌ای است. این جنبش اگر بخواهد از محدوده اصلاحات سطحی فراتر رود و مانع اجرای سیاست‌های ریاضتی شود، باید از کنترل جناح‌های سازش‌کار اتحادیه‌ها فراتر رود و به ابتکار عمل مستقیم توده کارگران و سازمانیابی جمعی و شورایی آنان متکی گردد.

مبارزات کنونی را نمی‌توان جدا از میراث تاریخی جنبش کارگری فرانسه دید. از انقلاب ۱۷۸۹ تا  کمون پاریس در ۱۸۷۱، از اعتصابات بزرگ دهه ۱۹۶۰ تا اعتراضات ضد ریاضتی جلیقه زردها، فرانسه همواره صحنه‌ی پرتنش کشاکش میان کار و سرمایه بوده است. تاریخ نشان داده هر بار که دولت قصد داشته حقوق اجتماعی زحمتکشان را به نفع سرمایه محدود کند، با موج‌های عظیم مبارزاتی روبه‌رو شده است؛ اما در فقدان رهبری یک حزب کارگری و کمونیستی انقلابی که بتواند این جنبش های اعتراضی را به جنبشی سیاسی برای عقب راندن دولت بورژوایی ارتقا دهد، این موج‌ها اغلب یا مهار شده یا به شکست انجامیده اند. اعتصاب میلیونی اخیر فرانسه نه صرفاً یک اعتراض صنفی، بلکه فریاد برآمده از وضعیتی تاریخی، فریاد اعتراض علیه عمیق شدن شکاف طبقاتی و نابرابری های اجتماعی و محرومیت هایی است که سرمایه داری فرانسه به اکثریت ساکنان این سرزمین تحمیل کرده است.

نقش طبقه کارگر در تولید اجتماعی وحضور بیش از یک میلیون نفر در خیابان‌ها، در برابر ۸۰ هزار نیروی پلیس، نشان داد که کدام طرف جامعه نیروی واقعی و حیاتی را تشکیل می‌دهد. آینده این جنبش وابسته به این است که آیا کارگران می‌توانند از محدوده‌ی اعتراضات کنترل‌شده اتحادیه‌ای فراتر روند و به سوی سازمان‌یابی انقلابی، شوراهای مردمی و اعتصابات نامحدود حرکت کنند یا خیر. چنین گذرگاهی نه فقط برای  رهایی از کل نظام استثمار سرمایه داری، بلکه برای دفاع از پایین آوردن سن بازنشستگی یا حفظ تعطیلات رسمی و تحمیل اصلاحات رادیکال نیز ضروری است. امروز در فرانسه، بار دیگر شعار تاریخی کمون پاریس طنین‌انداز می‌شود: رهایی کارگران،  امر خود کارگران است.
سخن روز: تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومەله
https://alternative-shorai.tv
https://cpiran.org
https://komala.co
https://t.me/peshrawcpiran
www.facebook.com/Peshrawcpiran
www.instagram.com/Peshrawcpiran1 (http://www.instagram.com/Peshrawcpiran1)
https://t.me/KomalaCpiranTv

اشتراک در شبکه های اجتماعی: